در اختتامیه دومین جشنواره حقوق بشر آمریکایی افشای سیاستهای حقوق بشر آمریکایی

[ad_1]


صدای شیعه: مراسم اختتامیه دومین جشنواره حقوق بشر آمریکایی شب گذشته، چهاردهم تیرماه با حضور چهره‌هایی همچون عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، آیت‌الله حسینی همدانی امام جمعه کرج، مهدی چمران عضو سابق شورای شهر تهران، سردار نقدی فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج، پروفسور گلاسکاپ پژوهشگر مسائل آمریکا، محمود عباسی معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری، فواد ایزدی تحلیلگر مسائل آمریکا و… در تالار سوره حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.


در ابتدای این مراسم اسفندیار قره‌باغی خواننده سرود «آمریکا! آمریکا!» گفت: چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی عمر ما تمام می‌شود چه در بستر طلایی و چه با کیفیت افتخارآمیزی همچون شهادت به وسیله شلیک ناو آمریکایی؛ به فرمانده ناو نشان لیاقت هم داده می‌شود؛ اگر لیاقت همان است که آمریکایی‌ها می‌گویند همان بهتر که در خون خود بغلتیم و به فرهنگ آمریکایی تن ندهیم. سپس از این خواننده ارزشی تجلیل به عمل آمد و لوح یادبود جشنواره به وی اعطا شد.


در ادامه عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفت: غربی‌ها مدعی هستند که حقوق بشر خاستگاه غربی دارد و نقش دیگران در ایجاد آن را نفی می‌کنند؛ البته در این زمینه مخالفتی نداریم و آنچه آنها ادعا دارند را به خودشان وامی‌گذاریم و دفاع از مبانی اصیل خود را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم.


کدخدایی تصریح کرد: روشن‌ترین تاریخ ایجاد حقوق بشر اعلامیه 1948 و میثاقین 1966 است. با ورق‌زدن تاریخ شاهد این واقعیت هستیم که آمریکا بیش از آن که مدافع حقوق بشر باشد سرکوبگر مردم آزادی‌خواه در جوامع مختلف بوده است نمونه بارز آن جنگ ویتنام است که طی آن مردم آنقدر با خشونت سرکوب شدند که حتی در خود آمریکا دودستگی پیش آمد؛ با این وجود در دوره بعد یعنی اواخر دهه هفتاد کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا دم از احقاق حقوق بشردوستانه از طریق اقدامات مسالمت‌آمیز زد!


عضو حقوقدان شورای نگهبان بیان کرد: دوره بعدی حقوق بشر آمریکایی را می‌توانیم از سال 2003 به بعد بررسی کنیم که طی آن جرج بوش به بهانه حملات 11 سپتامبر آن فجایع را رقم زد.


کدخدایی تاکید کرد: حقوق بشر آمریکایی در سال‌های 1917، 1977 و 2003 همگی یک هدف داشت و آن تامین منافع ملی آمریکا از هر راه ممکن بود نه فقط از طریق روشهای مسالمت‌آمیزی که کارتر ادعا می‌کرد.


عضو هیئت علمی دانشگاه تهران درباره ویژگی‌های حقوق بشر آمریکایی که همگی ضد مفاد اعلامیه حقوق بشر هستند گفت: اولین ویژگی تبعیض‌آمیزبودن و منفعت‌طلبانه بودن است که در حال حاضر مسائلی همچون سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم بحرین، مسائل یمن و همچنین حمایت آمریکا از فرقه جنایتکار رجوی به خوبی بیانگر این ویژگی هستند؛ ویژگی دوم مخالفت با عدالت و برابری است که مخالفت آمریکا با تشکیل دیوان کیفری بین‌الملل نمایانگر این مسئله است؛ ویژگی سوم توسل به زور جهت تامین منافع است که استحضار دارید آمریکا با توان نظامی، سیاسی و اقتصادی خود اعمال قدرت می‌کند در صورتی که مفاد اعلامیه حقوق بشر باید با رضایت کشورها اجرا شود نه با اعمال قدرت به عنوان مثال آمریکا پس از 11 سپتامبر آمریکایی‌ها منتظر محکمه و مجازات عاملان حادثه نماند و بلافاصله مردم بیگناه افغانستان را به خاک و خون کشیدند؛ ویژگی چهارم بی‌توجهی به توصیه‌ها و دستورات سازمانهای بین‌المللی و ویژگی پنجم مقدم شمردن منافع ملی بر اصول و قواعد حقوق بین‌الملل است.


کدخدایی اضافه کرد: حقوق بشر کنونی محصور خواسته‌های غیرمشروع آمریکا شده و آمریکا و غرب حتی نتوانستند قوانین حقوق بشر که خودشان در دهه 40 تدوین کرده‌اند را تاب بیاورند چون علیه منافعشان است.


در ادامه مراسم از حسین کرمی هنرمند جوان و علی بهادری مولف مقاله‌ای با موضوع علل حقوق بشر آمریکایی تجلیل شد و سپس از سالنامه «نشان افتخار» رونمایی به عمل آمد.


همچنین امیر کربلایی‌زاده به اجرای استندآپ کمدی با موضوع بیان خاطرات از زبان یک تروریست‌ داعشی پرداخت.


در ادامه این جشن محمود عباسی معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری گفت: حقوق بین‌الملل فارغ از ملیت و رنگ و نژاد است؛ حقوق ذاتی بشر یعنی آدمی از آن رو که آدم است دارای حقوق والاست.


وی ادامه داد: حقوق بشر، خاص یک منطقه نیست که بخواهیم از آن با عنوان حقوق بشر آمریکایی یا غربی تعبیر کنیم اما نگاه خاص مقام معظم رهبری به این مقوله به معنی آن است که آمریکا حقوق بشر را دستاویزی برای دستیابی به منافع نامشروع خودش کرده است.


عباسی بیان کرد: اساساً پس از استقلال آمریکا از بریتانیا نطفه تبعیض آمریکایی منعقد شد که پس از آن آمریکایی‌ها به کشتار سرخپوستان و سیاهپوستان و سرکوب اعتراضات آنان در خاک آمریکا پرداختند و امروز شاهد برخورد افسارگسیخته پلیس آمریکا و کشتار حدود 200 نفر با شلیک اسلحه توسط پلیس‌های آمریکایی هستیم.


وی افزود: کشتار هیروشیما و ناکازاکی، جنایات جنگ جهانی دوم با کشتار بیش از 2 میلیون و 500 هزار نفر، مداخله درجنگ کره شمالی و کره جنوبی، جنایات و قتل عام در جنگ ویتنام با بیش از 5 میلیون کشته، استفاده از سلاح‌های شیمیایی در جنگ افغانستان و عراق، شلیک موشک به هواپیمای ایرباس به بهانه فاجعه لاکربی، حمله به جزایر خلیج فارس، اشغال پاناما، تجاوز به عراق با بیش از یک میلیون کشته و رسوایی‌های ضد حقوق بشر در گوانتانامو، ابوقریب و بگرام همگی نشانه‌های حقوق بشر آمریکایی هستند.


معاون حقوقی وزارت دادگستری خاطرنشان کرد: در حال حاضر زمینه‌های تشکیل «اتحادیه حقوقدانان جهان اسلام» فراهم شده که حرکت بسیار خوبی است و امیدواریم طی آن ندای مظلومیت مردم منطقه به گوش جهانیان برسد و راهی نو فراروی بشریت قرار داده شود.


در ادامه جشن حسن اسحاقی شاعر به دکلمه شعری درباره حقوق بشر آمریکایی با این مطلع پرداخت «بخوان به نام سیاست بخوان به نام دروغ /  که عصر عصر شعار است و ازدحام دروغ»


گفتنی است که اسحاقی این شعر را به محض بیان درخواست رهبر معظم انقلاب از شاعران مبنی بر سرودن شعر هجو با موضوع مسائل سفر ترامپ به عربستان سروده است.


در ادامه پروفسور گراسکاپ از ایالات متحده آمریکا گفت: حوزه تخصصی من علوم سیاسی است و در هنر، تخصصی ندارم اما واقف به قدرت هنر در ابراز عقاید سیاسی هستم؛ هنرمند می‌تواند زبان بیان بسیاری از مسائل باشد.


این پژوهشگر مسائل آمریکا گفت: حقوق بشر به عنوان یک ابزار سیاسی در اختیار آمریکا است که جهت نیل به اهداف سیاسی خود از آن بهره می‌جوید؛ نمونه آن، تغییر رفتار آمریکا با کشور شما ایران در زمان قبل و بعد از انقلاب است که این مقایسه را به شما واگذار می‌کنیم.


گراسکاپ بیان داشت: در داخل آمریکا نیز حقوق بشر به این معناست که یک شخص هر چقدر اموال و دارایی بیشتری داشته باشد به همان میزان از حقوق بیشتری برخوردار است.


در پایان این مراسم از نویسندگان کتب با موضوع حقوق بشر آمریکایی تقدیر به عمل آمد که اسامی آنها را در ادامه می‌خوانید


خیرالله پروین به خاطر نگارش کتاب «حقوق بین‌الملل از نظر تا عمل»


علی الفت‌پور به خاطر نگارش کتاب «بدذات»


مرتضی رفیعی بصیری به خاطر نگارش کتاب «تحریم ایران در دوره اوباما»


محمدصادق کوشکی به خاطر نگارش کتاب طنز «تاریخ مستطاب آمریکا»


سپس از نویسندگان مقالات برگزیده و هنرمندان برگزیده دومین جشنواره حقوق بشر آمریکایی در بخشهای اینفوگرافی، موشن‌گرافیک، پوستر و نمایشنامه‌های رادیویی تقدیر شد.


منبع: باشگاه خبرنگاران پویا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

دبیر شورای دین پژوهان کشور: نسبت به مؤسسات فرهنگی مستقل کم توجهی می‌شود

[ad_1]


صدای شیعه: آیت پیمان دبیر شورای دین پژوهان کشور در نامه‌ای به رئیس دولت و رئیس مجلس شورای اسلامی درباره کم توجهی به مؤسسات مستقل فرهنگی، گله کرد.


متن این نامه به شرح ذیل است:


در 38 سال گذشته مؤسسات، نهادها، سازمان‌ها و دستگاه‌های زیاد و پر تعداد فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و تبلیغی که در عرصه داخلی و بین المللی مسئولیت‌هایی را بر عهده دارند ایجاد شده اند. از بین صدها مؤسسه ریز ودرشت، فقط 52  موسسه متعلق به اشخاص متنفذ و خاص  بودجه های دولتی اغلب گزاف و نامتعادل و  بدون نظارت و حسابرسی،  همه ساله دریافت می کنند و  به اعتراف صاحب نظران اعم از نمایندگان مجلس و منتقدان فرهنگی و دینی این بودجه های دریافتی متناسب با کارکرد حقیقی و خروجی و محصولات علمی و فرهنگی آنان نیست و برای بعضی از آنها متاسفانه چند برابر هزینه های واقعی خود بودجه دریافت کرده و می کنند  و قبلاً گزارشاتی مستند درباره آنان در وقت تصویب لایحه بودجه سال 95 در خروجی سایت‌های تابناک و الف قرار گرفت ولی بعد از یکی دو روز بطور سئوال برانگیزی گزارشات مذکور حذف شدند


جناب رئیس جمهور، 


جناب رئیس مجلس، 


آیا تا حالا «نسبت بین هزینه‌ها و دستاوردها» را  در این موسسات  دینی و فرهنگی  مورد بررسی قرار داده‌اید؟


 آیا روند و نتایج، بعد از سالها دریافت وپرداخت این بودجه‌های هنگفت، راضی کننده است؟ 


آیا موفقیت این متولیان متکثر و متعدد در دینداری و فرهنگ جامعه و در حضور قابل دفاع و آبرومند آنان در عرصه بین المللی و در مراکز  و مجامع علمی و اجلاس های علمی فرهنگی جهان قابل قبول است؟


آیا اساسا با هزینه کردن 8 هزارمیلیارد تومان بودجه بخش فرهنگ، در متن تحولات فکری، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و تبلیغی غرب و شرق عالم حضور و جایگاه شایسته‌ای داریم؟


عالیجنابان، ما با این همه موسسه سازی، به عنوان  منادی ومدافع مکتب اسلام ناب محمدی و مدعی معارف و فرهنگ اصیل قرآن و اهل بیت علیهم السلام امروز دقیقا” کجای کار هستیم؟


رؤسای بزرگوار، 


در انقلاب جهانی وب و در فضای پرشتاب و شکننده و پر مخاطره مجازی چه می کنیم؟ و سهم مان نسبت به دشمنان مان چه قدر است؟


 آیا سزاوار است بعد از 38 سال و این همه مدعا و این همه متولیان با تشکیلات عریض و طویل، گفته شود ” سهم ما،نه فقط از صهیونیست و وهابیت! بلکه با شرمندگی،  حتی از فرقه 4 ساله داعش هم درفضای مجازی کمتر و در ماهواره ها صدایمان حتی نارساتر از بهائی ها و داعشی ها باشد و مراکز اسلامی و مساجد و نمایندگی های ما هم درداخل کشور،  و هم در خارج، در مقابل  مساجد سنی و وهابی بسیار محقر و فقیر و فاقد روحانی مستقر  و ناتوان در فعالیت باشند  !؟ 


آیا ناظران و مشاوران و دستگاه های نظارتی پرهزینه تان، این واقعییات تلخ را به حضورتان ایفاد نمی نمایند؟ یا این  گزارش ها نزد شما اولویت  و ضرورت توجه و اهتمام نداشته اند؟


اگر مدعی باشید که  اولویت و اهتمامی در کار است و نامه  این بنده را هم سیاه نمایی تلقی کنید، سئوال می کنم ؛ چه  اهتمامی داریم که حتی به اندازه یک سازمان جدید التاسیس حنفی در کشور همسایه لائیک مان ترکیه  ، در جهان بروز و ظهور و کارکرد دینی و فرهنگی نداریم!؟


 آیا سهمی که ما در این عرصه ها داریم با تاریخ، قد و قامت جغرافیایی، پیشینه تمدن و فرهنگ و اندیشه  و توانمندی های بالقوه ما، با  8 هزار میلیارد تومان بودجه دولتی بخش فرهنگی و دینی بعلاوه آن، بیش از این رقم  وجوهات شرعی و خیریه ها و موقوفات موجود، سازگار است؟


چرا دستگاه های نظارتی و محاسباتی فربه وپر هزینه! و کمیسیون های ذیربط مجلس شورای اسلامی،  و بازرسی ریاست جمهوری و بازرسی کل کشور و بازرسی دفتر مقام معظم رهبری، گزارش به درد خوری به ملت نمی دهند؟ 


چرا مجلس در برابر رانت نفوذ شخصیت های بودجه بگیر و غیر پاسخگو، این قدر نا کار آمد و مستاصل است؟


و چرا این مجلس محترم  و سازمان برنامه و بودجه حتی قدرت اصلاح و عادلانه کردن یک جدول فرعی لایحه بودجه و جواب قانع کننده به  اعتراضات نخبگانی و رسانه ای در مورد بودجه های فرهنگی را ندارند؟ 


با اینکه بسیاری از نمایندگان  همین مجلس دهم اعتراف به بی عدالتی و رانت خواری و ویژه خواری متنفذین در جدول 17 مذکور داشتند و موضع اولیه گرفتند، اما به یکباره ساکت شدند و بودجه های حمایتی اشخاص و موسسات حقیقی و حقوقی را به همان صورت همیشگی و با افزایش بی رویه و توجیه ناپذیر بودجه  بعضی از موسسات، بدون اعتنا به درخواست های  مکرر متقاضیان جدید حمایت فرهنگی و دینی، تصویب کردند، تا در این دوره باز هم موسسات ثروتمند ثروتمندتر و موسسات فقیر و مقروض فقیرتر بمانند چرا جناب رئیس جمهور و جناب رئیس مجلس و اعضای محترم کمیسیون فرهنگی، اعتنایی به گزارشات و مکاتبات( سر ناگشاده!) دبیرخانه شورای دین پژوهان کشور نفرمودند و پاسخی ندادند تا امروز  ما را  لابد و ناگزیر از ارسال این نامه سرگشاده نمودند؟  


بزرگواران، خاطر نشان می نماید اعتراض نخبگان حوزه دین و فرهنگ در این موضوع به حدی بالا گرفته است که حتی در دیدار افطاری ماه رمضان امسال (دیدار فضلای حوزه با رئیس جمهور)، یکی از اساتید برجسته و صاحب نظر حوزه،  در سخنان خود به نمایندگی حضار، با ذکر  نمونه هایی از  مصادیق این بی عدالتی و تبعیض فاحش، تصریح کرد و خواستار بازنگری و اصلاح شد ولی باز هم تا کنون مسکوت مانده است


چقدر خوب است که  نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و بخصوص اندیشمند فاضل جناب  آقای دکتر لاریجانی، نماینده محترم مردم قم که الحمدلله  رئیس این قوه است،  و مکرر اینگونه اعتراضات را در قم از علمای مختلف شنیده است، رو دربایستی ها و معذورات و محذورات با اشخاص  را کنار بگذارند و  به مدد اساتید و صاحب نظرانی که به لطف خدا در حوزه و  دانشگاه داریم، در این مورد تصمیم گرفته و کار و اقدام سازنده‌ای برای رفع این تبعیض و بی عدالتی بنمایند و  حق مؤسسات کارآمد ولی بی نفوذ  را اعاده، و با تنظیم عادلانه جداول بودجه فرهنگی با ملاک‌ها وشاخص های قابل ارزیابی، و ایجاد سازو کار قانونی نظارت بر هزینه کرد بهینه و مؤثر و صحیح وسازنده آن، به نگرانی ها پایان دهند.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

کودتای سیاسی در عربستان / ولیعهد جوان در سودای پادشاهی

[ad_1]


صدای شیعه: محمد بن سلمان، ولیعهد جدید ملک سلمان، همزمان با حفظ سمت در مقام وزیر دفاع، به معاونت رئیس شورای وزیران عربستان هم منصوب شد. این رویداد که در تضاد با وصیت موسس آل‌سعود و رویه و سنت انتقال قدرت در خاندان سعودی است، در برخی رسانهها زلزله سیاسی و در برخی دیگر کودتای جانشینی در عربستان نام گرفت.


به عبارتی محمد بن سلمان که در کانون این تغییر قرار دارد، با استفاده از موقعیت پادشاهی پدر، در اقدامی بیسابقه قدرت را به شکل مستقیم و موروثی برای خود تضمین کرد، و دست دیگر مدعیان نسل اول و دو قدرت را از رسیدن به تاج و تخت عربستان دور کرد.


تغییر در سنت انتقال قدرت


قدرت در عربستان طی وصیت ملک عبدالعزیز آلسعود، موسس خاندان سعودی بین پسران وی دست به دست می‌شد. اما با گذشت 74 سال از مرگ ملک عبدالعزیز، ملک سلمان مسیری متفاوت را در پیش گرفت، و با عبور از اصل جانشینی فرزندان عبدالعزیز زمینه را برای قدرت‌یابی نسل دوم خاندان سعودی فراهم کرد.


در این چارچوب ملک سلمان در دو سال گذشته در چندین مرحله دست به تغییر آرایش قدرت در مناصب مختلف قدرت در عربستان زد و تصفیه حساب خانوادگی، مدعیان قدرت را از مصادر امور برکنار و وابستگان خود را منصوب کرد.


یکی از مهمترین تغییرات در یازدهم اردیبهشت 1394 و تنها 4 ماه از مرگ «ملک عبدالله بن عبدالعزیز» روی داد که طی آن ملک سلمان با صدور فرامینی دست به تغییرات اساسی در ساختار سیاسی زد. در این میان مهمترین تغییر، برکناری برادرش «مقرن بن عبدالعزیز» از ولیعهدی و نائب‌‌رئیسی شورای وزیران و انتصاب «محمد بن نایف» به ولیعهدی و فرزندش «محمد بن سلمان» به جانشینی ولیعهد بود.


ملک سلمان در مراحل بعدی نیز به تغییرات هدفمند در ساختار قدرت ادامه داد، اما سرانجام فرمان دیروز ملک سلمان نشان دادد که هدف اصلی وی در عبور از وصیت موسس آل سعود، موروثی کردن قدرت و انتقاتل مستقیم آن به فرزندش محمد بوده است.


در این چارچوب محمد بن نایف، شاهزاده ذینفوذ سعودی به رغم سوابق طولانی در وزارت کشور و ارتباطات نزدیک خارجی از جمله با آمریکا برکنار شد؛ و ملک سلمان 31 ساله که تنها از زمان پدر وارد ردیف اول قدرت در پادشاهی سعودی شد به جانشینی رسید.


دو سال زمینه سازی برای جانشینی


بن سلمان در دو سال گذشته در سمت جانشین ولیعهد و وزیر دفاع تلاش وسیعی برای معرفی خود به عنوان عامل تعیین کننده در دربار پدر و تصمیم ساز در ساختار سیاسی آل‌سعود انجام داد. در سطح منطقه‌ای جنگ یمن، بحران قطر و افزایش حمایت از گروههای تکفیری و تشدید تنش با ایران متاثر از نفوذ بن سلمان در ساختار تصمیمسازی عربستان جدید اتخاذ شد.


در این چارچوب بن سلمان با نفوذ بر رسانههای سعودی تلاش کرد خود را طراح و صحنه‌گردان اصلی تصمیمات در خاندان سعودی معرفی کند.


تنظیم، تصویب و انتشار چشم‌انداز 2030 عربستان به عنوان برنامه توسعه بلند پروازانه آل سعود یکی از اقداماتی است که بن سلمان در کانون آن قرار گرفت و توجهات داخلی و خارجی را در زمینه طراحی و توسعه آینده عربستان به سوی خود معطوف کرد.


طراحی و مدیریت جگ یمن در کنار تلاشهای داخلی برای تسلط بر گارد ملی عربستان که ضامن و حافظ خاندان سعودی و هیات بیعت به عنوان تصمیم گیران درباره آینده قدرت در عربستان است، گامهای بعدی بن سلمان برای سیطره بر حوزههای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی در عربستان بود.

در همین چارچوب برنامه تحریم و فشار بر قطر نیز به صورت مستقیم و زیر نظر محمد بن سلمان طراحی و اجرا شد، تا فرصت هر گونه اثرگذاری احتمالی قطر در فرایند انتقال قدرت در عربستان را از میان ببرد.


تیم تبلیغاتی و رسانه‌ای بن سلمان هم با صرف هزینه‌های کلان و لابی با رسانه‌های غربی مانند «سی ان ان» یا «بلومبرگ»، برای مصاحبه با بن سلمان تلاش زیادی برای مطرح کردن وی به جای محمد بن نایف داشتهاند.


جلب حمایتهای خارجی


بن سلمان همچنین با سفرهای خارجی متعدد در ماههای اخیر تلاش به برقراری ارتباط با کانونهای قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی با هدف تضمین شرایط جانشینی خود کرد.


بن سلمان سفر شهریور ماه سال 1395 به چین و ژاپن با تشریفاتی فراتر از جایگاه خود، نشان داد که در آینده سیاسی عربستان نقشی فراتر از وزیر دفاع و جانشینی ولیعهد خواهد داشت.


این سفر به جهت دیدار با دو خریدار اصلی نفت عربستان برای بن سلمان دارای اهمیت بالایی بود. به ویژه آنکه بن سلمان در این سفر به عنوان نماینده عربستان در نشست گروه 20 در هانگژوی چین حضور داشت، و فرصت یافت با مقامات 19 اقتصاد برتر جهان رایزنی و شخصیت نوظهور و ناشناس خود را معرفی کند.


سفر اول فروردین ماه بن سلمان به آمریکا و دیدار وی با ترامپ نخستین گام برای جلب موافقت واشنگتن جهت برکناری محمد بن نایف و نشستن در مقام ولیعهدی شاه عربستان بود.


متقاعد کردن واشنگتن به برکناری محمد بن نایف از ولیعهدی عربستان به دلیل همکاری‌های وسیع و طولانی وی با آمریکا به ویژه در شناسایی و مبارزه با القاعده برای همواره کردن راه جانشینی بن سلمان اهمیت زیادی داشت.


به همین دلیل بن سلمان با استفاده از علایق رئیس جمهور تاجر پیشه آمریکا، با وعده قرارداد 460 میلیارد دلاری حمایت آمریکا از جانشینی خود تضمین کرد. نتیجه این سفر و توافقات پشت پردن بن سلمان در آمریکا سفر جنجالی و پرهزینه دونالد ترامپ به عربستان و نشست نمایشی ریاض با حضور سران دهها کشور عربی اسلامی بود، که از منظر قدرت در عربستان، بسترهای معرفی بن سلمان به عنوان ولیعهد جدید عربستان را فراهم کرد.


محمد بن سلمان پس از آن هم در نهم خرداد ماه گذشته به روسیه رفت، سفری که فاقد دستور کار و نتیجه مشخصی بود؛ و باید تنها تلاشی برای معرفی بن سلمان به مقامات کاخ کرملین ارزیابی شود.


بن سلمان در سفرهای منطقه‌ای هم به ویژه در دیدار از مصر، امارات و پاکستان، کوشید شرایط را برای همراهسازی متحدان منطقه‌ای مهم عربستان با تغییر قدرت در خاندان سعودی فراهم کرد.


در این چارچوب ‌بن‌سلمان در یازدهم شهریور ماه سال 95 در مسیر سفرش به ژاپن و چین، توقفی غیرمنتظره و سه ساعته در اسلام‌آباد داشت.


پاکستان به عنوان یک قدرت دارای سلاح هستهای و ارتشی بزرگ یکی از متحدان راهبردی عربستان در منطقه است.


در این چارچوب تلاش برای همراه سازی پاکستان با جنگ یمن یکی از اهداف بن سلمان بود. اما برخی منابع گمانهزنیهایی درباره چشم طمع بن سلمان به تسلیحات هستهای پاکستان مطرح کردهاند. به این معنا که بن سلمان میکوشد با متقاعد کردن پاکستان به واگذاری سلاح هستهای به ریاض و یا تحکیم بیشتر روابط دفاعی و امنیتی با عربستان به عنوان یک کشور دارای بمب اتم در شرایط نیاز در کنار عربستان قرار گیرد.


سفر منطقهای دیگری که بن سلمان در مسیر هماهنگیهای خارجی برای انتقال قدرت به نفع خود انجام داد. دیدار مهم وی از امارات در فروردین ماه سال 1395 بود.


در این سفر محمد بن سلمان مذاکرات مهمی با محمد بن زاید ولیعهد 56 ساله امارات داشت.

بن زاید درباره نتایج دیدارش با بن سلمان گفت: «ما مذاکرات موفقیت آمیزی پیرامون اختلافات مرزی در دو منطقه خورالحدید و واحة البریمی با عربستان داشته‌ایم و طی جلسات طولانی با محمد بن سلمان وی عقب نشینی عربستان از این مناطق را در قبال شروطی پذیرفت


وی با حمایت تلویحی از انتقال قدرت مد نظر بن سلمان در عربستان گفت: ما از جانشین ولیعهد عربستان برای رسیدن به ریاست حمایت کرده و سیاست جدید عربستان را با فرماندهی ایشان و با نگاه تیزبینش به حوادث منطقه، می‌ستاییم.


متقاعب این خبر تحلیلهای وسیعی در محافل عربی درباره اتحاد راهبردی محمد بن سلمان و محمد بن زاید مطرح شد.


یاسر ابو هلاله رییس شبکه الجزیره در صفحه فیس بوک خود خبر مهمی مبنی بر توطئه محمد بن زاید و محمد بن سلمان علیه شیخ خلیفه از زبان سلطان بن خلیفه منتشر کرد و نوشت:


«سلطان بن خلیفه با اشاره به یک سری اطلاعات مهم و سری گفت: دیدارهای صمیمی و محرمانه محمد بن زاید و محمد بن سلمان از زمان ولیعهد شدن بن سلمان در عربستان، افزایش یافته است. در پی دیدار اخیر بن سلمان از امارات، عربستان از منطقه خور العدید به نفع امارات کنار کشید. بر ما پوشیده نیست که بن سلمان برای جلب حمایت امارات از پادشاهی خود در عربستان، با محمد بن زاید توافق کرده و در همین چارچوب تصمیم گرفته‌اند، شیخ خلیفه را از قدرت کنار کنند


به هر تقدیر جانشین جوان و جویای نام سعودی اکنون مترصد نشستن بر جای پدر 81 ساله خود است که از بیماری‌های متعدد به ویژه آلزایمر رنج می‌برد. طبعا مروری بر عملکرد دو ساله بن سلمان در مصدر تصمیمسازی عربستان گویای آن است که وی در حالی به منابع سرشار مالی و منابع نفتی، ذخایر فراوان نظامی – تسلیحاتی، و موقعیت نزدیکی با ایالات متحده آمریکا دست یافته است، که هنوز درک دقیقی از معادلات قدرت و امنیت در منطقه و جهان ندارد، و با بلندپروازیهای خود میتواند آینده‌ای مبهم را برای خاندان سعودی ترسیم کند. آیندهای که ناگزیر، تحولات منطقهای را هم تحت تاثیرگذار قرار خواهد داد، و به همین دلیل باید مورد تحلیل و ارزیابی دقیق‌تر قرار گیرد.


منبع: جام جم آنلاین

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

بیانیه جامعه مدرسین در واکنش به طرح برخی شبهات درباره ولایت اهل بیت

[ad_1]


صدای شیعه: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه ای ضمن واکنش به سخنان اخیر برخی دولتمردان تأکید کرد: سخنان اخیر مطرح شده در باب ولایت و مبنای حکومت و ولایت از دیدگاه امیرالمومنین علی(ع) خطایی بزرگ و سخنی برخلاف برهان و دلیل عقل و شرع است.


متن بیانیه جامه مدرسین به شرح زیر است:

 بسم الله الرحمن الرحیم


 سخنان اخیر مطرح شده در باب ولایت و مبنای حکومت و ولایت از دیدگاه امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) خطائی بزرگ و سخنی برخلاف برهان و دلیل عقل و شرع است.

به گواهی تاریخ و احادیث رسیده از معصومین «علیهم السلام» موضوع امامت و ولایت در اسلام یک امر الهی و سماوی بوده و حتی پیغمبراکرم(صلی‌الله علیه و آله و سلم)‌هیچ دخالت شخصی در انتخاب امیرالمومنین(علیه‌السلام) نداشته است و فقط موظف به ابلاغ پیام الهی در بیان جانشینی امیر المؤمنین علی(علیه‌السلام) بوده است. براساس ادلة قطعی مسئله خلافت و جانشینی پیامبر براساس وحی الهی بوده و در اسلام فرمانروائی مخصوص به خدای متعال است. برهمین اساس جز به نصب الهی هیچ انسانی حق ندارد اداره امور انسانها را که حق مخصوص خداوند می‌باشد برعهده بگیرد. عدم تفکیک و یکسان پنداری معنای قدرت و ولایت یکی دیگر از اشتباهات صورت گرفته در این باب است. در حکومت اسلامی مردم نقشی اساسی و بزرگ بر‌عهده دارند که همان نقش قدرت بخشی به ولی امر می‌باشد اما تعیین ولی جامعه و حق فرمانروائی امری الهی است چنانکه خداوند متعال فرمود: «إِنَّما وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ».


تفسیر به رأی بخشی از سیره و احادیث ائمه اطهار جفای بزرگی به فرهنگ و اعتقادات شیعی و اسلامی است. نباید با بیانی شبهه‌انگیز و ناقص به تحلیل و تفسیر گزاره های دینی و تاریخی پرداخت. آنچه در سقیفه، در حکمیت و قصه صلح امام حسن(علیه‌السلام) اتفاق افتاد نیز تحمیل گری و ظلم به ولی خدا بود.


آیا باید آن جفا و تحمیل، حیله‌گری و تزویری که مردم را از حق برخورداری از رهبری و ولایت و امامت الهی محروم ساخت، رأی مردم تفسیر کرد و آن را به معصوم نسبت داد؟

در حالی که افزون بر آیه ولایت که در نص صریح قرآن کریم آمده است؛ احادیث متواتره غدیر، ثقلین، منزلت و  احادیث الائمه اثنا‌عشری در زمان خویش، همگی الهی بودن ولایت را در اسلام به طور قطعی ثابت کرده است و در منابع کلامی به تفصیل بیان شده است.

در ولایتی که اسلام معرفی می‌کند شخص حاکم در پیوندی فکری، عقیدتی، عاطفی و محبت‌آمیز با آحاد مردم است، و مردم با پیروی عاشقانه از فرمان رهبر که فرمان خداست زندگی برخوردار از عدل و رفاه و فضیلت خواهند داشت، حاکمیت و ولایت در اسلام در خدمت به مردم و همراه با عقاید و احساسات مردم است و استکبار و ستم و دیکتاتوری در ولایت و امامت بر مردم وجود ندارد.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از تمام علما و متفکران اسلامی می‌خواهد با بیان صحیح و مستند معارف قرآن و  اهل بیت(علیهم السلام) و تبیین عمیق اندیشه و فرهنگ اسلامی و شیعی چون همیشه پاسخگوی شبهات و تفسیر‌های غلط از عقاید اسلامی باشند.

 و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

محمد یزدی

رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح؛ روز قدس موهبتی الهی برای رسوایی چهره پلید استکبار

[ad_1]


صدای شیعه به نقل از ستاد کل نیروهای مسلح: این ستاد با صدور بیانیه ای قدس شریف را پاره تن اسلام و مصداق وحدت و استکبار ستیزی جهان اسلام و غفلت از  آن را تحقق رویای شوم اسرائیل غاصب در یهودی سازی بیت المقدس دانست.


در این بیانیه آمده است:


تدبیر حکیمانه بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی در نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان به نام قدس شریف در واقع موهبتی الهی برای رسوایی و آشکار نمودن چهره پلید و کریه استکبار و رژیم غاصب صهیونیسم به عنوان حامیان اصلی و پدید آورنده خشونت و تروریسم در مقیاس جهانی است.


این بیانیه خاطرنشان می سازد: امروز در شرایطی که تروریسم افراطی، جهان گیر شدن خشونت و ناامنی و خونریزی و ترور به عنوان اصلی ترین چالش سراسر دنیا را فراگرفته است رهبران جاهل و خام برخی کشورهای مرتجع منطقه که با گسترش تفرقه و نقاق در دنیای اسلام به دنبال قدرت نمایی و به خیال جاهلانه و باور غلط خود اتحاد با رژیم سفاک صهیونیست هستند در واقع گام در مسیر کسب منافع اقتصادی و سیاسی استکبار  جهانی برداشته ، ماجراجویانه بر فرقه گرایی به عنوان ریشه افراطی گری دامن می زنند.


در ادامه بیانیه آمده است: تعصب نژادی و قبیله ای ، غرور و تمامیت خواهی ، استبداد خاندانی و رجوع به دوران جاهلیت و اتحاد و پیوند کورکورانه با وهابیت و ترویج و بسط خشونت و اختلاف افکنی در بین کشورهای مسلمان ، اوضاع منطقه از عراق و سوریه گرفته تا یمن و بحرین را با بحران های عمیق و فاجعه بار و بی ثباتی گریبانگیر ساخته است که باعث سرکوب آزادیخواهی و نادیده انگاشتن حقوق و آزادی های اساسی مسلمانان منطقه شده و کشتار صدها  هزار تن و آوارگی میلیون ها انسان آزاده مسلمان را به همراه داشته است.


این بیانیه ایجاد اصطکاک و تفرقه، خصومت و درگیری و اختلاف افکنی میان کشورهای اسلامی و مذاهب و اقوام مختلف را از دسیسه ها ، توطئه ها و ابزارهای پیشبرد اهداف و کسب منافع بازیگران فرامنطقه ای طی سالیان دراز دانسته و تاکید می کند، رویکرد و نگاه استکبار جهانی همواره انشقاق و جدایی میان دولت ها ، اقوام و مذاهب اسلامی بوده است بطوریکه حضور « دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در منطقه و نشست با آل سعود و رژیم غاصب صهیونیست و انعقاد قراردادهای کلان تسلیحاتی و به دنبال آن اختلاف برخی کشورهای عربی با قطر نمونه ای از سیاست تنش زا  و تفرقه انگیز واشنگتن است که با استفاده از این حربه سال هاست منابع مالی چشمگیری به چنگ آورده و گویای این واقعیت دردناک و تاسف برانگیز است که آمریکا نه تنها هیچگاه به دنبال حل مناقشات منطقه ای نبوده که ظرفیت و توان برعهده گرفتن نقش رهبری برای مدیریت بحران های منطقه از جمله سوریه ، یمن  و عراق را ندارد و درصدد عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل غاصب است.


در بخش دیگری از این بیانیه تصریح شده است: نظام سلطه در حالی  به تکاپو برای احیاء اسرائیل غاصب پا به منطقه می گذارد که حمایت جهان اسلام از قدس شریف و انتفاضه فلسطین خارج از دایره فهم و  محاسبات اتاق های فکر استکبار و صهیونیسم بوده و افول هژمونی جبهه استکبار و حلقه نفاق آنان در منطقه با بیداری اسلامی و شکست های مفتضحانه و پیاپی رژیم غاصب بیش از پیش ضعف و استیصال آمریکا و غرب و حاکمان وابسته و خود فروخته منطقه برای حفظ امنیت و حیات ننگین رژیم جعلی صهیونیسم در سرزمین های اشغالی را سبب شده است.


ستاد کل نیروهای مسلح در پایان با دعوت از اقشار و آحاد مختلف مردم ایران و نیز ملل آزاده و حق طلب جهان برای شرکت گسترده، باشکوه و یکپارچه در مراسم و راهپیمایی روز جهانی قدس و با تاکید بر نابودی حتمی اسرائیل غاصب و شکست توطئه ها و خیانت های آمریکا، تحقق آرمان آزادی قدس شریف و پیروزی حق بر باطل را وعده الهی دانست.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

در ضیافت افطار با علما و روحانیون؛ روحانی: ولایت و امامت علی(ع) نصب الهی و نص نبوی است

[ad_1]


صدای شیعه: رییس جمهوری اسلامی ایران شامگاه سه شنبه در ضیافت افطار با علما و روحانیون ‏گفت: بخشی از مسائل ما اعتقادی است و از دیدگاه دین مبین اسلام، همه بحثهای اعتقادی، برهان، دلیل، ‏بینه و استدلال دارد. در این بخش اعتقادی، بحث رای مردم و آرای مردم اصلا مطرح نیست، آنجا ‏عقل، استدلال، بینه و دلیل مطرح است و به همین دلیل هم این مباحث تقلیدی نیست.‏


حجت الاسلام والمسلمین دکتر «حسن روحانی» ادامه داد: مباحث توحید، نبوت، امامت و عدل الهی، مسائلی نیست که بخواهیم درباره ‏اینها بگوییم کسی درباره امامت امام بیاید رای بدهد. اصلا بحث رای مطرح نیست؛ بحث علمی، ‏نظری، عقلی و استدلالی است. مساله علمی ارتباطی به رای مردم ندارد.‏


رییس جمهور اظهارداشت: رسول خدا بار نبوت و رسالت را در مکه بر عهده گرفت، اما نتوانست ‏حکومت اسلامی را در مکه تشکیل دهد. در مکه عده محدودی اطراف پیامبر بودند که همین افراد ‏محدود نیز به شدت تحت فشار بودند و حتی نماز خواندن آنها به سختی امکانپذیر بود و جمعی از آنان ‏ناچار به هجرت هم می شوند. حالا در این وضعیت آیا پیامبر می تواند بیاید بگوید چون من پیامبرم، ‏حکومت شبه جزیره باید در اختیار من باشد؟


دکتر روحانی تصریح کرد: بله پیامبر اشرف مخلوقات است و از همه نظر بالاترین است، اما در عین ‏حال شرایط مکه شرایطی نیست که پیامبر بتواند در آنجا حکومت تشکیل دهد. این باعث نمی شود که ‏ولایت او کم یا زیاد شود. ولایت الهی پیامبر در همه شرایط برقرار بود، اما برای تشکیل آن حکومت ‏ظاهریه که می خواهد تولی امور در جامعه را بر عهده داشته باشد، باید صبر کند تا در مدینه شرایط ‏مهیا شود.‏


رییس جمهور خاطرنشان کرد: خود حضرت امیرالمومنین (ع) می فرماید که تشکیل حکومت حضور ‏حاضر و وجود ناصر می خواهد. نه تنها حضور که نصرت و فداکاری هم می خواهد والا نمی شود ‏حکومت اسلامی را تشکیل داد. امام خمینی (ره) که اواخر سال 57 توانست حکومت تشکیل دهد، مگر ‏همان سال 42 و 43 به عنوان مرجع و ولی فقیه نبود و همان ولایت را نداشت؟ اما اعمال آن و اجرای ‏یک حکومت و تشکیل حکومت تا مردم بیدار نشوند و نیایند و حضور نداشته باشند، ممکن نمی شود.‏


دکتر روحانی گفت: این در حالی است که امام خمینی (ره) وقتی هم که با پیروزی انقلاب اسلامی این ‏امکان را می یابد که حکومت تشکیل دهد، آنقدر مراعات و ملاحظه می کند که اسم حکومت چه باشد. ‏همه مردم در راهپیمایی ها شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی را سر می دادند و جمهوری اسلامی ‏را قبول داشتند، اما در عین حال امام گفت مردم آزادانه برای تعیین نوع حکومت و نظام، پای صندوق ‏رای بیایند.‏


رییس جمهور اضافه کرد: اصل حکومت ما این است. امام بالاتر از اینکه چه کسی حاکم باشد، شکل ‏حکومت و شرایطش را به رای مردم می گذارد و خیلی هم با عجله این کار را می کند. امام صبر نمی ‏کند یکسال بعد این کار را انجام دهد و تازه همه امور را هم به رای مردم می گذارد.‏


وی اظهارداشت: امام(ره) در آخرین نامه ای که به جلسه بازنگری که در اردیبهشت سال 68 بود، ‏راجع به رهبری می گوید من از اول معتقد بودم که برای رهبری شرط مرجعیت لازم نیست، اما ‏دوستان اصرار کردند و این در قانون اساسی آمد.‏


دکتر روحانی خاطر نشان کرد: امام در نهایت در نکاتی که در این رابطه می گوید، این مطلب را ‏عنوان می دارد که یک مجتهد عادل که اعضای خبرگانی که منتخب مردم هستند به او رأی بدهند و ‏معنای آن این است که رأی مردم پشت سر آن ولی است، به عنوان ولی منتخب مردم از طریق خبرگان ‏برگزیده خواهد شد چرا که اعضای خبرگان با آراء مستقیم مردم انتخاب می شوند.‏


رییس جمهور با بیان اینکه مجتهد عادل بر مردم ولایت دارد، اظهار داشت: ولی فقیهی که با رأی ‏خبرگان حکومت را در دست می گیرد، پیش از این نیز بر مردم ولایت داشته، اما اگر بخواهد حکومت ‏تشکیل بدهد و بر مردم فرمانروایی کند باید بسط ید داشته باشد، چرا که بدون بسط ید نمی توان در یک ‏مملکتی با 80 میلیون جمعیت حکومت را تشکیل داد و بسط ید با دعوت و خواست مردم است و باید ‏مردم را به صحنه آورد.‏


دکتر روحانی افزود: روحانیت از ابتدا این رسالت را بر دوش داشت که علاوه بر دعوت مردم آنها را ‏اقناع کند ، در اصول دین با استدلال آنها را اقناع کرده و در فروع دین هم احکام خدا را برای مردم ‏تبیین کند.‏


رییس جمهور با بیان اینکه مگر امیر المومنین(ع) تنها در 5 سال آخر عمر خود بر مردم امامت و ‏ولایت داشت؟ ، گفت: اصل ولایت الهیه و امامت حضرت علی(ع) نصب الهی و نص نبوی است، اما ‏در عین حال امیر المومنین(ع) به دلیل شرایط جامعه پس از پیامبر در جامعه، “حاکم” نبود و نتوانست ‏آنطور که پیامبر و خودش می خواهد تولی امور را در دست بگیرد و حکومت اسلامی را ایجاد کند؛ و ‏‏25 سال طول کشید تا زمینه در جامعه آماده شد و مردم خواستند تا حکومت به دست امام بیفتد.‏


دکتر روحانی خاطر نشان کرد: امام حسن(ع) نیز ناچار شد، حکومتی را که به واسطه بیعت مردم ‏تشکیل شده بود ،بخاطر شرایط جامعه ادامه ندهد و سایر ائمه هدی(ع) نیز با وجود آنکه ولایت و امامت ‏داشتند نتوانستند آنطور که باید در جامعه حکومت تشکیل دهند.‏


رییس جمهور با بیان اینکه مسأله ولایت با تشکیل حکومت دو مقوله جدا از هم است که نباید با هم خلط ‏شود، گفت: این رسالت روحانیت عزیز ماست تا برای آنکه نسل جوان و جامعه ما برای اینکه این ‏واقعیت ها را به طور کامل درک و لمس کنند، بتوانند این حقایق را برای مردم تبیین کنند.‏


دکتر روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اینکه مسایل ملی، مسأله حزبی و جناحی ‏نیست، بلکه به همه ملت تعلق دارد، افزود: منافع ملی، امنیت ملی، مصالح ملی، قانون اساسی و ‏رهبری معظم انقلاب، حزبی نیستند، حتی خود دولت هم حزبی نیست؛ ممکن است دولت از طریق یک ‏حزب بالا بیاید، اما وقتی که رأی مردم داده شد و دولت با رأی مردم حکومت را در بخش اجرا در دست ‏گرفت، همه موظف به حمایت و کمک هستند، چرا که این دولت به همه تعلق دارد.‏


رییس جمهور با بیان اینکه در مسایل مربوط به امنیت ملی بحث جناح و حزب، وجود ندارد، خاطر ‏نشان کرد: ما اگر تصمیمی می گیریم که به یک مکانی موشک بزنیم، این تصمیمات در حوزه ‏امنیت ملی ما قرار دارد.‏


دکتر روحانی اظهار داشت: اقدامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای آماده کردن موشک و پرتاب ‏آن به نقاطی که سران داعش در دیرالزور بودند، انجام داد تصمیم فرد یا یک رکن نظامی نیست، بلکه ‏اینگونه تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می شود و این در حالی است که شورای عالی ‏امنیت ملی بعد از حادثه تروریستی تهران در حرم امام راحل و مجلس شورای اسلامی برای پاسخ به ‏تروریست ها اختیاراتی را به نیروهای مسلح داد که بیش از این اقدام اخیر بود.‏


رییس جمهور با تأکید بر اینکه این اقدام کاملاً درست، بجا و ضروری بود، گفت: سیاست جمهوری ‏اسلامی ایران نسبت به منطقه و مسایل جهانی تغییر نکرده است، اما اگر از یک مرکز، گروهکی ‏افرادی را اعزام کند و با پررویی می خواهد در برابر برخی از معاندین ما در منطقه و خصم ما در ‏سطح جهانی خودی از خود نشان دهد و به عظمت جمهوری اسلامی ایران صدمه وارد کند، مسلماً پاسخ ‏قاطع دریافت خواهد کرد.‏


دکتر روحانی با اشاره به اینکه کاری که وزارت اطلاعات پس از آن حادثه در سطح کشور انجام داد و ‏با اقدامات شجاعانه افرادی که در سایر نقاط کشور تصمیمات دیگری داشتند را دستگیر کرد، افزود: البته ‏پیش از این حادثه نیز وزارت اطلاعات و نیروهای مسلح کشور و سایر ارگان های امنیتی ما اقدامات ‏بسیار خوبی علیه داعش داشتند، چرا که این اولین اقدام آنها علیه امنیت ایران نبوده و ده ها بار پیش از ‏این هم طراحی کرده بودند که نتوانستند موفق شوند.‏


رییس جمهور با اشاره به اینکه تروریست ها در حمله به مجلس و حرم امام نیز نتوانستند به اهداف ‏خود دست پیدا کنند، اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران در برابر چنین اقداماتی که آنها در برابر ‏کشور از خود نشان می دهند، حتماً پاسخ خواهد داد و باز هم اگر خدایی نکرده حادثه ای رخ دهد ‏عاملان آن با جواب قاطع تر نظام جمهوری اسلامی ایران مواجه خواهند شد.‏


دکتر روحانی ادامه داد: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، آنهایی که تصور می کنند می توانند ‏به جمهوری اسلامی ایران سیلی بزنند، باید بدانند که از جمهوری اسلامی ایران سیلی خواهند خورد؛ ‏چرا که این راه و مسیر ماست که تغییر نکرده و ما در برابر افرادی که می خواهند به مردم و کشور ما ‏خیانت کنند ، پاسخ خواهیم داد.‏


رییس جمهور تأکید کرد: نظام جمهوری اسلامی با عزت و عظمت، به راه خود ادامه خواهد داد و ‏وحدت، اتحاد و انسجام خود را حفظ خواهیم کرد.‏


در این مراسم و پیش از سخنان رییس جمهور حجج اسلام «غرویان» و «قاضی زاده» از استادان حوزه علمیه قم به ایراد سخن ‏پرداختند.‏

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

نگاهی به سروده‌های نزار قبانی درباره فلسطین روی مسلسل‌های وحشت

[ad_1]


صدای شیعه: نزار قبانی یک شاعر نیست، یک پدیده شعری است. چهار حرف کوتاه او، دنیای بزرگ شعر عربی معاصر را در خود گرد آورده است و اکنون که تقریباً بیش از یک دهه از وفات او می‌گذرد، ابیات و واژگان پر طنین سروده‌هایش، هنوز چون رودی خروشان در فرهنگ و زبان کشورهای عربی جاری است.


او در 21 مارس 1923 میلادی در دمشق به دنیا آمد، شهری که به تعبیر خود او «جشنواره آب و یاس» و «نه تصویری از بهشت که خود بهشت» است؛ شهری که بعدها از آن تبعید شد. نزار قبانی یکی از بزرگترین شاعران نوگرا و معاصر عرب است. این شاعر سوری تبار از 16 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و کار خود را با شعر عاشقانه، ولی به شیوه کلاسیک شروع کرد سپس در عرصه شعر نو، به فعالیت‌ خود ادامه داد و در پیشرفت این نوع شعر در ادبیات عرب نقش به سزایی داشت. او در واقع مؤسس مکتبی شعری است که زبانی مخصوص به خود و شبیه به زبان عامیانه دارد.


شعر در نظر قبانی رقص با زبان است. میلاد و هلاک و گمراهی و توبه­ انسان است. شعر در نزد او آتش انسان است. آتشی که نمی­‌میرد و تا زمانی که در شریان‌­های قلب او قطره‌های روغن است، قطره­ای عشق نیز هست. انسان را موجودی می­‌داند که شعر می­‌نویسد و موجودی که سخت، خواهان تبیین خود به شیوه ممتاز و معرفی خویشتن در چهارچوبی والاست.


او نوشتن شعر را عذابی زیبا می‌­داند اما خواندن آن را عذابی زیباتر می­‌داند؛ زیرا معتقد است شاعر در لحظه­‌های آفرینش به تنهایی با تجربه رو­به‌­رو است؛ ولی هنگامی که شعر خود را می‌­خواند، کار او دشوارتر است؛ زیرا باید کسانی را جست‌وجو کند که بپذیرند و به اراده و اختیار خود با او به منطقه­ آتش پا بگذارند و در یک کلام با او بسوزند و این روند کامل نمی­‌شود جز با سوختن شاعر و مخاطب. او شعر را وسیله ارتباط با دیگران می­‌دانست لذا  شعرش به گونه‌­ای بود که می توانست با آن با هر­کس در هرجا ارتباطی شایسته برقرار کند. پس برای این کار از تقلید از هر کسی و هر چیزی دوری می­‌کرد و زبان شعر خود را آن­چنان ساده و آسان کرد که چون بوی عطری بسیار خوشبو و گران­‌بها می­‌شود که هر کس مایل به استشمام و استفاده از آن می­‌شد. او خود درباره شعر می‌گوید: «من بر این باورم که شعر، خودش را می‌سازد و لباس­‌هایش را با دستان خود، در پس پرده‌های وجود می‌بافد و هرگاه علل وجودی آن کمال یابد و ردایی از موسیقی و نغمه‌­ها بر تن کند، به شکل واژگان و کلام بر صفحه­ کاغذ متولد خواهد شد.»


از عاشقانه‌سرایی تا مصلح اجتماعی


نزار خیلی زود به این حقیقت ایمان آورد که «شعر» و «خیزش» دو روی یک سکه‌اند و شعری که فریاد برنیاورد و پایه‌های ستم‌پیشگان را به لرزه نیفکند، شعر نیست. او واژگان خود را به گلوله بدل کرد تا با آن، از کرامت و عزت امت خود دفاع کند و شکوه از دست رفته را به آنها بازگرداند. هرچند نزار قبانی در شعر عرب به شاعر توصیف‌های عاشقانه بیش از هر موضوع دیگری شهرت دارد، اما در بررسی آثار او نمی‌توان چشم بر اشعار اجتماعی و سیاسی او بست. اشعاری که در آن دغدغه یک شاعر به عنوان یک مصلح اجتماعی شنیده می‌شود. شاعری که دوست دارد تا واژگان سربازش را در جلوی خط مقدم شعر مقاومت قرار دهد و فریادهای خاموش چند نسل را از خانه‌هایی که از دست رفته‌اند، بیان کند.


قصاید اجتماعی، سیاسی او با زبانی نیشدار سستی و عقب‌ماندگی جامعه عرب را به باد انتقاد گرفته است. شکست حزیران در سال 1967 نقطه عطفی در شعر نزار به شمار می‌آید که مسیر شعری او را از اشعار عاشقانه به سمت اشعار سیاسی تغییر داد؛ از این رو اشعار او منحصر به یک طبقه از جامعه نیست.


غوغا در جهان عرب


بعد از عشق و تغزل، که اصلی‌ترین موضوعات شعری نزار قبانی را تشکیل می‌دهد، سیاست و نگاه او به مسائل وطنی و سیاسی از مهمترین و پربسامدترین موضوعات در اشعار او را تشکیل می‌دهند. نگاه نزار قبانی در این قسم از اشعار، نگاهی انتقادی است که با زبانی سهل ممتنع، سعی در پرداختن به این مسائل دارد. وقتی شعر سیاسی «در حاشیه دفتر شکست» از او منتشر شد، غوغایی در کشورهای عربی برخاست و نزار مورد حمله بسیاری از منتقدان شعرش قرار گرفت. انتشار این شعر، مقارن با شکست اعراب از اسرائیل بود. او در این رابطه می‌گوید: «من در برابر تمام این تهمت‌ها به جای اینکه احساس رنج کنم،‌ احساس کردم دارم قد می‌کشم و بزرگ می‌شوم و از سنگی که به سوی پنجره‌ام پرتاب می‌شد احساس لذت می‌کردم و سخنان مسیح را بر لب داشتم که خدایا بر ایشان ببخشای که نادانند».


مسلسل‌های وحشت


نگاه قبانی در این قسم از اشعار نگاهی تکمیلی است. او ابتدا سیاست و موضوعات این‌چنینی را در سال‌های آغازین تجربه‌های شعری‌اش در این حیطه، منحصر به سوریه می‌داند، اما کم‌کم شاعر عمیق‌تر شده و با ژرف‌اندیشی بیشتر به وطن و موضوعات سیاسی می‌پردازد. او درباره اهمیت پرداختن به مسائل سیاسی پیرامون و بی‌تفاوت نبودن به تغییران در جهان اسلام می‌گوید: «شاعر امروز باید آیینه تمام‌نمای دردههای وطنش باشد. چرا که این دوران، دوران گنجشک‌ها نیست. جهان عرب مثل یک پرتقال پوست کنده خورده می‌شود، بر روی مسلسل‌های وحشت می‌خوابد و از روی مسلسل‌های رعب برمی‌خیزد». در جای دیگری، درباب مفهوم وطن معتقد است: «مفهوم وطن در نظر من، یک مفهوم ترکیبی است از میلیون‌ها چیز، از قطره باران تا برگ درخت تا قرص نان و ناودان و ناله‌های عاشقانه و بوی کتاب‌ها و شانه‌ای که در گیسوان معشوق من سفر می‌کند و سجاده نماز مادرم و زمانی که بر چهره پدرم شیار افکنده است. من از این چشم‌انداز پهناور است که وطن را می‌بینم. نوشتن درباره وطن موعظه کردن نیست و خطبه خواندن نیست، سرمقاله روزنامه نیست. من این برداشت را از وطن دارم…».


ای سرزمین آشتی و زیتون؛ ای قدس


میهن او محدود به سوریه نمی‌شود، او تمام جهان عرب را میهن خود می‌داند. او قدس را چنان زیبا و ملموس توصیف می‌کند که انسان خود را در کوچه باغ‌های بیت‌المقدس می‌یابد:


ای قدس… ای شهر من

ای قدس… ای دوست

فردا… فردا درخت لیمو شکوفه خواهد داد

و سنبلان سبز شادی خواهند کرد

چشمان به خنده شاد خواهند گشت

و کبوتران مهاجم به بام‌های پاک تو

بازخواهند گشت…

 ای وطنم… ای سرزمین آشتی و زیتون…


در اشعار نزار قبانی، فلسطین و به ویژه قدس، یکی از موضوعات پرتکرار است. شاعر از قدس به عنوان آرمان‌شهری یاد می‌کند که روزگاری محل قدم زدن پیامبران بود و حالا در میان خون و آتش نفس می‌کشد. شاعر آرزو دارد که روزی در تاریخ برای بازگشت ایام خوش گذشته ثبت شود. اشعار قبانی درباره فلسطین را می‌توان به دو وجه حماسی و غیر حماسی دسته‌بندی کرد. شاعر در اشعار غیر حماسی خود، با استفاده از واژگان، طنین آرام و توصیف‌ خاطرات تلخ گذشته را به یاد آورد. آنچه که در این دسته از اشعار به وضوح دیده می‌شود، اعتراض شاعر به عملکرد سران عربی و در خواب بودن آنها و در نهایت ناله سر می‌دهد از سازشی که برای فلسطین به ارمغان آورده‌اند. او در این دسته از اشعار، فلسطین را خانه خود می‌داند و همانند یک فلسطینی داغدار برای از دست دادن پیکر مادر وطنش ناله سر می‌دهد. سروده ذیل با نام «موافقم با تروریسم» نمونه‌ای از اشعار او درباره فلسطین است:


ما به تروریسم متهم هستیم،

اگر دفاع کنیم از گل… و از زن،

و از قصیده بی‌گناه

و آبی آسمان

از وطنی که در گوشه و کنار آن

نمانده آب و هوایی

یا خیمه و شتری

یا قهوه سیاهی

ما به تروریسم متهم هستیم،

اگر با جرأت تمام، دفاع کنیم

از گیسوان بلقیس… و از لبان میسون

و از هند و رغد

و لبنی و رباب

و از باران سرمه، که همچون الهام

 از مژه‌ها فرو می‌بارد!!


ما به تروریسم متهم هستیم،

اگر بنویسیم از باقیمانده‌های وطنی

ناتوان، گسسته، فروریخته

که اندامش پوسیده و پراکنده گشته

از وطنی که نشانی خود را می‌جوید

و از امتی که نامی ندارد!

وطنی که از اشعار قدیمش، چیزی نمانده

 جز قصیده‌های خنساء


از وطنی که در افق‌هایش

 آزادی سرخ، یا آبی و یا زردی نمانده


از وطنی که تمام گنجشکانش

 برای همیشه از خواندن منع شده‌اند


از وطنی که نویسندگانش

از شدت هراس، عادت‌ کرده‌اند

 بر هوا بنویسند!!


از وطنی که می‌رود سوی مذاکرات صلح

تهی از کرامت

 و پا برهنه


ما به تروریسم متهم هستیم

اگر نخواهیم بمیریم

زیر بلدوزرهای اسرائیلی

که خاک ما را زیر رو رو می‌کند

تاریخ ما را زیر و رو می‌کند

انجیل ما را زیر و رو می‌کند

قرآن ما را زیر و رو می‌کند

 خاک پیمبران را زیر و رو می‌کند


اگر گناه ما این است

 چه زیباست تروریسم!


منبع: باشگاه خبرنگاران پویا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

انتشار قطعه‌ای که همه را شوکه کرد اعتراض‌ها به خواندن دعای «جوشن کبیر» بالا گرفته است / برای دفتر موسیقی فقط اعلام برائت کافیست

[ad_1]


صدای شیعه: بسیاری از بزرگان و اهل فن در موسیقی ایرانی معتقدند که هر شاعری در شعرش محتوا و  پیامی را برای انتقال به مخاطب مد نظر دارد. پس باید هر شعر را در دستگاه و مقامی اجرا کرد که پیام شعر را به خوبی بیان کند و محتوای شعر با فُرم موسیقی هم‌خوانی داشته باشد.


بیشتر خوانندگان موسیقی ایرانی بر هماهنگی شعر و دستگاه تاکید دارند. یعنی اگر شعری از زایش و امید و شادی دم می‌زند باید فضایی متناسب با آن را برای خواندنش انتخاب کرد و اگر شعری از اندوه و زاری می‌گوید، باید در فضایی مناسبِ همین حس آن را خواند.


نگاهی به تاریخ موسیقی در ایران و البته در دنیا هم این نکته را اثبات می‌کند که هر اثری در دنیای موسیقی ماندگار شده، محتوای کلام با فضای موسیقی‌اش همخوانی داشته است. این حساسیت درباره‌ی خواندن قرآن کریم و دعاهای آسمانی بسیار بیشتر و بیشتر است. وقتی می‌خواهیم قرآن بخوانیم اصولی دارد که تخطی کردن از آن موجب رنجشِ مومنان خواهد شد و وقتی هم خواننده‌ای بخوهد دعایی آسمانی را با موسیقی اجرا کند، باید خیلی مراقب باشد که دعا را به وهن نکشاند.


در هفته‌های اخیر اثری با عنوان «کبیر» با صدای بنیامین بهادری منتشر شده که به نظر می‌رسد کلام و فضای موسیقی در این اثر سنخیتی با هم نداشته باشند. بهادری که خواننده موسیقی پاپ است در این اثر بخش‌هایی از دعای «جوشن کبیر» را با همراهی موسیقی اجرا کرده است.


اعتراض 39 گروه تواشیح به انتشار قطعه‌ی «کبیر» / این اثر وقیح است


از همان ساعت‌های ابتداییِ انتشار قطعه‌ی «کبیر» بسیاری از قاریان قرآن و کسانی که با اصول خواندن متون آسمانی آشنایی داشتند، در واکنش‌هایی اعتراضان را نشان دادند. همین چند روز پیش بود که 39 گروه تواشیح و همسرایی سراسر کشور در بیانیه‌ای مشترک به انتشار قطعه‌ی «کبیر» اعتراض کردند و این قطعه را «وقیح» دانستند. در این بیانیه به بی‌اهمیتیِ دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم اعتراض شده بود.


بنیامین بهادری متاسفانه اثری خوانده که به گواه اهل فن کلامش با فضای موسیقی هرگز همخوانی ندارد. این یعنی یکی از اصلی‌ترین اصول موسیقی در آن حفظ نشده است. بی‌شک بزرگان موسیقی همیشه از این که دعاهای مذهبی را با همراهی ساز و موسیقی اجرا کنند پرهیز داشته‌اند چرا که از حساسیت‌های جامعه نسبت به این دعاهای مذهبی آگاه بوده‌اند. اگر هم کسی از هنرمندان عرصه آواز و موسیقی ایران خواسته که دعا یا کلام‌الله را با آواز بخواند، تمام تلاش خود را کرده تا فضایی انتخاب کند که با محتوای کلام همخوانی داشته باشد. در این زمینه هم نمونه‌های بسیاری هست که بی‌شک در ذهن مردم جای دارند.


اما خواندن دعای «جوشن کبیر» در قالب موسیقی پاپ آن هم با این ریتم و با این نوع بیان، باعث شده که شاهد واکنش‌های تندی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به قطعه‌ی «کبیر» باشیم.


وقتی پای مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی به ماجرا باز می‌شود


واکنش‌های منفی به انتشار قطعه‌ی «کبیر» به این‌ها خلاصه نشد. در خلال برگزاری هشتاد و سومین جلسه مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی، یکی از اعضای رسانه‌ای جلسه موضوع اجرای نامناسب بخش‌هایی از دعای جوشن کبیر توسط یکی از خوانندگان پاپ کشور را مطرح و خواستار ورود شورا برای جلوگیری از تکرار موارد این‌چنینی می‌شود.


اعضای جلسه ضمن استماع مجدد فایل صوتی قطعه مذکور،  شورای عالی قرآن، رادیو قرآن، سازمان تبلیغات، شبکه قرآن و معارف سیما و وزارت ارشاد را مأمور کردند تا ضمن بررسی ابعاد هنری و شرعی این نوع به‌ کارگیری موسیقی در دعاخوانی، نتیجه را طی گزارشی به شورای توسعه فرهنگ قرآنی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی گزارش کنند تا دستورالعمل و آیین‌نامه انضباطی برای جلوگیری از تکرار موارد مشابه تهیه شود.


باید دید بررسی‌های این پنج ارگان درباره‌ی قطعه‌ی «کبیر» به کجا می‌انجامد و چه سرنوشتی در انتظار خواننده‌ی این قطعه خواهد بود. البته مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی قصد دارد برای همه‌ی آثار اینگونه، شرایطی را وضع کند.


وقتی بنیامین کامنت‌هایش را می‌بندد / فرار از انتقادها


بنیامین بهادری با انتشار کاور این قطعه در اینستاگرامش ترجیح داده که کامنت‌های این عکس را ببندد، شاید این کار او برای فرار از خشم مخاطبان پس از شنیدنِ قطعه‌ی «کبیر» است که بی‌شک در کامنت‌هایشان نمود می‌یابد.


در کاور این قطعه که بهادری در اینستاگرامش منتشر کرده، آیه‌ی 59 سوره‌ی «آل عمران» حک شده است. «واعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا».


بهادری هنوز هیچ صحبتی درباره قطعه‌ی «کبیر» نکرده و کسی هم نمی‌داند که علت انتشار این قطعه از سوی او چیست. شاید او به خاطر تعلقات مذهبی که از گذشته داشته این قطعه را خوانده است.


پی‌نوشت:


آیا بنیامین هم به سرنوشت نامجو دچار می‌شود


چند سال پیش بود که محسن نامجو در یکی از قطعه‌هایش قرآن خواند، آن هم به همراه موسیقی. خواندن آیه‌هایی از سوره‌ی «شمس» واکنش‌های منفی برای او در پی داشت و بسیاری از مخاطبان موسیقی از او اعلام برائت کردند و حتی بسیاری از علاقه‌مندان به هنر او، دیگر صدای او را گوش نکردند.


بعدها نامجو برای خواندن این قطعه و البته انتشارش عذرخواهی کرد، اما برای عذرخواهی دیگر دیر شده بود و او مجبور شد برای همیشه از ایران مهاجرت کند.


دفتر موسیقی اعلام برائت کرد


دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همان روزی که قطعه‌ی «کبیر» منتشر شد در بیانیه‌ای اعلام کرد که قطعه‌ی «کبیر» از این دفتر مجوز  انتشار نگرفته است و این دفتر هیچ مسئولیتی در قبال انتشار این اثر ندارد.


شاید مسئولان دفتر موسیقی هم خوب می‌دانند که خواندن بخش‌هایی از دعای جوشن‌کبیر، آن هم با موسیقی پاپ و آن هم به این صورت که بنیامین خوانده، می‌تواند نه تنها برای خودِ بنیامین که حتی برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم مشکلات بسیاری ایجاد کند. باید دید مسئولان وزارت ارشاد تنها به همین اعلام برائت بسنده می‌کنند یا اقدامی عملی هم در دستور کار قرار می‌دهند.


تلاقی انتشار این اثر با حوادث تروریستی تهران


قطعه‌ی «کبیر» بی شک از مدت‌ها پیش خوانده و ضبط شده اما در روزهایی منتشر می‌شود که مردم ایران در سوگ از دست دادن عزیزانشان در حمله‌های تروریتسیِ تهران هستند. بنیامین بهادری این روزها در امریکا به سر می‌برد و احتمالا از اوضاع کشورش بی‌خبر است. او اکنون در امریکا مشغول برگزاری کنسرت‌هایش است.


پس از حمله‌های تروریتسی که به تهران شد، هیچ پیامی مبنی بر تسلیت یا واکنشی از سوی بنیامین بهادری در اینستاگرامش وجود ندارد.


منبع: تسنیم

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

در بررسی ترجمه‌های فارسی نهج‎البلاغه عنوان شد قضاوت نادرست به جامعه و نظام آسیب می‌زند

[ad_1]

در بررسی ترجمه‌های فارسی نهج‎البلاغه عنوان شد
قضاوت نادرست به جامعه و نظام آسیب می‌زند


به مناسبت ترجمه علی اصغر فقیهی از نهج‌البلاغه، شب بخارا به «ترجمه‌های فارسی نهج‌البلاغه» داده شد، در این برنامه مطرح شد: دیگر فضیلت امیرالمومنین تبحر و کاردانی در قضاوت است. این بخش دارای ابعاد بسیاری است. اگر کسی بداند که قضاوت در چه جایگاهی است و قضاوت نادرست چه آسیبی به جامعه و نظام خواهد زد؛ آن‌وقت ارزش این مدال و افتخار را خواهد دید.


صدای شیعه: آیت‌‌الله سید مصطفی محقق داماد، با یادی از سیدجعفر شهیدی صحبتش را آغاز کرد و به تاریخچه کتابت نهج البلاغه پرداخت و گفت: برای از بین بردن نام حضرت علی(ع) از همان روزهای نخستین هزینه‌های بسیاری صرف شده است.  شخصی با نام معاویه برای از بین بردن نام ایشان پول کلانی خرج کرد. این کار تا به آنجا رسید که به تمامان امامان جمعه‌ا‌ش دستور داد تا در نمازهای جمعه لعن علی (ع) را رایج کنند. لعن ایشان را یک کار اداری و دفتری کرد. جاحظ نقل این موضوع را داشته است و ابن ابی الحدید از جاحظ این نقل ها را بیان داشته است.  علی‌رغم تمام این هزینه‌ها خاتمه ترور امیرالمؤمنین به دست افرادی انجام نشد که تحت تأثیر این بدگویی‌ها و تخریب‌های دولت وقت قرار گرفته باشند بلکه این ترور به خاطر جهل مقدس بود. یک جاهل مقدس این کار را در راه خدا انجام داد. این واقعه یک حماقت دینی بود.  علی(ع) دشمنان بسیاری داشته است اما آن‌چه همگان بر آن بودند و اختلاف نظری وجود نداشته است، مسئله بلاغت و بعد سخنوری ایشان است. البته کاری که امروز در نزد شما هست به قرن پنجم بازمی‌گردد. در گذشته بر روی بُعد بلاغت جمله‌ها کار کرده‌اند. بحث ادبیِ عبارت بیشتر از محتوا مدنظر بوده و به صورت نقل حدیثی نبوده است.

رئیس تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار گفت: در قرن چهارم و پنجم و ششم روی این موضوع کارهای بسیاری شده است که یکی «شریف رضی» است. شخص دیگر «آمِدی» است که در قرن پنج و ششم می‌زیسته است. نام اثر او «غررالحکم و درر الکلم» وی روش گردآوری و تدوین‌اش را بر اساس ترتیب حروف بیست و نه‌گانه قرار داده است و بسیاری از بخش‌های کتابش را بر مبنای واژه آغازین گفتاورد بنیان کرده است. اما از نظر تاریخی در قرن دوم یعنی معاصر ائمه مردی ادیب و متکلم با نام «جاحظ» بود که وی متولد 155 ه.ق است. وی صد کلام از حضرت علی (ع) جمع‌آوری نمود. این کار را از زمان حضرت آغاز کرد  اما نوشته‌های او در دسترس ما نیست. گرچه در گذشته‌ها نیز یاران علی (ع) به جمع‌آوری سخنان ایشان می‌پرداختند. اما جاحظ صد جمله کوتاه از ایشان با نام «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن‌ ابی‌طالب» جمع‌آوری کرده است.

وی تصریح کرد: اثر جاحظ چندین شرح دارد. بیشتر این شروح عربی است. یکی «کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی» که شرح فلسفی و کلامی بر آن داشته است. چندین رسالۀ عربی هم موجود است که از این مجموعه می‌توان به شرح جالبی در قرن ششم (معاصر سعدی) به کوشش شخصی با نام «رشیدالدین  وطواط» شاعر پارسی گوی و ادیب عرب  اشاره کرد. مرحوم ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی‌اش بخشی را به نظر جاحظ درباره‌ ایرانی‌ها و ایران اختصاص داده است و گفته است که  شیرین‌زبان‌ترین انسان‌های روزگار ایرانی‌ها هستند. این مرد ایران‌دوست در قرن دوم این کار را انجام داده است و حال در قرن ششم رشیدالدین وطواط، شاعر و ادیب، شرحی بر «صد کلمه» با عنوان «مطلوب کل طالب» (گمشده هر جوینده) نوشته است.


حجت‌السلام و المسلمین عبدالمجید معادیخواه چندین عنوان از فضیلت‌های امیرالمؤمنین به نقل از سید محسن امین را برشمرد و بیان داشت: اولین محور، تربیت علی بن ابی طالب در دامان پیامبر است. دومین آن پیشتازی در اسلام است. داستان «یوم الدار» و مدالی که آن روز از پیامبر گرفتند و دیگری به فداکاری «لیلة المبیت» مشهور است و به جای پیامبر در بستر ایشان خوابیدند و خود را سپر بلای حضرت رسول کردند. فضیلت دیگر اعتمادی است که پیامبر به علی در پرداخت دیونش داشت. پیمان اخوت با رسول خدا هم دیگر فضیلت ایشان است. در آن روزی که پیامبر برای برداشتن شکاف میان دو گروه مهاجر و انصار اعلام برادری کردند چون هیچ‌کس پیام ایشان را نپذیرفت و تنها علی بود که پیمان برادری با او بست.


وی متذکر شد: صاحب الرایه که در واقع پرچم‌دار اسلام در بخش‌های مختلف بوده است. خطر پذیری علی بن ابی طالب که در واقع به چند تعبیر آمده و آن شهامت و شجاعت مثال زدنی ایشان است. قوت بازو که در واقع نماد معروفش درِ خیبر  است. حضور در میدان‌های جهاد به عنوان ن فضیلت دیگر امیرالمؤمنین است.

 
او در ادامه اظهار داشت: حلم و بزرگواری و چشم‌پوشی از دشمن و عفو عمومی که ایشان بعد از جنگ جَمل دارند با وجود تمام قاطعیتی که در مسئلۀ تأمین امنیت داشتند از دیگر مسائل است.از دیگر ویژگی فصاحت و بلاغتی است که جناب محقق داماد از آن نام بردند. مورد دیگر همان سخن مشهور پیامبر،«أنا مدینه العلم و علی بابها» درباره دانش علی(ع) است. از زهد علی (ع) بگویم که نیازی به بحث ندارد اما دارای ابعاد وسیعی است و در دادگری خصوصیاتی دارند که صرف نظر از شرح آن‌ها خیلی دشوار است. حسن خلق حضرت و تدبیر امیرالمومنین در اداره امور قاطعیت ایشان در کارها و تصمیم گیری‌ها، معیت با قرآن که یک رابطۀ طولی نیست. همچنین ازدواج با حضرت فاطمه نیز از امتیازات بزرگی است.

در پایان حجت‌السلام و المسلمین محمدعلی مهدوی‌راد، به ماهیت کتاب نهج البلاغه پرداخت و گفت:اولا پیشینه گردآوری کلام مولا خیلی کهن است. «زید ابن وهب الجهنی» قدیمی‌ترین کسی است که کتاب «خطب امیرالمومنین علی المنابر فی الجُمَع و الأعیاد و غیرها » را نوشت البته آن کتاب از بین رفته است اما اخیرا فردی کتاب او را بازسازی و جمع‌آوری کرده است.  در آن روزگاران زبان در اوج بود و به همین جهت هم معجزه اسلام قرآن است. اشخاصی چون جاحظ بودند. وی انسان عجیبی بود. می‌گویند به حدی کتاب داشت که دلیل مرگش آوار شدن کتاب‌ها بر سرش بوده است! و وقتی می‌خواهد زبان و سخن وری را در دوره جاهلیت و هنگام نزول قرآن بیان دارد از اصطلاح «در سینه این‌ها می‌جوشید مثل اینکه آب در دیگ می‌جوشد» استفاده می‌کند. بنابراین سه چیز در ادبیات جاهلی مورد توجه بوده است: خطبه‌ها، شعر ها ونامه‌ها.

وی تصریح کرد: پس به طور طبیعی آن قلم و سخنی که امیرالمؤمنین داشت در اوج بود و بی‌نظیر. گرچه ابن خلکان گفته است که این نوشته‌ها را رشیدالدین رضی ساخته است. ولی با خواندن این متون و سخنان متوجه می‌شویم اصلا این امکان وجود ندارد و همگی متعلق به حضرت علی (ع) است. از طرفی سید رضی «نقیب النقبا» است. نقابت در آن روزگار یعنی دولت در دولت. حالا عباسیان چرا دیوان نقابت را پذیرفتند این موضوعی، زمینه تاریخی دارد. بخش خصوصی متعلق به سادات را در بخش‌های سیاسی و فرهنگی و … شامل می‌شود. نهج البلاغه آیین‌نامه حاکمیت و حکومت است و سید رضی نهج‌البلاغه را به عنوان مرام‌نامه حکومت نوشته است. هر چه که سیاسی است و بعد حاکمیتی است اما  سید گزینش نکرده است.

او متذکر شد: خطبه «قاصعه» طولانی‌ترین خطبه است و بزرگترین متن برای شناخت نفسانیتی است که از فطرت به استکبار می‌رود و در خاتمه به شکست جامعه منتهی می‌شود . نامه مالک اشتر یک مرام‌نامه حاکمیت است که به طور کامل آمده است.  با تمام این توصیف‌ها گمان می‌کنم سید رضی به مرگ طبیعی از بین نرفت بلکه کشته شد! از طرفی سید مرتضی (برادرش) در تشییع سید رضی شرکت نکرد رفت حرم و گوشه نشست و ظاهرا این حالت نشان اعتراض او بود.

وی در پایان سخنانش به تحلیل ترجمه علی اصغر فقیهی از نهج البلاغه پرداخت و بیان کرد: ما ترجمه‌های زیادی از این اثر ارزشمند داریم. ولی حقا اگر مجموعه امتیازها را روی هم بگذاریم ترجمه جناب فقیهی بی‌نظیر است. مثلا اگر از ویژگی‌های ترجمه بگوییم که ترجمه باید فهمیدنی و دقیق و ادیبانه و استوار باشد، این ویژگی‌ها را دارد. کمتر کسی کلام امام علی  (ع) را توانسته بدون پرانتز ترجمه کند. استاد فقیهی هشت سال این اثر را ترجمه کرده‌اند و چهار سال باقی را به تصحیح کلمه به کلمه آن پرداخته‌اند.  در این ترجمه تامل‌ها و دقت‌های بسیار خوبی دارند.


منبع: ایبنا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع