خاطرات استاد سید هادی خسروشاهی درباره مبارزان ملی مذهبی منتشر شد

[ad_1]


صدای شیعه: خاطرات مستند سید هادی خسروشاهی از مبارزان ملی – مذهبی (درباره دکتر سامی، مهندس چمران، مهندس بازرگان، دکتر سحابی، مهندس حسیبی، مهندس سحابی و دکتر محمد نخشب) از سوی انتشارات کلبه شروق قم منتشر شد.


این کتاب در 7 بخش، به خاطرات و فعالیت ­ها و اندیشه ­های این شخصیت­ های معاصر و فعالان سیاسی کشور می ­پردازد و در سه پیوست به متن نامه ­ها و تلگراف­ های مراجع تقلید و علمای عظام، عکس ­ها و اسناد و فهرست اعلام، اماکن، کتاب ­ها و مجلات می­ پردازد.


استاد خسروشاهی در مقدمه کتاب می ­نویسد: «آن­چه که در این کتاب به عنوان خاطرات مستند می ­آید، در واقع خاطرات و یادداشت ­های کوتاه و پراکنده ­ای درباره چند نفر از شخصیت ­های علمی، سیاسی و متدین معاصر است که در طول بیش از نیم قرن، یعنی از سال 1332، با آن­ها حشر و نشر، گفتگو و بحث داشتم و با بعضی از آن­ها در سفرهای متعدد همراه بودم… . آن­چه که اکنون در اختیار دوستان قرار می ­گیرد، علیرغم حجم کم و دوری از اطناب و پرهیز از جعل حدیث! و خاطره ­سازی! می­ تواند آگاهی های خاصی درباره شخصیت ­ها و عزیزان مورد نظر در اختیار قرار دهد….»


در بخش اول کتاب مقاله ­ای از استاد خسروشاهی که به مناسبت درگذشت دکتر سامی در تاریخ 14 دی ماه 1367 نگاشته شده است، می ­آید و سپس مقاله «راه و روش ما» سرمقاله شماره دوم نشریه «پیکار اندیشه» به قلم دکتر سامی می ­آید که با همکاری استاد خسروشاهی در قم منتشر می­ شد.


استاد خسروشاهی درباره اندیشه ­های دکتر سامی می ­نویسد: «دکتر سامی به عنوان هوادار اسلام انقلابی، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژی جامع ­الاطراف می­ دانست و طرز فکر خداپرستی را بستر فلسفی و معنوی، در راه رهبری مبارزه توده­ های مسلمان و ایجاد تحول اجتماعی و تأسیس نظامی نوین معرفی می ­کرد. در واقع با این بیان، سامی در کنار دوستانش، در پُر کردن خلأ ایدئولوژیک نسل جوان معاصر می کوشید و ایمان داشت که تنها از این راه می­ توان به یک نیروی ایدئولوژیک انقلابی مجهز شد و تکیه کرد. «نهضت خداپرستان سوسیالیست» از همین اندیشه سرچشمه گرفته بود و پس از طی مراحل تکامل، در کوران مبارزات سیاسی – اجتماعی، به شکل «جمعیت آزادی مردم ایران» (جاما) و سپس به صورت یک حزب سیاسی – حزب مردم ایران – جلوه ­گر شد… و در نهضت ملی ایران هم جایگاه خود را بازیافت. (صص 15 و 16)


سامی در دورانی که نشریه «جاما» را منتشر می ­ساخت هیچ ­گاه هدف را فدای مصلحت گروه خود نساخت و همواره می­ کوشید که «وحدت عملی» را در میان گروه ­های اسلامی ایجاد کند و اختلاف فکری را در یک امر، طبیعی می ­دانست، ولی بی برنامگی و تشتّت و تضاد را خطری بزرگ برای آینده انقلاب اسلامی و ایران می ­دید.(ص 18) گفتنی است دکتر سامی پس از تشکیل دولت موقت، مدتی مسئولیت وزارت بهداری را بر عهده داشت و در راه ملی کردن بهداشت و درمان توده­ های محروم و مستضعف کوشید و سپس مدتی سرپرست جمعیت هلال احمر شد و پس از آن به نمایندگی مجلس انتخاب شد و آخرالامر به کار دیرین خود طبابت و روان­پزشکی پرداخت.


بخش دوم کتاب، نوشتاری از استاد خسروشاهی در تاریخ 30 خرداد 1366 است که به خاطراتی از شهید دکتر مصطفی چمران در ایام فعالیت­ در لبنان و همراهی­اش با امام موسی صدر و سپس حضور در ایران می ­پردازد. استاد خسروشاهی در بخشی از بیان خاطراتش از حضور شهید چمران در لبنان، از پیش از انقلاب اسلامی ایران، از قول این شخصیت مبارز و انقلابی می ­نویسد: «چمران اظهار نگرانی می­ کرد از استمرار حکومت استبدادی ایران و خواستار تشدید فعالیت حوزه علمیه قم و روحانیت بود و می ­گفت: به نظر من فقط روحانیت می ­تواند مردم را از بی ­تفاوتی فعلی خارج کند و به صحنه مبارزه بکشاند. تاریخ تشیع نشان می ­دهد که نبرد در جوامع شیعی وقتی توده ­ای پیروز شده که رهبری را روحانیت به دست گرفته است و حرکت­ های دیگر، بدون روحانیت، به شهادت تاریخ، محکوم به شکست ­اند.»(ص 35)


استاد خسروشاهی در بخشی از این یادداشت تحت عنوان «چمران، یک هنرمند» می ­نویسد: خطاطی، نقاشی، کار هنری و گرفتن عکس و اسلاید، یکی از ابعاد زندگی هنری و عرفانی چمران است که متأسفانه این بخش از زندگی چمران تاکنون ناشناخته مانده و صدها و شاید هزارها عکس و اسلاید تهیه شده به وسیله چمران می ­تواند یک نمایشگاه بزرگ را در کیفیتی بالا و سطحی جهانی، زیر پوشش خود قرار دهد…(ص 36) و این­چنین آدم هنرمند عارف­ مَسلکی، در بعد دیگری از زندگی ­اش، علی ­وار در راه رهایی ملل مستضعف جهان می ­جنگید و برای نبرد با استکبار، سرزمین و منطقه خاصی برای او مطرح نبود… در ایران بارها چمران را دیدم – در قم و تهران – اما همیشه سخت گرفتار کار بود. شب و روز را نمی­شناخت و عاشقانه می­ کوشید. به آرزوی دیرینه ­اش رسیده بود و در این راه آماده بود که جان ببازد، فراموش نمی ­کنیم «پاوه» را و بعد نبردش در «جنوب» را.


بخش سوم هم یادداشتی درباره زندگی، فعالیت ­ها و اندیشه مهندس مهدی بازرگان آمده که در بهمن 1373 نوشته شده است و در ادامه یک گفتگو درباره مهندس بازرگان و در پایان مکاتبه­ استاد خسروشاهی و مهندس بازرگان ذکر شده است. وی در این یادداشت ضمن ارج و قدردانی درباره خدمات و فعالیت ­های مهندس بازرگان و انتقاد به برخی زا مباحث و فعالیت­ های او می نویسد: «مهدی بازرگان از آغاز کار تا پایان – آخر دی ­ماه 1373 –  همواره وقف راه خدا و خدمت به خلق بود و در تربیت کسانی چون شهید چمران کوشید که یک نمونه از آن­ها، به تنهایی یک امت بود و بی ­تردید خود وی نیز نمونه کامل یک مسلمان روشنفکر مُتشرّع در قرن ما به شمار می ­رفت که یک عمر با صداقت و طهارت و صراحت، بدون نیاز مالی و انگیزه­ه مادی کار کرد و خدمت نمود و انتظار مقام و پاداش از کسی نداشت و صراحت را هم لازمه اندیشه و عمل یک مسلمان دانست، اما این به این معنی نیست که او هم «مطلق» بود… .


نقد اشتباهات او در اندیشه ­های نخستین «بازی جوانان با سیاست» و واپسین او «دین و ایدئولوژی»، نیاز به فرصت و وقت کافی دارد… که به این کار خواهیم پرداخت… نقد علمی اشتباه هر فردی، همراه با عدل و انصاف، یک عمل اسلامی و عقلانی و انسانی است و هیچ اندیشه ­ای را نمی­توان – از غیرمعصوم – به طور چشم ­بسته و بدون چون­ و چرا پذیرفت.


استاد خسروشاهی درباره تعبّد و تدیّن مرحوم مهندس بازرگان می ­گوید: «مهندس بازرگان یک فرد متدین، متعبّد و متشرّع به معنی واقعی کلمه بود… التزام ایشان به نماز اول وقت و احکام شرعی و حضور مخلصانه در محافل مذهبی، به ویژه مجلس درس تفسیر قرآن آیت­ الله طالقانی، نشان­دهنده عمق گرایش معنوی ایشان است. من در تمام مدت آشنایی با ایشان، حتی یکبار هم ندیدم که غیبت کسی را بکند و یا پشت سر احدی، حرفی بزند و یا مرتکب بیان خلاف و دروغی بشود.»(ص 52)


بخش چهارم کتاب، گفتگویی است که استاد خسروشاهی با یادنامه دکتر یدالله سحابی داشته­اند و در آن از نحوه آشنایی خود با دکتر سحابی، فعالیت­ ها و خاطراتی از نهضت آزادی و همراهی و همکاری با نهضت بیان کردند و به نقل خاطره ­ای از توجه و دیدار مهندس بازرگان و دکتر سحابی از تبعیدشدگان روحانی در سال 1357 می ­پردازد؛ شخصیت­ هایی مثل آیت ­الله سید مرتضی پسندیده، آیت ­الله ناصر مکارم شیرازی، حجت­ الاسلام سید احمد کلانتر، شیخ عباس ضیغمی و استاد خسروشاهی.


بخش پنجم کتاب یادداشتی درباره مهندس کاظم حسیبی است. استاد خسروشاهی درباره مهندس حسیبی می­نویسد: «همراه دکتر مصدق به لاهه و آمریکا رفت و نطق معروف و تاریخی آقای حسین مکی را تهیه و تنظیم کرد و در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، چهره پشت پرده در گروه جبهه ملی به حساب می­آمد و در ماجرای خلع یَد از انگلیس، در کنار مهندس بازرگان فعال بود. مهندس حسیبی در تأسیس «کانون مهندسین ایران» و سپس «حزب ایران» نقش عمده ­ای به عهده داشت و شرط «مسلمان بودن اعضای حزب» از یادگارهای حسیبی بود، در حالی ­که می ­دانیم «حزب ایران» هیچ وقت یک حزب اسلامی نبود و بیشتر اعضای آن را باید «سکولار» نامید. اگرچه مهندس حسیبی و حزب ایران با اعمال شیوه­ های نابخردانه و مزدورانه، لطمات جبران­ ناپذیری به نهضت ملی ایران وارد ساختند و در شکست دکتر مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران نقش داشتند.


در ادامه یادداشت استاد خاطراتی از مهندس حسیبی در ایام همسفری حج خویش بیان می ­کند: «او از مرحوم آیت ­الله کاشانی گله داشت و من از دکتر مصدق و جفای سیاست ­بازان ملی ­گرا انتقاد می ­کردم… سرانجام به این نتیجه مشترک رسیدیم که هر دو جناح مرتکب اشتباهاتی شدند و کار نهضت را به شکست کشانیدند!»(ص 85) استاد خسروشاهی از نگارش کتاب مهندس حسیبی درباره تغییر خط خبر می­ دهد و می ­نویسد: «مهندس حسیبی در انتخاب روش برای مبارزه و رفع بی­سوادی، دچار اشتباه شده بود و البته هرگز او را در این زمینه نمی ­توان با سعید نفیسی و ابراهیم پورداوود و دیگر غرب­زدگان هوادار تغییر خط، در یک ردیف شمرد.»(ص 86)


استاد خسروشاهی در پایان یادداشت درباره مهندس حسیبی می ­نویسد: «شخصیت وارسته و مسلمانی چون مهندس کاظم حسیبی، نمی ­توانست در مسأله انقلاب اسلامی ایران بی ­تفاوت باشد. یاران و همکاران او در حزب ایران، روش خاصی داشتند که مهندس حسیبی آن را نمی ­پسندید، ولی به خاطر اخلاق نرم یا مسائل تشکیلاتی مخالفتی هم نمی ­ورزید، اما در عمل و تا آخر، از انقلاب اسلامی و رهبری آن دفاع کرد.»(ص89)


بخش ششم کتاب درباره مهندس عزت­ الله سحابی است. استاد خسروشاهی در این نوشتار به سابقه آشنایی، استمرار مبارزه و همکاری با نهضت مقاومت و متاع و سپس نهضت آزادی و نظرات مهندس سحابی درباره سید جمال و نواب صفوی و فعالیت­ فرهنگی و روابط با روحانیون و استعفا از نهضت آزادی پرداخته است و سپس به دفاع مهندس سحابی از نهضت روحانیت در ماجرای مخالفت مراجع عظام با طرح لایحه انجمن ­های ایالتی و ولایتی رژیم پهلوی و اعتراض علما به شرکت بانوان در انتخابات می پردازد و در ادامه می ­نویسد: «در بین دوستان روشنفکر مذهبی، مهندس سحابی به دیدگاه ­هایی که درباره مسائل اجتماعی یا شخصیت ­های معاصر داشتیم، گرایش بیشتری از خود نشان می ­داد. مثلاً درباره سید جمال­ الدین حسینی اسدآبادی معروف به افغانی که بنده در قم چندین کتاب از خود و دیگران درباره او منتشر ساخته بودیم، مهندس سحابی مانند ما برداشت ­های مثبتی راجع به سید و عملکرد او داشت و حتی در این رابطه، به نقد علمی – منطقی آراء و نظریات دگراندیشان، از جمله احمد کسروی پرداخت.»(ص111)


در مورد فدائیان اسلام و رهبری آن هم علیرغم این­که مهندس سحابی مانند دیگر دوستان و همفکران ملی­ گرای خود هوادار دکتر مصدق بود، اما در قضاوت خود، عدل و انصاف را همواره مراعات کرده و حقیقت را آن­طور که به وقوع پیوسته، بیان و ترسیم کرده است. مهندس سحابی برخلاف ملی­ گرایانی که حاضر نیستند نقش برجسته آیت­ الله کاشانی و یا فدائیان اسلام و دیگر اسلام­گرایان را در نهضت ملی شدن صنعت نفت بپذیرند، با شفافیت کامل نقش هر دو گروه را بیان می­کند.(صص 112 و 113)


استاد خسروشاهی در مقایسه مهندس سحابی با پدرش دکتر یدالله سحابی می­ نویسد: مهندس سحابی، خیلی بیشتر از پدر خود، چهره و مشی سیاسی و مبارزاتی داشت، اما مبارزه را برای کسب مقام و ثروت و قدرت پی­گیری نمی ­کرد و بی ­تردید ارزش بسیاری برای جنبه ­های اخلاقی انسانی نشأت گرفته از مکتب فکری قائل بود و به همین دلیل، علی­رغم این­که در مواردی به علت «تفکر سیاسی مخالف با ما» با او برخورد «برانداز» شد و حتی بی­ دلیل «امنیت» از او سَلب گردید، اما شکوه نکرد و در خاطرات خود نیز به عُقده ­گشایی نپرداخت و حُب و بُغض شخصی و خصوصی را در آن راه نداد.(ص119)


بخش هفتم و پایانی کتاب درباره دکتر محمد نخشب است. استاد خسروشاهی که در دهه چهل، برخی مقالات دکتر محمد نخشب را با عنوان «بشر مادی» گردآوری و منتشر کرده بود از چگونگی فعالیت ­های نخشب و پایه ­گذاری «نهضت خداپرستان سوسیالیست» و همراهی ­اش با نهضت ملی شدن صنعت نفت و ملی­ گراها و آیت ­الله کاشانی و فعالیت ­هایش در آمریکا سخن می ­گوید.


استاد خسروشاهی در بخشی از این نوشتار می ­نویسد: محمد نخشب از آغاز زندگی اجتماعی خود با تشکیل جلسات خاص و تأسیس «نهضت خداپرستان سوسیالیست» و مبارزات سیاسی در دوران نهضت ملی در حزب ایران و حزب آزادی مردم ایران و سپس در نهضت مقاومت ملی و بعد در آمریکا، به مبارزه خود بر ضد استعمار و استبداد، زیر پرچم ایدئولوژی مذهبی و در راه ایجاد یک نظام اسلامی، به طور خستگی­ ناپذیر، ادامه داد و از هر فرصتی برای پیشرفت و وصول به هدف استفاده کرد…(ص137)


در اواخر کتاب در دو پیوست متن و تصاویر نامه ­ها و تلگراف ­های مراجع تقلید و علمای عظام درباره مبارزان و فعالان نهضت آزادی مانند آیت­ الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر سحابی و عکس­ ها و اسناد هر کدام از شخصیت­ های مورد بحث کتاب آمده است.


فهرست اعلام، کتب و اماکن هم در پایان کتاب، دسترسی محتواها و مطالب مورد نظر را برای علاقه مندان و محققان و تاریخ ­پژوهان آسان­تر کرده است.


کتاب «خاطرات مستند سید هادی خسروشاهی از مبارزان ملی – مذهبی» در 204 صفحه، قطع رقعی، تیراژ 1000 نسخه و قیمت 8000 تومان عرضه شده است. گفتنی است تاکنون خاطرات مستند استاد خسروشاهی درباره شخصیت ها و جریانات زیر منتشر شده است: علامه طباطبایی، آیت الله طالقانی، علامه سید مرتضی عسگری، امام موسی صدر، آیت الله مشکینی، شهید نواب صفوی، استاد سید جلال الدین آشتیانی، محمدعلی جمال زاده، احمد بن بلا (الجزایر)، دکتر حسن ترابی (سودان)، روژه گارودی (فرانسه)، نشریات مخفی حوزه علمیه قم، تاریخ ­نگاری معاصر و کودتای 28 مرداد، حزب خلق مسلمان و به زودی خاطرات مستند ایشان درباره امام خمینی، شهید مطهری، شهید بهشتی، شیخ آقابزرگ تهرانی و محمدحسنین هیکل (مصر) منتشر می شود.


برای تهیه این کتاب و سایر مجموعه خاطرات مستند استاد خسروشاهی می‌توانید در قم به کلبه شروق واقع در ابتدای خیابان صفاییه و در تهران به فروشگاه کتاب موسسه اطلاعات واقع در خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران مراجعه نمایید و یا با مرکز پخش کتب در قم به شماره تلفن 37838144 (025) یا سایت مرکز بررسی های اسلامی (www.iscq.ir) تماس بگیرید


منبع: مهرصدای شیعه: خاطرات مستند سید هادی خسروشاهی از مبارزان ملی – مذهبی (درباره دکتر سامی، مهندس چمران، مهندس بازرگان، دکتر سحابی، مهندس حسیبی، مهندس سحابی و دکتر محمد نخشب) از سوی انتشارات کلبه شروق قم منتشر شد.


این کتاب در 7 بخش، به خاطرات و فعالیت ­ها و اندیشه ­های این شخصیت­ های معاصر و فعالان سیاسی کشور می ­پردازد و در سه پیوست به متن نامه ­ها و تلگراف­ های مراجع تقلید و علمای عظام، عکس ­ها و اسناد و فهرست اعلام، اماکن، کتاب ­ها و مجلات می­ پردازد.


استاد خسروشاهی در مقدمه کتاب می ­نویسد: «آن­چه که در این کتاب به عنوان خاطرات مستند می ­آید، در واقع خاطرات و یادداشت ­های کوتاه و پراکنده ­ای درباره چند نفر از شخصیت ­های علمی، سیاسی و متدین معاصر است که در طول بیش از نیم قرن، یعنی از سال 1332، با آن­ها حشر و نشر، گفتگو و بحث داشتم و با بعضی از آن­ها در سفرهای متعدد همراه بودم… . آن­چه که اکنون در اختیار دوستان قرار می ­گیرد، علیرغم حجم کم و دوری از اطناب و پرهیز از جعل حدیث! و خاطره ­سازی! می­ تواند آگاهی های خاصی درباره شخصیت ­ها و عزیزان مورد نظر در اختیار قرار دهد….»


در بخش اول کتاب مقاله ­ای از استاد خسروشاهی که به مناسبت درگذشت دکتر سامی در تاریخ 14 دی ماه 1367 نگاشته شده است، می ­آید و سپس مقاله «راه و روش ما» سرمقاله شماره دوم نشریه «پیکار اندیشه» به قلم دکتر سامی می ­آید که با همکاری استاد خسروشاهی در قم منتشر می­ شد.


استاد خسروشاهی درباره اندیشه ­های دکتر سامی می ­نویسد: «دکتر سامی به عنوان هوادار اسلام انقلابی، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژی جامع ­الاطراف می­ دانست و طرز فکر خداپرستی را بستر فلسفی و معنوی، در راه رهبری مبارزه توده­ های مسلمان و ایجاد تحول اجتماعی و تأسیس نظامی نوین معرفی می ­کرد. در واقع با این بیان، سامی در کنار دوستانش، در پُر کردن خلأ ایدئولوژیک نسل جوان معاصر می کوشید و ایمان داشت که تنها از این راه می­ توان به یک نیروی ایدئولوژیک انقلابی مجهز شد و تکیه کرد. «نهضت خداپرستان سوسیالیست» از همین اندیشه سرچشمه گرفته بود و پس از طی مراحل تکامل، در کوران مبارزات سیاسی – اجتماعی، به شکل «جمعیت آزادی مردم ایران» (جاما) و سپس به صورت یک حزب سیاسی – حزب مردم ایران – جلوه ­گر شد… و در نهضت ملی ایران هم جایگاه خود را بازیافت. (صص 15 و 16)


سامی در دورانی که نشریه «جاما» را منتشر می ­ساخت هیچ ­گاه هدف را فدای مصلحت گروه خود نساخت و همواره می­ کوشید که «وحدت عملی» را در میان گروه ­های اسلامی ایجاد کند و اختلاف فکری را در یک امر، طبیعی می ­دانست، ولی بی برنامگی و تشتّت و تضاد را خطری بزرگ برای آینده انقلاب اسلامی و ایران می ­دید.(ص 18) گفتنی است دکتر سامی پس از تشکیل دولت موقت، مدتی مسئولیت وزارت بهداری را بر عهده داشت و در راه ملی کردن بهداشت و درمان توده­ های محروم و مستضعف کوشید و سپس مدتی سرپرست جمعیت هلال احمر شد و پس از آن به نمایندگی مجلس انتخاب شد و آخرالامر به کار دیرین خود طبابت و روان­پزشکی پرداخت.


بخش دوم کتاب، نوشتاری از استاد خسروشاهی در تاریخ 30 خرداد 1366 است که به خاطراتی از شهید دکتر مصطفی چمران در ایام فعالیت­ در لبنان و همراهی­اش با امام موسی صدر و سپس حضور در ایران می ­پردازد. استاد خسروشاهی در بخشی از بیان خاطراتش از حضور شهید چمران در لبنان، از پیش از انقلاب اسلامی ایران، از قول این شخصیت مبارز و انقلابی می ­نویسد: «چمران اظهار نگرانی می­ کرد از استمرار حکومت استبدادی ایران و خواستار تشدید فعالیت حوزه علمیه قم و روحانیت بود و می ­گفت: به نظر من فقط روحانیت می ­تواند مردم را از بی ­تفاوتی فعلی خارج کند و به صحنه مبارزه بکشاند. تاریخ تشیع نشان می ­دهد که نبرد در جوامع شیعی وقتی توده ­ای پیروز شده که رهبری را روحانیت به دست گرفته است و حرکت­ های دیگر، بدون روحانیت، به شهادت تاریخ، محکوم به شکست ­اند.»(ص 35)


استاد خسروشاهی در بخشی از این یادداشت تحت عنوان «چمران، یک هنرمند» می ­نویسد: خطاطی، نقاشی، کار هنری و گرفتن عکس و اسلاید، یکی از ابعاد زندگی هنری و عرفانی چمران است که متأسفانه این بخش از زندگی چمران تاکنون ناشناخته مانده و صدها و شاید هزارها عکس و اسلاید تهیه شده به وسیله چمران می ­تواند یک نمایشگاه بزرگ را در کیفیتی بالا و سطحی جهانی، زیر پوشش خود قرار دهد…(ص 36) و این­چنین آدم هنرمند عارف­ مَسلکی، در بعد دیگری از زندگی ­اش، علی ­وار در راه رهایی ملل مستضعف جهان می ­جنگید و برای نبرد با استکبار، سرزمین و منطقه خاصی برای او مطرح نبود… در ایران بارها چمران را دیدم – در قم و تهران – اما همیشه سخت گرفتار کار بود. شب و روز را نمی­شناخت و عاشقانه می­ کوشید. به آرزوی دیرینه ­اش رسیده بود و در این راه آماده بود که جان ببازد، فراموش نمی ­کنیم «پاوه» را و بعد نبردش در «جنوب» را.


بخش سوم هم یادداشتی درباره زندگی، فعالیت ­ها و اندیشه مهندس مهدی بازرگان آمده که در بهمن 1373 نوشته شده است و در ادامه یک گفتگو درباره مهندس بازرگان و در پایان مکاتبه­ استاد خسروشاهی و مهندس بازرگان ذکر شده است. وی در این یادداشت ضمن ارج و قدردانی درباره خدمات و فعالیت ­های مهندس بازرگان و انتقاد به برخی زا مباحث و فعالیت­ های او می نویسد: «مهدی بازرگان از آغاز کار تا پایان – آخر دی ­ماه 1373 –  همواره وقف راه خدا و خدمت به خلق بود و در تربیت کسانی چون شهید چمران کوشید که یک نمونه از آن­ها، به تنهایی یک امت بود و بی ­تردید خود وی نیز نمونه کامل یک مسلمان روشنفکر مُتشرّع در قرن ما به شمار می ­رفت که یک عمر با صداقت و طهارت و صراحت، بدون نیاز مالی و انگیزه­ه مادی کار کرد و خدمت نمود و انتظار مقام و پاداش از کسی نداشت و صراحت را هم لازمه اندیشه و عمل یک مسلمان دانست، اما این به این معنی نیست که او هم «مطلق» بود… .


نقد اشتباهات او در اندیشه ­های نخستین «بازی جوانان با سیاست» و واپسین او «دین و ایدئولوژی»، نیاز به فرصت و وقت کافی دارد… که به این کار خواهیم پرداخت… نقد علمی اشتباه هر فردی، همراه با عدل و انصاف، یک عمل اسلامی و عقلانی و انسانی است و هیچ اندیشه ­ای را نمی­توان – از غیرمعصوم – به طور چشم ­بسته و بدون چون­ و چرا پذیرفت.


استاد خسروشاهی درباره تعبّد و تدیّن مرحوم مهندس بازرگان می ­گوید: «مهندس بازرگان یک فرد متدین، متعبّد و متشرّع به معنی واقعی کلمه بود… التزام ایشان به نماز اول وقت و احکام شرعی و حضور مخلصانه در محافل مذهبی، به ویژه مجلس درس تفسیر قرآن آیت­ الله طالقانی، نشان­دهنده عمق گرایش معنوی ایشان است. من در تمام مدت آشنایی با ایشان، حتی یکبار هم ندیدم که غیبت کسی را بکند و یا پشت سر احدی، حرفی بزند و یا مرتکب بیان خلاف و دروغی بشود.»(ص 52)


بخش چهارم کتاب، گفتگویی است که استاد خسروشاهی با یادنامه دکتر یدالله سحابی داشته­اند و در آن از نحوه آشنایی خود با دکتر سحابی، فعالیت­ ها و خاطراتی از نهضت آزادی و همراهی و همکاری با نهضت بیان کردند و به نقل خاطره ­ای از توجه و دیدار مهندس بازرگان و دکتر سحابی از تبعیدشدگان روحانی در سال 1357 می ­پردازد؛ شخصیت­ هایی مثل آیت ­الله سید مرتضی پسندیده، آیت ­الله ناصر مکارم شیرازی، حجت­ الاسلام سید احمد کلانتر، شیخ عباس ضیغمی و استاد خسروشاهی.


بخش پنجم کتاب یادداشتی درباره مهندس کاظم حسیبی است. استاد خسروشاهی درباره مهندس حسیبی می­نویسد: «همراه دکتر مصدق به لاهه و آمریکا رفت و نطق معروف و تاریخی آقای حسین مکی را تهیه و تنظیم کرد و در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، چهره پشت پرده در گروه جبهه ملی به حساب می­آمد و در ماجرای خلع یَد از انگلیس، در کنار مهندس بازرگان فعال بود. مهندس حسیبی در تأسیس «کانون مهندسین ایران» و سپس «حزب ایران» نقش عمده ­ای به عهده داشت و شرط «مسلمان بودن اعضای حزب» از یادگارهای حسیبی بود، در حالی ­که می ­دانیم «حزب ایران» هیچ وقت یک حزب اسلامی نبود و بیشتر اعضای آن را باید «سکولار» نامید. اگرچه مهندس حسیبی و حزب ایران با اعمال شیوه­ های نابخردانه و مزدورانه، لطمات جبران­ ناپذیری به نهضت ملی ایران وارد ساختند و در شکست دکتر مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران نقش داشتند.


در ادامه یادداشت استاد خاطراتی از مهندس حسیبی در ایام همسفری حج خویش بیان می ­کند: «او از مرحوم آیت ­الله کاشانی گله داشت و من از دکتر مصدق و جفای سیاست ­بازان ملی ­گرا انتقاد می ­کردم… سرانجام به این نتیجه مشترک رسیدیم که هر دو جناح مرتکب اشتباهاتی شدند و کار نهضت را به شکست کشانیدند!»(ص 85) استاد خسروشاهی از نگارش کتاب مهندس حسیبی درباره تغییر خط خبر می­ دهد و می ­نویسد: «مهندس حسیبی در انتخاب روش برای مبارزه و رفع بی­سوادی، دچار اشتباه شده بود و البته هرگز او را در این زمینه نمی ­توان با سعید نفیسی و ابراهیم پورداوود و دیگر غرب­زدگان هوادار تغییر خط، در یک ردیف شمرد.»(ص 86)


استاد خسروشاهی در پایان یادداشت درباره مهندس حسیبی می ­نویسد: «شخصیت وارسته و مسلمانی چون مهندس کاظم حسیبی، نمی ­توانست در مسأله انقلاب اسلامی ایران بی ­تفاوت باشد. یاران و همکاران او در حزب ایران، روش خاصی داشتند که مهندس حسیبی آن را نمی ­پسندید، ولی به خاطر اخلاق نرم یا مسائل تشکیلاتی مخالفتی هم نمی ­ورزید، اما در عمل و تا آخر، از انقلاب اسلامی و رهبری آن دفاع کرد.»(ص89)


بخش ششم کتاب درباره مهندس عزت­ الله سحابی است. استاد خسروشاهی در این نوشتار به سابقه آشنایی، استمرار مبارزه و همکاری با نهضت مقاومت و متاع و سپس نهضت آزادی و نظرات مهندس سحابی درباره سید جمال و نواب صفوی و فعالیت­ فرهنگی و روابط با روحانیون و استعفا از نهضت آزادی پرداخته است و سپس به دفاع مهندس سحابی از نهضت روحانیت در ماجرای مخالفت مراجع عظام با طرح لایحه انجمن ­های ایالتی و ولایتی رژیم پهلوی و اعتراض علما به شرکت بانوان در انتخابات می پردازد و در ادامه می ­نویسد: «در بین دوستان روشنفکر مذهبی، مهندس سحابی به دیدگاه ­هایی که درباره مسائل اجتماعی یا شخصیت ­های معاصر داشتیم، گرایش بیشتری از خود نشان می ­داد. مثلاً درباره سید جمال­ الدین حسینی اسدآبادی معروف به افغانی که بنده در قم چندین کتاب از خود و دیگران درباره او منتشر ساخته بودیم، مهندس سحابی مانند ما برداشت ­های مثبتی راجع به سید و عملکرد او داشت و حتی در این رابطه، به نقد علمی – منطقی آراء و نظریات دگراندیشان، از جمله احمد کسروی پرداخت.»(ص111)


در مورد فدائیان اسلام و رهبری آن هم علیرغم این­که مهندس سحابی مانند دیگر دوستان و همفکران ملی­ گرای خود هوادار دکتر مصدق بود، اما در قضاوت خود، عدل و انصاف را همواره مراعات کرده و حقیقت را آن­طور که به وقوع پیوسته، بیان و ترسیم کرده است. مهندس سحابی برخلاف ملی­ گرایانی که حاضر نیستند نقش برجسته آیت­ الله کاشانی و یا فدائیان اسلام و دیگر اسلام­گرایان را در نهضت ملی شدن صنعت نفت بپذیرند، با شفافیت کامل نقش هر دو گروه را بیان می­کند.(صص 112 و 113)


استاد خسروشاهی در مقایسه مهندس سحابی با پدرش دکتر یدالله سحابی می­ نویسد: مهندس سحابی، خیلی بیشتر از پدر خود، چهره و مشی سیاسی و مبارزاتی داشت، اما مبارزه را برای کسب مقام و ثروت و قدرت پی­گیری نمی ­کرد و بی ­تردید ارزش بسیاری برای جنبه ­های اخلاقی انسانی نشأت گرفته از مکتب فکری قائل بود و به همین دلیل، علی­رغم این­که در مواردی به علت «تفکر سیاسی مخالف با ما» با او برخورد «برانداز» شد و حتی بی­ دلیل «امنیت» از او سَلب گردید، اما شکوه نکرد و در خاطرات خود نیز به عُقده ­گشایی نپرداخت و حُب و بُغض شخصی و خصوصی را در آن راه نداد.(ص119)


بخش هفتم و پایانی کتاب درباره دکتر محمد نخشب است. استاد خسروشاهی که در دهه چهل، برخی مقالات دکتر محمد نخشب را با عنوان «بشر مادی» گردآوری و منتشر کرده بود از چگونگی فعالیت ­های نخشب و پایه ­گذاری «نهضت خداپرستان سوسیالیست» و همراهی ­اش با نهضت ملی شدن صنعت نفت و ملی­ گراها و آیت ­الله کاشانی و فعالیت ­هایش در آمریکا سخن می ­گوید.


استاد خسروشاهی در بخشی از این نوشتار می ­نویسد: محمد نخشب از آغاز زندگی اجتماعی خود با تشکیل جلسات خاص و تأسیس «نهضت خداپرستان سوسیالیست» و مبارزات سیاسی در دوران نهضت ملی در حزب ایران و حزب آزادی مردم ایران و سپس در نهضت مقاومت ملی و بعد در آمریکا، به مبارزه خود بر ضد استعمار و استبداد، زیر پرچم ایدئولوژی مذهبی و در راه ایجاد یک نظام اسلامی، به طور خستگی­ ناپذیر، ادامه داد و از هر فرصتی برای پیشرفت و وصول به هدف استفاده کرد…(ص137)


در اواخر کتاب در دو پیوست متن و تصاویر نامه ­ها و تلگراف ­های مراجع تقلید و علمای عظام درباره مبارزان و فعالان نهضت آزادی مانند آیت­ الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر سحابی و عکس­ ها و اسناد هر کدام از شخصیت­ های مورد بحث کتاب آمده است.


فهرست اعلام، کتب و اماکن هم در پایان کتاب، دسترسی محتواها و مطالب مورد نظر را برای علاقه مندان و محققان و تاریخ ­پژوهان آسان­تر کرده است.


کتاب «خاطرات مستند سید هادی خسروشاهی از مبارزان ملی – مذهبی» در 204 صفحه، قطع رقعی، تیراژ 1000 نسخه و قیمت 8000 تومان عرضه شده است. گفتنی است تاکنون خاطرات مستند استاد خسروشاهی درباره شخصیت ها و جریانات زیر منتشر شده است: علامه طباطبایی، آیت الله طالقانی، علامه سید مرتضی عسگری، امام موسی صدر، آیت الله مشکینی، شهید نواب صفوی، استاد سید جلال الدین آشتیانی، محمدعلی جمال زاده، احمد بن بلا (الجزایر)، دکتر حسن ترابی (سودان)، روژه گارودی (فرانسه)، نشریات مخفی حوزه علمیه قم، تاریخ ­نگاری معاصر و کودتای 28 مرداد، حزب خلق مسلمان و به زودی خاطرات مستند ایشان درباره امام خمینی، شهید مطهری، شهید بهشتی، شیخ آقابزرگ تهرانی و محمدحسنین هیکل (مصر) منتشر می شود.


برای تهیه این کتاب و سایر مجموعه خاطرات مستند استاد خسروشاهی می‌توانید در قم به کلبه شروق واقع در ابتدای خیابان صفاییه و در تهران به فروشگاه کتاب موسسه اطلاعات واقع در خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران مراجعه نمایید و یا با مرکز پخش کتب در قم به شماره تلفن 37838144 (025) یا سایت مرکز بررسی های اسلامی (www.iscq.ir) تماس بگیرید


منبع: مهر

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

سردار سلیمانی در مراسم چهلم شهید نصیری: وزارت دفاع ایران سه شیفته برای عراق سلاح تولید کرد/ برخی مشکلات فقط با دیپلماسی حل نمی‌شود

[ad_1]


صدای شیعه: سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عصر روز دوشنبه 19 تیر در مراسم چهلمین روز شهادت سردار شعبان نصیری از شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: پدیده شوم داعش فکری بسیار خطرناک است که خسارت‌های زیادی به جهان اسلام وارد کرد.


وی افزود: در این روزها که در آستانه پیروزی بزرگ مردم عراق هستیم، سالگرد سرداری مثل شهید تقوی است، از خدمتگذاران و مجاهدان عراق که به شهادت رسید.


سرلشکر سلیمانی با بیان اینکه سپاه بدر شجره طیبه‌ای مملو از شهدای گرانقدری است که تحت علمای عراق مثل شهیدان صدر و شهید حکیم تشکیل شد و خدمات زیادی کردند، گفت:  شهید نصیری در توسعه این سپاه نقش ویژه‌ای داشت. شهید نصیری یکی از اولیای خدا بود که در جامعه ما گمنام و مخفی بود.


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: برخی اوقات از راه دیپلماسی کارهایی می‌کنیم که خیلی خوب است، اما حل برخی مشکلات فقط با دیپلماسی حل نمی‌شود. خون شهید نصیری و خون دیگر شهیدان ایرانی، این خون خون یک نفر نبود، این پیمانه وفای یک ملت بود، در حمایت از پشتیبانی از یک کشور که مورد ظلم قرار گرفته است. کدام دیپلماسی می‌تواند مانند این خون‌ها صمیمیت ایجاد کند؟


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تصریح کرد: چه شهدایی این جمهوری اسلامی و سپاه، فدای ایران، منطقه و جهان کرد. به ملت ایران و عراق عرض می‌کنم، کاری که فرزندان این ملت کردند کار سربازی ایران برای عراق بدون ادعا بود. چنین سردارهایی کجای دنیا وجود دارند که اسلحه به دست بگیرند و جلوی نیروی عمل‌کننده شهید شوند؟ این وفای صادقانه است


وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران مثل سایر کشورها نبود که از عراق پول بگیرد و مثل آمریکا سلاح را در وقت اضطرار  به آنها ندهد، تأکید کرد: ما هر سربازی در این عرصه را مایه افتخار می‌دانیم


سرلشکر سلیمانی با بر شمردن عوامل آزادی موصل، با بیان اینکه پدیده داعش و تکفیر در تاریخ جهان پدیده‌ای کم نظیر از نظر جنایت بوده است، اظهار داشت: هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند نوع جنایت داعش را منتشر کند. اینکه هزاران بی‌گناه در شهر تکریت را تیر خلاص زدند یا زنان ایزدی را به فروش رساندند، اینها جنایات عجیبی بود.


فرمانده نیروی قدس سپاه افزود:‌یک طفل را در حلب سر بریدند. در همین دیاله یک نوزاد را مثل گوسفند سرخ کردند و لای برنج گذاشتند و برای مادرش فرستادند. مجموعه سیطره داعش در سوریه و عراق از کل این کشورها بزرگ‌تر بود، آن هم با بیش از صدها انتحاری.


وی با بیان اینکه امروز در جشن پیروزی موصل، ملت عراق تنها نیست و این حق ملت عراق برای همه بشریت است، گفت: ملت عراق و سوریه حق زیادی بر مردم جهان دارند.


سرلشکر سلیمانی با بیان اینکه نکته دوم این پیروزی برخواسته از حکمت یک مرد برجسته و بزرگ، حکیم آیت‌الله سیستانی است، گفت: امروز در عراق طایفه‌ای وجود ندارد که احساس نکرده باشد ایشان مرجع تک تک عراقی‌هاست.


وی با بیان اینکه فتوای این مرد موقعیت‌شناس موجب شد جوانان عراق را به خروش وادار کند و شجره طیبه حشدالشعبی را تاسیس کرد، گفت: این همبستگی امروز عراق در تاریخ نادر است. خون جوانان شیعه برای جوانان اهل سنت به زمین ریخته شد و این افتخارآمیز است.


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با اشاره به اینکه تاثیر فتوای آیت‌الله سیستانی، «حشد الشعبی» شد، تاکید کرد: مقام معظم رهبری بر حمایت تمام عیار از مرجعیت و مردم عراق تاکید اساسی داشتند و فرمودند آیت‌الله سیستانی گنجی است که مردم عراق باید قدر آن  را بدانند و تاکید داشتند دولت جمهوری اسلامی ایران از هرگونه کمکی به مردم عراق دریغ نکند. بر همین اساس وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران سه شیفت برای عراق سلاح تولید و ارسال می‌کرد.


وی با اشاره به اینکه «حشدالشعبی» برای همیشه نگاه بدخواهان عراق را خنثی کرد، گفت: عامل سوم این پیروزی نیروهای مسلح عراق بود. امروز ارتش عراق به سمت یک ارتش حزب‌اللهی در حال حرکت است. فرماندهان ارتش عراق انسان‌های لایقی هستند. ارتشی که توانست بر شهر 2 میلیونی موصل با مروت پیروزی کسب کند و این نکته مهمی است.


وی با بیان اینکه ارتش عراق امروز قابل اطمینان در برابر هر تجاوزی است و نیاز نیست نیروی خارجی بخواهد به بهانه کمک خود را تحمیل به ارتش و ملت عراق کند، اظهار داشت: عامل چهارم پیروزی موصل، نقش دولت و پارلمان عراق است. نقش نخست‌وزیر عراق نقش بی‌بدیلی است که باید به آن احترام کرد.


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ادامه داد: نقش احزاب سیاسی و گروه‌های عراقی نقش مهمی بود و این پیروزی نیازمند تفسیر زیادی است. پایان دادن به حاکمیت داعش بسیار مهم است. امروز شیعه و سنی و کرد به این نتیجه رسیده‌اند در کنار هم مسئولیت کشور خود را به عهده بگیرند.


سرلشکر سلیمانی در پایان خاطرنشان کرد: یکی از مسائل مهم در عراق و سوریه که به کمک آمد، حزب‌الله لبنان بود که شهدای زیادی داد و همه تجربه خود را در اختیار حشدالشعبی قرار داد. من دست سیدحسن نصرالله این سید حکیم و بزرگ را می‌بوسم.

 
منبع: خبرگزاری تسنیم

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

تبعیض و نابرابری در سینمای‌ غرب نمایش برهنگی در هالیوود به بازیگران 13ساله رسیده است

[ad_1]


صدای شیعه: به‌عبارت دیگر دو معیار مرد بودن و سفیدپوست بودن به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر روی پرده سینماها و حتی پشت پرده آثار سینمایی به‌عنوان ویژگی‌های برتر و برتری‌بخش تعیین‌کننده خروجی سینما و مخاطبین رسانه هستند. براساس مقاله‌ای تحت‌عنوان «بررسی پدیده نابرابری در هفتصد فیلم ‌هالیوودی» که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انجام شد، وضعیت تبعیض نژادی و جنسیتی در سینمای ‌هالیوود در بحرانی‌ترین حالت ممکن قرار دارد. حال نگاهی از جنس آمار و ارقام به بخش‌های مختلف این مقاله می‌اندازیم.


براساس این تحقیق، در هفتصد فیلم پرفروش سینمای‌ هالیوود که بین سال‌های 2007 تا 2014 تولید شده، تنها سی‌درصد از افرادی که گفتن دیالوگ‌های مهم را برعهده داشتند، زن بودند. این مسئله زمانی مهم‌تر می‌شود که عمده بازیگران زن، دستاویز نگاه جنسی کارگردان یا فیلم‌نامه‌نویس می‌شوند. برای مثال در فیلم‌های تولیدشده در سال 2014 حتی یک بازیگر زن بالای 45 سال ایفای نقش اصلی را برعهده نداشته است. به‌عبارت دیگر، زنان 40 تا 64ساله تنها مجال ایفای نقش‌های حاشیه‌ای را پیدا می‌کنند که این مسئله زندگی کاری این رده سنی از هنرمندان مؤنث را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. البته ناگفته نماند که در شش‌ماه دوم سال 2015 زنان مسن و مشهوری همچون «مریل استریپ» با پیشنهادهای کاری متعددی روبه‌رو شدند، اما سر سایر زنان در گروه سنی مشابه که از شهرت کمتری برخوردار بودند، طبق معمول بی‌کلاه ماند.


زنان ابزاری برای برهنگی


علاوه‌بر این، زنان با اختلاف بسیار زیادی بیشتر از مردان در معرض نمایش جنسی قرار گرفته‌اند و طبق آمار در سال 2014، 9/27درصد از زنان با پوشش مبتذل و برانگیزاننده جنسی درمقابل دوربین ظاهر شدند؛ حال آن‌که این رقم برای مردها تنها 8درصد بوده است. در مورد برهنگی کامل نیز آمار بازیگران زن نسبت به بازیگران مرد 4/26 به 1/9 بوده است. اما زننده‌ترین قسمت ماجرا اینجاست که دختران نوجوان در رده سنی 13 تا 21 سال به همان اندازه به‌عنوان ابزار نمایشی جنسی مورد استفاده قرار گرفته‌اند که زنان 21 تا 39 سال. صدای منادیان دروغین آزادی زنان زمانی خفه می‌شود که متوجه می‌شوند زنان عملاً نقش مهمی ‌در گرداندن سینمای‌ هالیوود ایفا نمی‌کنند، چراکه در سال 2014 تنها 8/15درصد از نویسندگان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان فیلم‌های تولیدشده زن بوده‌اند! به‌عبارت دقیق‌تر تنها دو فیلم از صد فیلم برتر ساخته‌شده در این سال، ساخته کارگردانان زن بوده است! این رقم در سال‌های قبل از این نیز از دو یا سه نفر تجاوز نکرده بود و جمعاً از سال 2007 تا 2014 تنها 28 کارگردان زن در ساخت 100 فیلم برتر هرسال نقش داشتند که از میان آنان نیز تنها سه نفر سیاهپوست بوده‌اند.


با تمرکز بیشتر بر سینمای رنگین‌پوستان متوجه می‌شویم که 73درصد از بازیگران فیلم‌های تولیدشده در سال 2014 سفیدپوست بوده‌اند و بازیگران لاتین، سیاه‌پوست، آسیایی و… همواره در حاشیه بوده‌اند، ضمن این‌که تنها 7/4درصد از کارگردانان صد فیلم برتر سال‌های 2007 تا 2014 سیاهپوست بودهاند؛ یعنی از میان هفتصد فیلم بررسی‌شده در تحقیق مذکور، تنها 45 فیلم به کارگردانان سیاهپوست تعلق داشته‌اند که از میان این سیاهپوستان نیز تنها یک‌نفر زن بوده است.


 پرواضح است در شرایطی که بدرفتاری با اقلیت‌های نژادی و جنسیتی، بخشی از الگوی رفتاری دولت غرب، به‌خصوص آمریکا با شهروندان خود به‌شمار می‌رود، نمی‌توان از سینمایی که آیینه تمام‌نمای هر جامعه به‌شمار می‌رود، انتظاری فراتر از این داشت. اما آیا حامیان حقوق بشر قدمی ‌درراستای حل این معضل برمی‌دارند؟ بررسی آمار در آینده نزدیک و مقایسه آن با شرایط فعلی، پاسخ این سؤال خواهد بود.


منبع: قدس‌آنلاین

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

مدیرعامل انجمن دوستی ایران و بوسنی: همچنان گورهای دسته‌جمعی در بوسنی پیدا می‌شود

[ad_1]


صدای شیعه: منطقه مسلمان نشین “بوسنی و هرزگوین” در دهه آخر قرن بیستم، شاهد بدترین کشتار قومی و نژادی بود. علاوه بر پاکسازی قومی که در سراسر بوسنی توسط ارتش صرب این کشور در طول جنگ 1992-1995 انجام گرفت، نسل کشی توسط نیروهای افراطی صرب در “سربرنیتسا” در سال 1995 از بدترین موارد این جنایت بزرگ است.


در پایان دهه 1990 این کشتار از سوی سازمان ملل، نسل کشی نامیده شد. همچنین قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل و سه حکم پیاپی در دادگاه‌های آلمان به نسل کشی بودن این کشتار حکم دادند. همچنین در سال 2005 کنگره امریکا با تصویب قطعنامه‌ای اعلام کرد که «سیاست‌های دولت صرب بوسنی و هرزگووین در تجاوز و پاکسازی قومی بوسنی شرایط نسل کشی را دارا می‌باشد».


آنچه در پی می آید گفتگوی ابنا با آقای «عباس حیدر» مدیرعامل و دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی در این رابطه است.


مدیرعامل و دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی در ابتدا هدف از فاجعۀ سربرنیتسا را تبیین کرد و گفت: ما اگر تاریخ جنگ‌ها را بررسی کنیم، هر جنگی به یک دلیل خاصی اتفاق افتاده است. به نظر من در جنگی که در بوسنی اتفاق افتاد، دنبال این بودند که مجموعۀ مسلمانان را در منطقۀ بالکان و غرب اروپا، از بین برده یا کمرنگ کنند.


«عباس حیدر» که با خبرنگار خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ گفتگو می کرد افزود: بعد از فروپاشی یوگوسلاوی که به پنج کشور مقدونیه، کروواسی، اسلوونی، بوسنی و هرزگوین و صربستان تقسیم می‌شود، وسط این کشورها بوسنی و هرزگوین است که مسلمانان در آنجا زندگی می‌کنند و از قبل هم زندگی می‌کردند.


رییس مرکز بسیج مجمع جهانی اهل بیت(ع) ادامه داد: قطعاً برای اینکه این نسل را نابود کنند یا جلوی پیشروی آنان در اروپا را بگیرند جنگ را شروع کردند و از مجموعۀ صربستان و کرواسی به این منطقه حمله شد یعنی کروات‌ها از منطقۀ کروات‌نشین و صرب‌ها از منطقۀ صرب‌نشست وارد جنگ شدند هرچند کرواسی از همان ابتدا تقریباً کمکش را متوقف یا محدود کرد اما صرب‌ها تا پایتخت بوسنی که سارایوو است آمدند و آنجا را تا سه سال در محاصره قرار دادند و تقریباً هر اقدامی که می‌توانستند انجام بدهند را انجام دادند. سه سال محاصره برای یک پایتخت مطلب بزرگی است و نشان می‌دهد آنان می‌خواستند این نسل را از بین ببرند.


وی اضافه کرد: صرب‌ها در فاجعۀ سربرنیتسا؛ کودکان، زنان و مردان بی‌دفاع را جمع کردند که این‌کار با حمایت کلاه‌آبی‌های سازمان ملل بود، یعنی مسلمانان بوسنی تحت نظارت و قیمومیت کلاه‌آبی‌ها در آنجا جمع می‌شوند به امید اینکه از حملۀ صرب‌ها مصون باشند، اما متأسفانه با چراغ‌سبزی که کلاه‌آبی‌ها به صرب‌ها نشان دادند، صرب‌ها مردان را از کودکان و زنان جدا کرده و قتل‌وعام می‌کنند. اروپایی‌ها دنبال این بودند که نسل مسلمانان را در بالکان از بین ببرند یا تا جای ممکن، کمرنگ کنند.


فاجعۀ سربرنیتسا بیش از 8300 کشته داشته است


مدیرعامل و دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی در مورد آمار کشته‌شدگان فاجعۀ سربرنیتسا بیان کرد: ابتدا آمار روی 6 هزار نفر بود، بعد به 7 هزار نفر رسید، الان هم به بیش از 8300 نفر رسیده است. همین الان یک راهپیمایی 110 کیلومتری در بوسنی در جریان است که مقصدش منطقۀ سربرنیتسا است که از ایران هم گروهی پزشکی تشریف بردند که در مسیر تقسیم شدند و یک گروه هم از شاعران هستند که سرپرستی شاعران با مهدی قزلی است و این‌ها مجموعه‌ای خودجوش بودند که در این راهپیمایی صلح شرکت کردند، زیرا می‌خوستند هم در این قضیه ابراز همدردی کنند و هم فجایع را ببینند.


وی ادامه داد: من به همراه آقای ترکان که به عنوان نمایندۀ ویژۀ رئیس جمهور آمده بودند، به بیستمین سالگرد فاجعۀ سربرنیتسا رفتیم که از آمریکا بیل کلینتن به همراه هیئت دولتش از جمله خانم آلبرایت شرکت کرده بودند و ما هم شرکت کرده بودیم و از ترکیه احمد داوود اوغلو و برخی از وزرایش آمده بودند. همین الان، سال قبل و آن سال باز هم گورهای دسته‌جمعی پیدا شده که تصاویرش موجود است، عمق فاجعه را ببینید که بعد از 22 سال هنوز این‌ها گورهای دسته‌جمعی پیدا می‌کنند.


حیدر افزود: شب عید بود که جمهوری اسلامی ایران و مؤسسات فعال در بوسنی، میزبان مادران سربرنیتسا بودیم، مجموعۀ ما، بنیاد شهید، دوستان روایت فتح و، دوستانی که در حوزۀ شهدا فعال هستند یک طرف بودند و انجمن دوستی که بیرق شهدای بوسنی ماست و خانوادۀ آن چهار شهید ایرانی که در بوسنی شهید شدند یعنی خانوادۀ شهید کلاشک، شهید حیدری، شهید نواب و شهید نیک‌نام یک‌طرف بودند. مادران سربرنیتسا در آن مراسم می‌گفتند ما هنوز داریم جنازه‌های جدید پیدا می‌کنیم!


انجمن دوستی ایران و بوسنی هر سال برنامه دارد


مدیرعامل و دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی در مورد جایگاه فاجعۀ سربرنیتسا در ایران اظهار کرد: اگر اخبار را رصد کنیم، همرمان با فاجعۀ سربرنیتسا، رسانۀ ملی ما چند سریال از جمله «نسل‌کشی قرن» را پخش کرد، هر سال یک مصاحبه، فیلم، نمایشگاه و میزگرد در مورد فاجعۀ سربرنیتسا داشتیم.


وی افزود: انجمن دوستی ایران و بوسنی هر سال برنامه‌ای داشته است که یکسال در دانشگاه امیرکبیر بود که بحث رسیدگی به ابعاد حقوقی این نسل‌کشی را با اساتید و دانشجویان مورد واکاوی قرار دادیم، یک سال کاری در برج آزادی داشتیم، یک سال در حوزه هنری نمایشگاه داشتیم، یک سال در ماه رمضان همزمان با سالگرد فاجعه، نمایشگاه را در حوزۀ هنری برگزار کردیم یعنی هر سال به وسیلۀ یک برنامه چه میزگرد، چه نمایشگاه، چه مستند تلویزیون و… سعی کردیم یاد این فاجعه را زنده نگه داریم.


حیدر ادامه داد: البته ما باید در ایران روی این قضیه پررنگ‌تر کار کنیم و حقوق بشر ما باید روی ابعاد روی ابعاد مختلف این قضیه کار کند تا غربی‌هایی که دم از حقوق بشر می‌زنند مورد بررسی قرار بگیرند و مشخص شود که این کودکان، زنان و مردان مسلمان بی‌دفاع به چه جرمی کشته شدند و چطور است که پس از 22 سال باز ما به گورهای دسته‌جمعی می‌رسیم؟


وی افزود: بالأخره دوستان زحمت می‌کشند و همین الان حدود 40 ایرانی در این راهپیمایی صلح شرکت می‌کنند که پزشک، شاعر و دیگر علاقمندان هستند که این نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در رسیدگی به وضعیت این تجمعات، راهپیمایی‌ها و میزگردهایی که دفاع از مظلومین کند حضور دارد، حتی شرکت‌کنندگان با مشکلاتی نیز مواجه هستند چون این دوستان برای ویزا به صورت شخصی اقدام کردند و شخصی هزینه می‌کنند که به صورت مجموعه‌های خودجوش این اقدام را انجام دادند.


دادگاه لاهه صرب‌ها را محکوم کرده است


مدیرعامل انجمن دوستی ایران و بوسنی در مورد اقدامات قضائی انجام شده علیه جنایتکاران فاجعۀ سربرنیتسا گفت: در بوسنی، از طریق دادگاه لاهه، کسانی که مرتکب این کشتار شدند را دستگیر، محاکمه و زندانی کردند که یکی از آنان نیز در زندان فوت شد و همچنان بوسنیایی‌ها از طریق دادگاه لاهه پیگیر محاکمۀ صرب‌ها و جنایتکارانی که مرتکب این شدند هستند. من در بیستمین سالگرد دیدم که بوسنیایی‌ها بیانیه هم دادند و درخواست‌های دیگری هم از دادگاه لاهه داشتند.


حیدر ادامه داد: همچنین اگر نظام حاکم در کشوری مدافع حقوق مظلومین و محرومین باشد قطعاً علیه جنایتکاران فاجعۀ سربرنیتسا اقدام می‌کند، به هر حال در بوسنی دنبالش هستند و به دادگاه شکایت کردند.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

رکوردداران طلاق و ازدواج چه استان‌هایی هستند

[ad_1]


صدای شیعه: مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران با ارائه آماری به بیان کمترین و بیشترین میزان طلاق ‌و ازدواج در کشور پرداخته است؛ به نحوی که کمترین آمارهای ازدواج ثبت شده مربوط به استان‌های: خراسان جنوبی با 12,42 درصد، اصفهان با 12.07 درصد، سمنان با 11.76 درصد، البرز با 9.82 درصد و تهران با 9.36 درصد است.

همچنین در این آمارسنجی بیشترین میزان ازدواج به خراسان شمالی با 24,17 درصد، اردبیل با 17.77 درصد، زنجان با 17.51 درصد، چهارمحال و بختیاری با 17.34 درصد، کردستان با 17.1 درصد تعلق دارد.

بیشترین آمار طلاق‌های ثبت شده نیز مربوط به تهران با 4,9 درصد، البرز با 4.8 درصد، کرمانشاه با 4.53 درصد، کردستان با 4.3 درصد و کمترین میزان طلاق نیز مربوط به سیستان و بلوچستان با 1.4 درصد، ایلام 2.141 درصد، یزد با 2.142 درصد، چهارمحال و بختیاری با 2.35 درصد و خراسان جنوبی با 2.39 درصد است.

بنابر این گزارش، اگرچه مشکلات اقتصادی همواره از علل به تعویق افتادن ازدواج جوانان مطرح شده است اما در این میان نباید از سهم تغییر فرهنگ‌ها نیز غفلت کرد، فضای مجازی و  ماهواره‌ها امروز در تغییر سبک زندگی مردم نقش به سزایی دارند و با ترویج بی‌بند و باری و تجمل گرایی به دوری جوانان از ازواج دامن می‌زنند

ازدواج به خودی خود شاید دارای هزینه باشد اما اسیر تجملات و مراسم‌های دست و پاگیر شدن که هر یک از هزینه‌های بالایی نیز برخوردار هستند، راه را به مراتب دشوارتر کرده است. البته رسانه ملی و سینمای ایران نیز در این زمینه از خطا و فرهنگ سازی غلط مبرا نیستند.

مشکلات اقتصادی را به تنهایی نمی‌توان عاملی برای کاهش ازدواج جوانان خواند چرا که مشاهده می‌شود جوانان در بسیاری از خانواده‌های ثروتمند که از تمکن مالی بالایی هم برخوردار هستند تن به ازدواج نمی‌دهند و از مسئولیت پذیری می‌هراسند.

همچنین تهاجم فرهنگی و دوری از سبک زندگی اسلامی نیز در این‌ میان مؤثر است، در حالی که ماهواره‌ها و فضای مجازی درصدد عادی جلوه دادن ارتباط نامحرمان با یکدیگر هستند، شاهد هستیم که معاشرت‌های غلط با جنس مخالف باعث شده است زمینه ازدواج بین جوانان کاسته و یا منجر به طلاق شود.

کارشناسان برای افزایش طلاق در جامعه نیز علل متعددی را متصور شده‌اند که از جمله مهم‌ترین آنها نیز باید به مسائل فرهنگی اشاره کرد. دوری از سبک زندگی اسلامی و قرار نگرفتن هریک از زوجین در نقش‌های تعریف شده که مطابق با فطرت و توان آنان است و فراموشی اخلاق اسلامی و تبعیت نکردن از احکام دینی که حد و مرز مشخصی را بین زنان و مردان نامحرم متصور شده است سبب می‌شود نهاد خانواده دچار از هم پاشیدگی شود.

یادآوری می‌شود، اگر چه تهاجم فرهنگی در این میان از نقش به سزایی برخوردار است اما شایسته است دستگاه‌های فرهنگی نیز با دقت عمل و جدیت بیشتر به فعالیت و فرهنگ سازی بپردازند چرا که دشمن هدف واحدی همچون فروپاشی نهاد خانواده را دنبال می‌کند و برای رسید به این هدف از هیچ تلاشی دریغ ندارد، بنابراین جایز نیست فاصله فرهنگسازان ما با اهداف اسلامی رو به کاهش رود.


منبع: ایکنا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

علمای بحرین: بازداشت زنان بحرینی خون غیرتمندان را به جوش می‎آورد

[ad_1]


صدای شیعه: علمای شیعه بحرین در پیامی، قانون خانواده را به دلیل عدم وجود ضمانت استمرار آن غیرشرعی توصیف کرده و بازداشت بانوان را عامل برانگیخته شدن غیرت اسلامی و عربی خواندند.


در این پیام آمده است: راه و مطالبه حق از زمان انبیا و رسولان، راه صعود قله های عالی و مقابله با همه چالش هایی است که راهزنان در برابر بلوغ و کمال انسان و تلاش برای دستیابی به کرامت و عزت و رهایی از طاغوت به وجود می آورند. انبیا و مصلحان و رهروان راه آنان بهای این مساله را پرداخته و اذیت های وصف ناشدنی را متحمل شده اند.


اقدامات آل خلیفه همانند فرعون و نمرود است


علمای بحرین افزودند: حبس، شکنجه، قتل و تجاوز به ناموس و دین، اقدامات فرعون و نمرود و ظالمان پس از آنهاست و همه جنایت های بزرگ نتوانست از عزم مردان مصلح خدا در کل تاریخ بشریت کم کند بلکه مسیر اصلاحات افزایش و بر خلاف رغبت مفسدان در سراسر جهان گسترش یافت.


آنان تصریح کردند: ما ملت بحرین به نظام دیکتاتوری می گوییم که همه تجاوزهایت علیه دین و خون و ناموس و مال و جان تنها بر عزم و اصرار ما جهت ریشه کن شدن ظلم و طاغوت از این خاک پاک می افزاید و این ملت به صراحت و در همه صحنه ها اعلام می کند که عقب نشینی نخواهد کرد.


شهادت در راه دفاع از ناموس بالاترین درجه شهادت  است


در ادامه این پیام اظهار شده است: بازداشت زنان به دلیل بیان دیدگاه های منتقدانه سبب برانگیخته شدن غیرت اسلامی و عربی شده و خون را تا له کردن متجاوز به جوش می آورد. به همه غیرتمندان و افراد شریف و سخنرانی ها و تظاهراتی که در حمایت از شرف و ناموس صورت می گیرد، درود فرستاده و تأکید می کنیم که شهادت در راه دفاع از ناموس از بالاترین درجات شهادت به شمار می آید.


علمای بحرین ادامه دادند: قانون موسوم به خانواده هیچ مشروعیتی ندارد حتی اگر بر اساس مذهب جعفری باشد زیرا هیچ ضمانتی برای بقا و استمرار آن وجود ندارد، این مساله به صورت تفصیل در پیام علمای ارشد آمده است. هر فرد منصفی می تواند اقدام نظام در نادیده گرفتن کمیته شرعی بررسی قانون خانواده را ببیند.


قانون خانواده باطل و غیرشرعی است


آنان خاطرنشان ساختند: با همه توان تأکید می کنیم که این قانون باطل به دور از شرع و دین و مقبولیت به دلیل دوری از رأی ملت و دیدگاه مراجع تقلید شیعه بوده و این اقدام ظالمانه به مثابه بزرگترین ظلم و ستم علیه شیعیان بحرین است. ما به این ظلم و ستم تن نخواهیم داد حتی اگر بهای سنگینی پرداخت کنیم.


در بخش پایانی این پیام آمده است: هدف قرار دادن علما و روحانیان و فعالان خانم و آقا و توقیف رسانه ها به معنای آخرین میخ بر تابوت دیکتاتوری مورد ادعای نظام است و راهی جز اذعان به واقعیت این نظام دیکتاتوری و اینکه مطالبات مردم درباره تغییر، تنها راه است و بدون آن نمی توان کشور را به سوی ثبات سوق داد، وجود ندارد.


منبع: رسا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

شیعیان پاکستان، قربانی تروریسم سعودی – صهیونیستی/ بی‌توجهی نابخشودنی اسلام آباد به امنیت شهروندان

[ad_1]


صدای شیعه: حملات تروریستی به شیعیان پاکستان در روزجهانی قدس در شهر پاراچنار بار دیگر مظلومیت آنان را در جامعه این کشور نشان داد. در این حمله که حدود 150 تن از شیعیان شهید و بالغ بر 500 تن نیز مجروح شدند از سوی محمد نواز شریف نخست وزیر پاکستان مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفت. به گونه ای که وی دلجویی از خانواده های کسانی که در حادثه آتش سوزی یک تانکر سوخت در “بهاولپور” در ایالت پنجاب را به حضور در میان معترضان و متحصنین شیعه در پاراچنار ترجیح داد. این اقدام نواز شریف که با انتقاد محافل مختلف در پاکستان روبرو شد سوالات مختلفی را در این باره مطرح کرد.


زمینه نظری


آن واقعه واکنش‌های متعددی به همراه داشت. امروز این مسئله مطرح است که چه گروهی مسئولیت حمله اخیر به شیعیان پاراچنار را در روز جهانی قدس برعهده گرفت.


با این وجود پرسش های مهم دیگری پیش می آید:


اول آنکه چرا حملات ضد مردم پاکستان بویژه شیعیان شدت یافته است و دوم آنکه چرا نخست وزیر پاکستان به خواسته های شیعیان بی توجهی کرد؟ و سوم آنکه مسئولیت دولت و ارتش در برابر تامین امنیت مردم پاکستان چیست ؟


حوزه های تروریست پرور عربستان


در چنین عملیات تروریستی که در این روز مهم صورت گرفت بدون تردید عوامل صهیونیستی دست داشته اند تا به نوعی از شیعیان که مبتکر برگزاری تظاهرات ضد صهیونیستی در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان هستند انتقام بگیرند. تردیدی نیست برگزاری پرشکوه مراسم روز جهانی قدس همه ساله خاری بر چشم دشمنان اسلام و بخصوص صهیونیستها است. حملات تروریستی و فرقه گرایانه در پاکستان مشخصا در پنج دهه گذشته ،حرکتی هدفمند و سازماندهی شده از سوی فرقه ظاله وهابیون تلقی می شود. اما در سالهای اخیر ،همکاری غیر قابل انکاری میان وهابیت، حکام آل سعود و عوامل صهیونیستی شکل گرفته است که در حمایت از گروههای تروریستی بخصوص داعش در سوریه وعراق مشهود است. وهابیون به دلیل در اختیار داشتن بیش از بیست هزار مدرسه مذهبی در پاکستان و گروههای شبه نظامی همچون سپاه صحابه و لشکر جهنگوی با تمام توان برنامه های فرقه گرایانه خود را در این کشور اجرا می کنند. این بدان معنا است که حملات فرقه گرایانه و تروریستی در پاکستان کاملا وارداتی و از سوی محافل وهابی هدایت و سازماندهی میشود.


شبکه تلویزیونی “دان” پاکستان اخیرا به نقل از یک دیپلمات آمریکایی فاش کرد که عربستان و امارات هر سال بالغ بر یکصد میلیون دلار به علمای وابسته در جنوب ایالت پنجاب برای ترویج افراطی گرایی و دیدگاههای وهابی پول پرداخت می کنند.


براساس گزارش این شبکه، این دیپلمات آمریکایی در لاهور در نامه ای محرمانه در مورخ 13 نوامبر سال 2008 برای مقامات مافوق خود در دولت آمریکا می نویسد “علمای اهل حدیث و دیوبندی که از سوی عربستان و امارات تامین مالی میشوند با استفاده از فقر مردم جنوب ایالت پنجاب، آنان را به نام جهاد فریب می دهند و برای هر کس که کشته می شود صدها هزار روپیه به والدینشان پرداخت می کنند وی در نامه خود تاکید می کند که این پولها از طریق سازمانها و گروههایی همچون جماعت الدعوه یا همان سپاه صحابه سابق به علمای اهل حدیث و دیوبندی پرداخت می شود“.


هنری کیسینجر” وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نیز هدف مهم این کشور و عربستان از دامن زدن به فرقه گرایی در پاکستان را، مقابله با انقلاب اسلامی اعلام و تاکید کرد: “بهترین راه برای جلوگیری از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامی در میان سایر جوامع اسلامی این است که با ایجاد یک حرکت هدایت شده اسلامی از جمله در پاکستان، که در عین حال مطابق با سیاستها و خواستهای واشنگتن نیز باشد به مقابله با انقلاب اسلامی برخیزیم “.

همکاری سعودی صهیونیستی


در این حال ظهور گروه تروریستی داعش در سه سال گذشته در پاکستان و افغانستان که پس از شکستهای پی در پی آن در سوریه و عراق صورت گرفت نشان داد که پدیده شوم دیگری که ماحصل همکاری عوامل وهابی و صهیونیستی است برای دامن زدن به فرقه گرایی و کشتار شیعیان در پاکستان و منطقه شکل گرفته است. به همین دلیل مردم پاکستان چه شیعه و چه سنی با برگزاری تظاهرات و تحصن در مناطق مختلف این کشور در برابر حملات اخیر تروریستی در پاراچنار و کویته یک صدا ایستادند و آنها را محکوم کردند.


صاحب زاده حامد رضا رئیس شورای اهل تسنن پاکستان ضمن محکوم کردن دخالتهای عربستان و وهابیون در امور داخلی آن کشور تاکید کرد: “عربستان بر فرقه و تفکر انحرافی و ضاله محمدبن عبدالوهاب تکفیری استوار است و به همین دلیل برای هیچ گروهی از مسلمانان الگو نخواهد بود .از اینرو علمای اهل تسنن پاکستان ارتباط محکمی با عربستان ندارند. حکام آل سعود نیز مخالفان خود را در پاکستان از سفر به حج عمره محروم کرده است .”


جامعه آماری شیعیان


آمار دقیقی در مورد جمعیت شیعیان در پاکستان در دست نیست. براساس آمار مرکز تحقیقات “پیو” بین ده تا پانزده درصد و براساس آمار اطلاعات جهانی متعلق به سازمان “سیا” آمریکا و همچنین آمار مجمع جهانی اهل بیت(ع) 20 درصد جمعیت حدود 180 میلیون نفری پاکستان را شیعیان تشکیل می دهند.


شیعیان پاکستان در مناطق مختلف این کشور پراکنده اند که بیشترین جمعیت آنان در پاراچنار در شمال پاکستان ساکن هستند که مشخصا از سال 2012 آماج حملات تروریستی و فرقه گرایانه قرار گرفته اند. از اینرو حملات تروریستی به مردم پاراچنار نماد مظلومیت شیعه در پاکستان تلقی می شود. زیرا به رغم درخواستهای مکرر مردم این کشور برای تامین امنیت و جلوگیری از حملات فرقه گرایانه، همچنان مناطق مهم و حساس پاکستان همچون پاراچنار، کویته، کراچی و پیشاور آماج حملات تروریستی قرار دارند.


پاکستان، جولانگاه وهابیت


وهابیون به چند دلیل پاکستان را مرکز فعالیتهای خود قرار داده اند.


اول آنکه این کشور با نام کشور اسلامی شکل گرفت و مردم پاکستان علاقه زیادی به فراگیری علوم اسلامی دارند که در پنج دهه اخیر مورد سو استفاده حکام سعودی و وهابیون قرار گرفت و فرصت مناسب را برای ایجاد مدارس دینی فراهم کرد.


دوم، نیاز دولتمردان و امرای ارتش پاکستان برای همکاری با آل سعود جهت جلب کمکهای مالی و انرژی زمینه فعالیتهای فرهنگی و مذهبی وهابیون در پاکستان را به طریق مختلف احداث مسجد، مدارس مذهبی، ایجاد نشریه و نفوذ در مقامات سیاسی و نظامی فراهم کرد.


سومین دلیل تبدیل پاکستان به مرکز فعالیت وهابیون همجواری آن با افغانستان و هندوستان است. با توجه به وجود برخی حساسیتها در محافل مختلف پاکستان در مورد این دو کشور به عنوان رقیب و حیاط خلوت پاکستان ،وهابیون در تشکیل گروههای فرقه گرایانه و تروریستی به بهانه مقابله با آنها نقش داشتند که اکنون این گروهها ،حملات تروریستی و فرقه گرایانه را به افغانستان نیز کشانده اند.


با این حال حملات اخیر تروریستی در پاراچنار برخی مسایل را نیز برای مردم پاکستان روشن تر کرد. اول آنکه مردم این کشور با برگزاری تظاهرات در شهرهای مختلف یکصدا کشتار شیعیان را در پاراچنار محکوم کردند و احزاب و گروههای مذهبی بخصوص سنی از تحصن هشت روزه مردم این شهر حمایت کردند. این حمایت نشان داد که از نظر مردم پاکستان فرقه گرایی در هر نوع آن محکوم است و مردم پاکستان اجازه نخواهند داد که وهابیون و خاندان آل سعود بخواهند با فرقه گرایی جنگ داخلی در این کشور به راه بیاندازند.


علامه راغب نعیمی از علمای اهل سنت لاهور پاکستان و مسئول حوزه علمیه نعیمیه از بزرگترین حوزه های علمیه این شهر ضمن محکوم کردن کشتار شیعیان آنرا دسیسه ای حساب شده برای ایجاد تفرقه در پاکستان دانست و تاکید کرد: “شیعیان در این کشور در سالهای اخیر قربانی تروریسم شده اند. زیرا دشمنان پاکستان نمی خواهند همزیستی مسالمت آمیز میان همه مردم این کشور چه شیعه و چه سنی ادامه پیدا کند“.


علامه راغب نعیمی ضمن اعلام حمایت قاطع از شیعیان پاکستان تاکید کرد برادران سنی همواره در کنار شیعیان بوده اند.


دومین پیامد حمله تروریستی در پاراچنار سفر ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده نیروی زمینی ارتش پاکستان به این شهر و دیدار با بزرگان و علمای این شهر بود. هر چند این سفر به نشانه دلجویی و دادن اطمینان به شیعیان در مورد تامین امنیت صورت گرفت اما به نظر می رسد به نوعی اختلاف در این خصوص میان ارتش و دولت حزب مسلم لیگ نواز را برجسته کرد. باجوا که چند ماهی بیشتر از انتصابش به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش پاکستان نمی گذرد همواره وعده مقابله با تروریستها و تامین امنیت مردم در مناطق مختلف را داده است. بنابراین ادامه حملات تروریستی و کشتار مردم پاکستان برای وجهه ارتش این کشور چندان خوشایند نیست و می تواند موقعیت و اعتبار ارتش پاکستان را نزد مردم این کشور مخدوش کند. به همین دلیل فرمانده نیروی زمینی ارتش پاکستان با خواسته های معترضان و علمای پاراچنار مبنی بر خارج کردن نیروهای شبه نظامی تحت کنترل دولت که امنیت پاراچنار را برعهده دارند و همچنین محاکمه فرمانده آنان به نام سرهنگ “عمر” که دستور شیلک به معترضان را صادر کرده بود موافقت کرد.


با این حال کاملا مشخص نیست که در صورت خروج نیروهای شبه نظامی از پاراچنار آیا دولت اسلام آباد نیروهای امنیتی و پلیس را در این شهر افزایش خواهد داد و یا اینکه نیروهای ارتش مستقر خواهند شد.


با توجه به اینکه دولت نواز شریف همواره با استقرار نیروهای ارتش در خیابانها برای تامین امنیت مخالف بوده است مشکل می توان تصور کرد که اجازه استقرار نیروهای ارتش را در پاراچنار صادر کند.کودتای بدون خونریزی سال 1999 پرویز مشرف فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش پاکستان ضد نواز شریف که نخست وزیر پاکستان بود وی را در مورد عملکرد ارتش بدبین کرده است. از اینرو نوازشریف ترجیح می دهد برای تامین امنیت شهرها از نیروهای شبه نظامی تحت کنترل وزارت کشور پاکستان استفاده کند.به همین دلیل به نظر می رسد وضعیت امنیت شیعیان در پاراچنار همچنان در وضعیت بلاتکلیفی باشد.


در این حال بی توجهی نواز شریف به کشتار مردم پاراچنار با انتقاد شدید محافل سیاسی در پاکستان قرار گرفته است .عمران خان رئیس حزب مخالف تحریک انصاف با انتقاد شدید از این رفتار نواز شریف تاکید کرد از دیدگاه نخست وزیربه نظر می رسد شیعیان جز مردمان پاکستان نیستد.این در حالی است که شیعیان کویته و پیشاور نیز پاکستانی هستند و باید نواز شریف به آنان توجه و دلجویی کند.


محافل سیاسی در پاکستان بی توجهی نواز شریف به کشتار شیعیان این کشور و نرفتن به پاراچنار برای دلجوی از بازماندگان شهدای حمله تروریستی روز جهانی قدس را نوعی ادای دین به حکام آل سعود ارزیابی می کنند. در واقع نواز شریف با بی توجهی به کشتار شیعیان چشمان خود را بر روی انتقام گیری وهابیون و سعودی ها از شیعیان بست. نواز شریف که با خاندان ال سعود از روابط خانوادگی برخوردار است برای دلجویی از آنان در ارتباط با موضع بی طرفانه اسلام آباد در قبال اختلافات عربستان و قطر، کشتار شیعیان را از سوی عوامل وهابی نادیده گرفت .به همین دلیل عمران خان این رفتار نواز شریف را تاسف بار خواند.


یورام عبدالله ویلر” کارشناس امریکایی کشتار شیعیان در پاکستان را دسیسه عربستان و امریکا برای خنثی کردن مقاومت در برابر تحرکات تروریستی آنان می داند و براین اعتقاد است “کشتار هدفمند شعیان در پاکستان بخشی از دستور کار واشنگتن و ریاض برای ایجاد هرج و مرج در پاکستان و منطقه از طریق ترویج خشونتهای قومی و مذهبی است.


وی تاکید کرد کشتار شیعیان به معنای آغاز تلاش وهابیون برای پاکسازی مذهبی شیعیان در پاکستان است.


علامه راجه ناصر عباس جعفری دبیر کل مجلس وحدت مسلمین پاکستان نیز در دیدار با قمرجاوید باجوا فرمانده نیروی زمینی ارتش پاکستان تاکید کرد: گروههای تروریستی از جمله سپاه صحابه ،جماعت الاحرار و داعش قصد دارند پاکستان را ناامن کنند تا به اهداف شوم خود برسند.


جمع بندی


در هر حال هر چند شیعیان پاکستان حضور پر رنگ و تاثیر گذاری در ساختار سیاسی این کشور ندارند اما از احزاب و گروههای قدرتمندی همچون مجلس وحدت مسلمین پاکستان برخوردارند که همواره برای تحکیم پایه های وحدت ملی در این کشور با گروهها و احزاب سنی بخصوص شورای اهل تسنن پاکستان همکاری دارند. مردم این کشور همواره با تیز بینی و هوشیاری مانع از وجه المصالحه قرار گرفتن گروههای مذهبی پاکستان میان دولت و یا ارتش این کشور با محافل خارجی بخصوص عربستان شده اند. به همین دلیل در محکومیت جنایات تروریستها در پاکستان، مردم این کشور یک صدا و یک پارچه با برگزاری تظاهرات گسترده و تحصن ،حملات ترورستی را محکوم و خواستار دستگیری و مجازات عاملان انها شده اند. بی توجهی دولت پاکستان به این مساله و ادامه ترورهای هدفمند در این کشور باعث شده است تا محافل سیاسی، دولت اسلام اباد را به مماشات و ملاحظه کاری در برخورد با گروههای تروریستی متهم کنند که عمدتا شناخته شده نیز هستند.


منبع: ابنا


انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

حجت‌الاسلام عظیما: آیت‌الله بهجت زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) را ترک نمی‌کرد/ حال خوش علامه جعفری کنار ضریح

[ad_1]


صدای شیعه: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن عظیما، مدرس و امام جماعت آستان حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) که سابقه 25 سال امامت جماعت مصلی بزرگ ری را دارد در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از این توفیق بزرگ و هم‌جواری با وجود‌های مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، امامزاده طاهر(ع) و امامزاده حمزه(ع) سخن گفت و در پاسخ به این سؤال که امام جماعت زائران این حرم بودن با امامت جماعت در سایر مکان‌ها چه تفاوتی دارد؟ گفت: در نماز جماعت حرم علاوه بر نماز در خدمت حضرت عبدالعظیم(ع) نیز هستیم، خصوصا اینکه در روایت‌ها آمده استزیارت حضرت حضرت عبدالعظیم(ع) ثواب زیارت امام حسین(ع) را دارد.


خوشحالی؛ شاید ساده‌ترین واژه برای توصیف دریافت پیشنهاد امامت جماعت آستان توسط حجت‌الاسلام عظیما بود، وی در این خصوص گفت: نماز در حرم حضرت موجب خیر و برکت برای دنیا و آخرت است البته اگر قابل باشیم.


امام جماعت آستان حضرت عبدالعظیم(ع) در پاسخ به این سؤال که چه قدر در صحبت‌های خود حضرت را معرفی می‌کنید؟ گفت: شب‌هایی که منبر رسمی نداشته‌ باشیم و مداح هم حضور نداشته باشد مسائل اخلاقی، دینی، شرعی، ذکر مصائب اهل بیت(ع)، روضه‌خوانی و … انجام و در ضمن هم هر چند وقت یک بار درباره این سه بزرگوار به ویژه حضرت عبدالعظیم(ع) تذکراتی می‌دهم و ایشان را معرفی می‌کنم، خصوصا در ایام ولادت و وفات حضرت روایاتی که ایشان نقل کرده برای زوار مطرح می‌کنم و از شرایط زندگی ایشان و ارزش و توجه ائمه(ع) نسبت به این بزرگوار به مردم گوشزد می‌کنم.


فرازی از زیارت‌نامه که خستگی را از تن دور می‌کند


وی با بیان اینکه در زیارت اگر معرفت‌ باشد برای انسان، تکراری نیست بیان کرد: ما بزرگانی داشتیم چه در ری و چه در جاهای دیگر که مرتب به زیارت حضرت می‌آمدند. حرم حضرت عبدالعظیم(ع) جایی است که این فراز زیارت نامه آن خستگی را از جان انسان می‌گیرد که می‌فرماید: «یا من بزیارته ثواب زیاره سیدالشهداء یُرتجی» یعنی ای آقایی که زیارت شما امید زیارت امام حسین(ع) را دارد.


حجت‌الاسلام عظیما در خصوص زیارت‌های خاص و حس‌های نابی که در این آستان تجربه کرده است، گفت: گاهی انسان حال خوشی دارد و گاهی معمولی است. قبولی یا عدم قبولی زیارت‌ها را ما نمی‌دانیم اما امید داریم همه زیارت‌های ما مقبول باشد. ان شاالله حضرت عبدالعظیم(ع) از همه ما راضی باشد و ما هم قدردان این عنایت الهی باشیم و روح حضرت عبدالعظیم(ع)، حضرت حمزه(ع) و حضرت طاهر(ع) از ما راضی و دعاهای ما مستجاب باشد.


امام جماعت آستان حضرت عبدالعظیم(ع) ادامه داد: خداوند مرحوم آیت‌الله مجتهدی و مرحوم علامه جعفری را رحمت کند، ایشان از کسانی بودند که خودشان را موظف کرده بودند که هر چند وقت یکبار برای زیارت بیایند. مرحوم آیت‌الله بهجت هر وقت برای کاری به تهران می‌آمد زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) را ترک نمی‌کرد. وقتی مرحوم علاوه جعفری به آستان می‌آمدند می‌دیدم که پای ضریح چه حال خوش و چه توجهی به حضرت دارند. حال ایشان چنان خوش بود که مزاحمشان نمی‌شدم و فقط نگاهشان می‌کردم که نگاه به چهره علما عبادت است. 

 


زیارتنامه حضرت عبدالعظیم به خوبی ایشان را معرفی می‌کند

 


وی در پاسخ به این سؤال که اگر بخواهید حضرت را به کسانی که کمتر در خصوص ایشان شناخت دارند معرفی کنید چه می‌گویید؟ عنوان کرد: عبارتی در زیارت ایشان هست که همه خوبی‌ها را در بر دارد و آن عبارت این است «السَّلامُ عَلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ الْمُطِيعِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ» زیارت نامه حضرت عبدالعظیم(ع) به خوبی ایشان را معرفی می‌کند. حضرت عبدالعظیم(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و سایر امامزادگان بندگانی شایسته و آبرومند نزد خداوند هستند.


حجت‌‌الاسلام عظیما به نکاتی برای داشتن یک زیارت درست اشاره و اظهار کرد: خداوند آیت‌الله بهجت را رحمت کند، بسیاری نزد ایشان می‌رفتند و درخواست می‌کردند چیزی به ما بیاموزید که ما به مقامات و معارف برسیم، ایشان می‌فرمودند: گناه نکنید، واجبات را انجام دهید. پله اول برای رسیدن به هر جا این است که انسان گناه نکند و واجبات خود را انجام دهد. وقتی به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) می‌آیم باید مراقب خودم، زبانم و چشمم باشم. مراقب باشم حرف بیجا نزنم، نگاه بیجا نداشته باشم. دنیا محضر خداست و هر کس به مقتضای کار خودش باید در محضر خدا بودن را حس کند. همین یک جمله که دنیا محضر خدا است یک دنیا حرف برای همه ما دارد، ان شاالله به مقامات عالیه برسید.


وی در پایان افزود: در محضر حضرت عبدالعظیم(ع) و امامزادگان دیگر بودن خیر و سعادت دنیا و آخرت است. روزی هزاران نفر به این آستان می‌آیند حاجت می‌گیرند و می‌روند و کاری به کسی ندارند. من نیز در میان این خیل جمعیت، منتظر گوشه چشمی هستم. باید قدر امامزاده‌ها به ویژه حضرت عبدالعظیم(ع) را بدانیم که در کنار این بزرگواران عنایات پروردگار شامل حال ما می‌شود.


منبع: ایکنا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

حجت الاسلام ذوعلم: سند 2030 استقلال، اقتدار و هویت ملی ما را تهدید خواهد کرد

[ad_1]


صدای شیعه: نشست بررسی سند توسعه پایدار 2030 توسط موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی روز گذشته با حضور صاحب نظران این حوزه برگزار شد.


حجت الاسلام ذوعلم به عنوان دبیر این نشست در ابتدا گفت: نظام سلطه برای استمرار و تعمیق نفوذ همه جانبه خود در کشورهای جهان و مداخله در الگوی سیاست گذاری آنها برای توسعه، راهبرد جدیدی را در پیش گرفته تا بتواند جایگاه برتر خود را در عرصه های مختلف حفظ کند. سند 2030 ترجمه سندی است که در سازمان ملل در دو سال قبل به عنوان یک بیانیه مطرح بود که ترجمه فارسی آن توسط کمیسیون ویژه یونسکو در ایران انجام شده و 17 هدف اصلی توسعه پایدار در ان مطرح شده است.


وی ادامه داد: شعار زیبای این سند دگرگون کردن جهان ماست اما این سوال مطرح است که این دگرگونی به چه نحوی و به نفع کیست؟


وی افزود: رسالت نخبگان ما این است که در مورد این رویکرد و راهبرد در قالب جدید و گسترده تر و بلند مدت به نظم غیر عادلانه حاکم بر جهان هشیارسازی کنند و مردم و مسئولین را در مقابل این بحث آگاه کنند تا به یک مقاومت ملی و همه جانبه دست یابیم.


ذو علم گفت: بررسی، تحلیل و نقد این سند در حقیقت تلاش علمی و فکری جبهه انقلاب اسلامی برای افشای ترفند و توطئه جدید نظام سلطه است که اگر هوشیارانه و به هنگام انجام نگیرد پیامدها و خسارت های جبران ناپذیر آن استقلال، اقتدار و هویت ملی ما را تهدید خواهد کرد. هشدارهای مقام معظم رهبری بیدار باشی برای مردم و مسئولین بود و این وظیفه سنگین بر دوش ماست که این مسئله را تبیین کنیم.


ذوعلم اضافه کرد: اکنون وظیفه سنگین بر دوش کسانی است که نسبت به آرمان‌ها و ارزش‌های ملی و انقلابی و نسبت به آینده این کشور و جامعه احساس مسئولیت می کنند تا به تحلیل و بررسی زمینه‌ها و اهداف سند 2030 و پیامدهای آن در عرصه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، زیست محیطی، علمی و فناوری بپردازند و از کیان، عزت و استقلال کشور پاسداری کنند.


وی با اشاره به اینکه موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی که به طور خاص عهده دار تبیین و اشاعه دیدگاه‌ها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است وظیفه خود می‌داند که در کنار سایر موسسات و مراکز پژوهشی و علمی جبهه انقلاب اسلامی زمینه تبیین و واکاوی این سند را فراهم سازد و رسالت خود را در این عرصه ایفا کند. 


معاون پژوهش و آموزش موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: در این راستا این موسسه با برگزاری نشست های تخصصی برای تبیین و نقد ابعاد و لایه‌های سند 2030 و ارائه راهبردهای پژوهشی و اجرایی در جهت مقابله با پیامدهای پذیرش و اجرای آن زمینه هم‌اندیشی و تبادل نظر متخصصان و صاحبنظران را فراهم می سازد.


ذوعلم اضافه کرد: نشست های موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی با رویکرد واقع‌بینانه پژوهشی و علمی، جامعیت و همه سونگری، استفاده از همه ظرفیت های علمی، تخصصی و کارشناسی کشور، آزاد اندیشی در بیان نظرات و مباحث علمی، انصاف و ادب، تقویت همگرایی علمی و ملی در افشاء و تبیین اهداف پشت پرده نظام سلطه و برای دستیابی به راهبردها و تجویز راهبردهای کلان ملی در راستای مواجهه هوشمندانه با این سند و پیشگیری از پیامدهای آن و دفاع از استقلال، منافع و هویت ملی کشور برگزار می‌شوند. 


وی اضافه کرد: این موسسه از نظرات صاحبنظران و مشارکت جدی و گسترده آنان در این عرصه به گرمی استقبال می کند و از همه اندیشمندان دانشگاهی و حوزوی و کارشناسان خبره بخش‌های مختلف کشور و نیز مراکز علمی و پژوهشی و به ویژه دستگاه های پشتیبان علمی، مراکز و نهادهای مسئول از قبیل مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، مراکز تحقیقاتی قوه قضاییه و نیروهای مسلح و شورای امنیت ملی و نیز مراکز پژوهشی حوزه و دانشگاه و مراکز پژوهشی و فرهنگی مردمی و غیر دولتی دعوت می کند که با حضور فعال در این عرصه به ارتقای آگاهی و بصیرت عمومی و تقویت همبستگی و وحدت ملی یاری رسانند و با مقاومت در برابر این رویکرد و ترفند جدید و با جهاد کبیر در برابر نظام سلطه به صورت علمی و انقلابی و ملی نقش خود را ایفا سازند.


 معاون آموزش و پژوهش موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی گفت در این جلسه از موافقین سند توسعه پایدار 2030 یونسکو در کشورمان نیز دعوت به عمل آمده بود که متاسفانه حضور پیدا نکردند اما امیدواریم در جلسات بعدی شاهد حضور آنها باشیم.


ذوعلم با بیان اینکه سوال این است که چرا دستگاه های مختلف و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خصوص سند توسعه پایدار 2030 وارد عمل نشده اند افزود: در واقع این مسئله را فقط نباید در سطح قوه ی مجریه ببینیم. متاسفانه در حال حاضر نیز مجموعه‌هایی که در لبه برخورد با این موضوع قرار دارند مواجهه فعالی که باید در پاسخ به هشدار رهبر معظم انقلاب نسبت به سند توسعه پایدار 2030 از خود بروز می دادند را شاهد نبوده ایم.


وی بیان کرد: متاسفانه این مواجهه را در مجلس، دولت، قوه قضاییه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه و دانشگاه و مراکز تحقیقاتی شاهد نبودیم.


معاون پژوهش و آموزش موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: دعوت و درخواست ما از همه اعضای جبهه فکری فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه های رسمی و غیررسمی این است که در این عرصه حضور یابند و تبیین و تحلیل و پژوهش های لازم را در خصوص سند توسعه پایدار 2030 ارائه کنند؛ البته پیش از هر چیزی خودشان باید متوجه شوند که در این سند چه ادبیات و گفتمانی جریان پیدا کرده است.


ذوعلم اضافه کرد: فکر می کنم که نخبگان ما هنوز به عمق قضیه سند توسعه پایدار 2030 یونسکو پی نبرده اند.


وی در پایان گفت: ما در آغاز یک راهی قرار داریم که قطعا دنباله ی آن باید به تقویت ظرفیت ما در ارائه الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت و ارائه اسناد ملی مبتنی بر مبنای دینی و انقلابی منجر شود و بتواند این غفلت عظیمی را که داشته ایم جبران و برطرف نماید و در این عصر جدید هم گفتمان انقلاب اسلامی غلبه خود را پیدا کند.


منبع: مهر

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع