شیخ عبدالله الدقاق آل‌خلیفه زیر چتر حمایت آمریکا است/روابط مشکوک منامه با تل‌آویو

[ad_1]


صدای شیعه: مردم بحرین در سال 2014 به منظور تحقق مطالبات مشروعی که آل‌خلیفه از آنها سلب کرده بود، قیام کردند. در طول تمامی روزها، ماه‌ها و سال‌هایی که از قیام مردمی در بحرین سپری می‌شود، انقلابیون هیچگاه از مسیر صلح‌طلبی در بیان خواسته‌های به حق خود خارج نشده‌اند. این درحالی است که در طول این مدت، رژیم آل‌خلیفه به انواع و اقسام راه‌ها و شیوه‌های اعمال فشار بر انقلابیون با هدف منصرف ساختن آنها از خواسته‌هایشان، متوسل شده است. استفاده از اشکال مختلف شکنجه‌های قرون‌وسطایی، بازداشت‌های بدون تفهیم اتهام، یورش به منازل انقلابیون و تخریب آنها، سلب تابعیت شمار زیادی از شیعیان و اعطای تابعیت به اتباع خارجی تنها گوشه‌ای از سلسله فشارهای گسترده‌ای است که توسط حکام آل‌خلیفه بر انقلابیون بحرینی تحمیل شده است؛ فشارهایی که اخیرا نیز با سلسله تدابیر ناپخته تصمیم‌گیران خاندان آل‌خلیفه تشدید شده‌اند. اما هیچیک از این فشارها تاکنون موفق به متوقف ساختن قطار درحال حرکت انقلاب مردمی در بحرین نشده است.


علت و یا علت‌های تشدید فشارهای رژیم آل‌خلیفه بر انقلابیون بحرینی را می‌توان به نوعی در موفقیت انقلاب این کشور جستجو کرد. بدون شک اگر انقلاب مردمی در بحرین، با ضعف و سستی مواجه بود، آل‌خلیفه برای مقابله با آن به اتخاذ چنین تدابیر سختگیرانه‌ای مبادرت نمی‌ورزید. بنابراین، تداوم انقلاب بحرین به صورت مسالمت‌آمیز طی سال‌های گذشته موجب شده تا نوعی ترس و وحشت در صفوف خاندان آل‌خلیفه رخنه کند؛ وحشتی که اکنون نتیجه آن به تشدید فشارها علیه انقلابیون منتهی شده است. آل‌خلیفه از این طریق به دنبال آن است تا از گسترده‌تر شدن بیش از پیش دامنه انقلاب مردمی در بحرین ممانعت به عمل آورد؛ حال آنکه انقلابی که تاکنون خون صدها تَن از عزیزانش را در این مسیر تقدیم کرده است، زیر یوغ ظلم و تیغ شمشیر سر خم نخواهد کرد. جای هیچ شکی وجود ندارد که اگر آل‌خلیفه قادر به مقابله با انقلابیون بود، هیچگاه به متحدان منطقه‌ای و بین‌المللی خود همچون عربستان سعودی و انگلیس برای سرکوب شیعیان بحرین، متوسل نمی‌شد.


در همین ارتباط خبرنگار مهر گفتگویی را با «شیخ عبدالله الدقاق» فعال سیاسی بحرینی انجام داده است که مشروح آن از نظر می گذرد؛


*علت یا علل اصلی اقدام خصمانه آل خلیفه در اتخاذ تصمیم حصر خانگی شیخ عیسی قاسم چیست؟ آیا با وجود اینکه حدود یک ماه از اقامت اجباری شیخ عیسی سپری می‎‌شود، خبری از وضعیت جسمانی وی در دست است؟


واضح است که آیت الله شیخ عیسی قاسم، رهبر عالی شیعیان بحرین، «پدر معنوی» مردم این کشور محسوب می شود. شیخ عیسی قاسم بزرگترین رهبر و مرجعیت دینی و سیاسی در سطح کشورهای حاشیه خلیج فارس به شمار می رود. همین جایگاه والای شیخ عیسی موجب شده است تا رژیم آل خلیفه وجود وی در عرصه سیاست را برنتافته و دست به اتخاذ اقدامات خصمانه علیه وی بزند. آل خلیفه با هدف دور نگاه داشتن شیخ عیسی از مردم و کسانی که او را دوست می دارند، وی را تحت اقامت اجباری قرار داده است. ما از وضعیت جسمانی شیخ عیسی قاسم اطلاعی نداریم اما به ضرس قاطع اعلام می کنیم که مسئولیت هرگونه اتفاق روحی و یا جسمی که برای شیخ عیسی بیفتد، با آل خلیفه است.


*اخیرا شاهد آن هستیم که نظامیان آل خلیفه فشارهای خود علیه انقلابیون و علمای بحرینی را تشدید کرده اند. علت اصلی تشدید این فشارها علیه شخصیت‌ها و جریان‌های انقلابی بحرینی در برهه کنونی چیست؟


اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه به دلیل عملکرد موفقیت آمیز انقلابیون و فعالان سیاسی بحرینی، تشدید شده است. آل خلیفه زمانی اقدامات خصمانه خود علیه انقلابیون و فعالان سیاسی را تشدید کرد که آنها با تلاش های خود، این رژیم را مستأصل کردند. فعالیت های گسترده انقلابیون و فعالان سیاسی بحرینی موجب شد تا بسیاری از توطئه های رژیم آل خلیفه برای افکار عمومی عیان شود.


*در صورت تداوم سیاست های سرکوبگرانه و خصمانه نظامیان رژیم آل خلیفه علیه انقلابیون بحرینی آیا ممکن است که انقلابیون در آینده به اتخاذ گزینه «مقاومت مسلحانه» متوسل شوند؟ این مسأله را چگونه ارزیابی می کنید؟


غالبیت ملت بحرین، شیخ عیسی قاسم را به عنوان رهبر خود می شناسند و دستورات خود را از وی می گیرند. درحال حاضر خواست و اراده شیخ عیسی مبنی بر آن است که اعتراضات مردمی به صورت مسالمت آمیز پیش رود. هم اکنون هیچ سخنی از اقدام مسلحانه و متوسل شدن به گزینه مقاومت مسلحانه در میان نیست. با این حال، باید گفت که تمامی گزینه ها در آینده روی میز خواهد بود و باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی خواهد افتاد.


*نقش عربستان سعودی در تحولات بحرین را چگونه ارزیابی می کنید؟ در مقطعی از بحران بحریان شاهد آن بودیم که سعودیها برای سرکوب انقلابیون اقدام به اعزام نیروهای خود به بحرین کردند. آیا اکنون نیروهای سعودی در بحرین حضور دارند؟


عربستان سعودی همواره ایفاگر نقش منفی و مخرب در تحولات منطقه و به ویژه در بحرین بوده است. حضور نیروهای نظامی رژیم سعودی در بحرین اشغالگری آنها در این کشور را به منصه ظهور رسانده است. عربستان سعودی حاکمیت ملی بحرین را نقض کرده است و در سرکوب انقلابیون، به رژیم آل خلیفه کمک می کنند. آل خلیفه به پشتوانه حمایت های بی دریغ رژیم سعودی است که علیه مردم بی دفاع بحرین مرتکب جنایت می شود؛ جنایت هایی که روز به روز ادامه دارد و هم اکنون نیز متوقف نشده است.


*تأثیر حمایت های آمریکا و رژیم صهیونیستی از رژیم آل خلیفه در ارتکاب جنایت های آن علیه انقلابیون را در چه حدی می دانید؟


واقعیت این است که رژیم آل خلیفه همپیمان استراتژیک آمریکا در منطقه محسوب می شود. به همین دلیل آمریکایی ها هرگونه حمایتی را از رژیم آل خلیفه و مقامات آن به عمل آورده و می‌آورند. آل خلیفه تحت نفوذ ایالات متحده آمریکا قرار داد و از مقامات این کشور تبعیت می کند. علاوه بر وجود روابط نزدیک و تنگاتنگ میان منامه و واشنگتن، روابط بسیار مشکوکی نیز میان آل خلیفه و رژیم صهیونیستی وجود دارد؛ روابطی که البته از حالت پنهانی به حالت علنی در حال انتقال است.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

داستان غم انگیز مازیار؛ از شاگرد اولی در مدرسه تا زندگی در میان زباله ها

[ad_1]


صدای شیعه: آن روز خیلی خسته بودم. کارهایم به شدت زیاد شده بود و من هم تمام مدت پای کامپیوتر بودم. همین خستگی باعث شد به جای اتوبوس، سوار تاکسی بشوم و برخلاف روزهای گذشته که در ایستگاه پیاده می شدم، در مسیر نزدیک تری به منزل، تاکسی را ترک کردم.


هنوز چند قدمی نرفته بودم که چشمم به کارتن خوابی افتاد که داشت درون سطل زباله سر کوچه را جستجو می کرد. از این دست کارتن خوابها زیاد دیده بودم. کاری به کار کسی نداشتند و توی آشغال ها به دنبال چیزی می گشتند که به دردشان بخورد، از پسمانده غذای مردم گرفته تا لباس و کفش مندرس و پاره.


یک نیروی عجیبی من  را به سمت پسر کارتن خواب می کشاند. نمی دانم چه بود. حس خیلی خاصی بود و برای یک لحظه همانطور نگاهش  کردم به طوری که او هم که آنقدر سرگرم گشتن بود، سنگینی این نگاه را احساس کرد و سرش را بلند کرد و نگاهمان در هم گره خورد.


آن چشمان قهوه ای رنگ آنقدر آشنا بودند که حتی قاب صورت سیاه چرک با آن موهای صاف که از کثیفی به هم چسبیده بود هم نمی توانست پنهانش کنند. ناگهان در ذهنم چشمان متعددی رژه رفتند و به همان چشمان قهوه ای رسیدند؛ به پسر مهربان و دوست داشتنی دوران کودکی ام. به مازیار.


هنوز لبخندهای مازیار و شیطنت هایش به خوبی به خاطرم هست. وقتی با تیرکمان کوچکش دنبال گنجشک ها می گشت و آنقدر منتظر می ماند تا یکی از آنها را شکار کند.


خاطرات مازیار یکی یکی و با سرعت از جلوی چشمانم حرکت می کردند. اصلا مگر می شد این پسر بازیگوش را از خاطر ببرم. وقتی با توپ، شیشه خانه آقا اسماعیل را شکاند و آنقدر به سرعت فرار کرد که من حتی متوجه نشدم چه شد و در نهایت مجبور شدم تنبیه پدر را به جان بخرم و تقصیر شیشه نشکسته را به گردن بگیرم.


او هم همانطور به من خیره شده بود. نمی دانم مرا به خاطر آورده بود یا نگاه متعجبش، معنای دیگری داشت. ناخودآگاه لبخندی بر لبانم نقش بست اما او سرش را پایین انداخت.


نمی دانم چرا به سمتش کشیده می شدم اما پاهایم قدرت حرکت برای رفتن به منزل نداشت. انگار تمام خستگی ام را فراموش کرده بودم. فقط می خواستم بدانم او کیست؟ آیا مازیار است؟ آیا اشتباه کرده بودم.


ناخواسته نامش بر لبانم جاری شد «مازیار…» آنقدر آهسته گفته بودم که خودم هم به سختی شنیدم. دوباره تکرار کردم و این بار بلندتر «مازیار…»


ناگهان سرش را بلند کرد و دوباره نگاهش در نگاهم گره خورد. نگاه های عجیب و پرمعنا. انگار او هم شناخته بود اما نمی خواست به زبان بیاورد.


پاهایم تکانی خورد. چند قدم به سمتش برداشتم و گفتم «مازیار! خودتی؟ درسته؟»


دست از گشتن کشیده بود و همچنان نگاهم می کرد.با حرکت من، او چند قدم به عقب رفت و در حالی که تلاش می کرد در مقابلم گارد بگیرد، گفت «تو دیگه کی هستی؟ نمیشناسمت» و به سرعت خم شد و چند تکه پارچه و شیشه نوشابه ای که کنار سطل زبال روی زمین گذاشته بود و جمع کرد و تو کوله پشتی رنگ و رو رفته اش فرو کرد و راه افتاد.


اگر تا دقایقی پیش، شک داشتم اما اینک با شنیدن صدایش مطمئن شدم که خودش هست. طنین صدایش همان بود هر چند بم تر شده بود اما همان صدا بود. صدای همبازی دوران بچگی هایم.


وجودم پرحرارت شده بود. احساس می کردم گمشده ای را پیدا کردم. او به سمت انتهای کوچه به راه افتاده بود و من همانجا کنار سطح زباله نگاهش می کردم.


مازیار مثل دوران نوجوانی اش بود؛ وقتی نمی خواست چیزی را توضیح دهد، پا به فرار می گذاشت.


واقعا بر سرش چه آمده بود. او با آن خانواده گرم و صمیمی، با آن پدر مهربان که هیچوقت سرش داد نمی کشید و تنبیهش نمی کرد. واقعا چه شده بود.


دنبالش به راه افتادم و با گام های سریعم، چند دقیقه بعد، دوش به دوشش بودم.


آرام گفتم «مازیار، منم مجید. نگو منو نشناختی.. می دونم شناختی. بگو خودتی. تو هر جور باشی، قبولت دارم. فقط بگو خودتی. بگو مازیاری. بگو …»


در حالی که یک پایش را روی زمین می کشید و به نظر می آمد خیلی هم تو حال خودش نیست. پاسخ داد «میشناسمت مجید. ولی بهتره تو منو نشناسی. برو. فکر کن منو ندیدی»


انگار دنیا را به من داده بودند. اصلا نمی دانم چرا انقدر از اینکه یک کارتن خواب معتاد آن هم با آن سر و وضع کثیف مرا شناخته، خوشحال  بودم. فقط می دانم احساس عجیبی داشتم . ذوق زده گفتم «رفیق، اگه تو عوض شدی، من همون مجیدم. همون که حتی وقتی می دونستم تو لحظات حساس، تنهاش میزاره تا تمام گناه ها به گردنش بیفته ولی باز دنبالت راه می افتادم».


ناگهان ایستاد و بهم خیره شد و این بار آغوشم برایش باز شد. عجب صحنه عجیبی بود. من وسط کوچه، یک کارتن خواب را در آغوش گرفته بودم و هق هق گریه می کردم بی توجه به تمام نگاه های متعجب.


احساس می کردم زمان برای من و مازیار ایستاده است. به 15 سال پیش برگشتیم وقتی هر دو نوجوان بودیم. درست همان روزی که تازه از باشگاه برگشته بودیم و سر کوچه، دایی محسن بدون هیچ مقدمه ای غضبناک از تأخیرم، تلخ ترین خبر زندگی ام را داد.


مادرم ساعت ها پیش فوت کرده بود و کسی نمی دانست کجا هستم تا مطلعم کنند. همانجا بود که برای اولین بار در زندگی ام، زانوهایم به لرزه درآمدند و احساس کردم دنیای برایم تیره و تار شده است.


همانجا بود که آغوش مازیار شد پناهگاه غم وجودم. غمی آنقدر بزرگ بود که فکر می کنم اگر مازیار نبود نمی توانستم تحمل کنم. او آن روزها در حقم برادری کرد.


مادرم سکته کرده بود و آنقدر مرگش ناگهانی بود که به تک تک اعضای خانواده شوک سنگینی وارد کرد. شوکی که باعث شد چند ماه بعد، از شهرمان نقل مکان کنیم و به خانه پدر بزرگ و مادربزرگم در شهرستان برویم.


اوایل با مازیار نامه نگاری می کردم چرا که آن زمان از تلفن همراه، اینترنت، ایمیل و تلگرام و هزاران فناوری دیگر خبری نبود اما کم کم ارتباطمان کمتر و کمتر شد تا جایی که از همدیگر کاملا بی خبر شدیم.


دو تا ساندویچ گرفتم و چون با آن سر و وضع مازیار نمی شد توی ساندویچی بنشینیم روی لبه جوی آب کنار خیابان مشغول خوردن شدیم. البته من نمی توانستم با بویی از وضعیت نامناسب مازیار در فضا ایجاد شده بود، چیزی بخورم اما مازیار با ولع به ساندویچش گاز می زد. به نظر می آمد روزهای طولانی بود که غذای گرم نخورده بود. یکدفعه دلم برایش سوخت. چه بر سر رفیق دوران نوجوانی ام آمده بود.


انگار او هم علامت سوال های جلوی چشمانم را می دید. علامت هایی که با گذشت لحظات در کنار هم بودن، پررنگ تر می شد.


لحظه ای از خوردن ایستاد. به ساندویچ در میان دستانش خیره شد و لبان خشکیده اش به حرکت در آمد «مجید. نفهمیدم چی شد. بعد از تو، با بچه هایی رفیق شدم که زندگیم رو به سمت منجلاب کشوندند. اول سیگار تو دستم اومد. بعد مشروب و کم کم مواد مخدر».


متعجب پرسیدم «به همین راحتی؟ هیچکس کمکت نکرد؟»


لبخند تلخی روی لبانش نقش بست و گفت «نه تنها کمکم نکردند بلکه تنهام گذاشتند. بابام و که یادت هست هیچوقت دعوام نکرد. اگه اونموقع تو گوشم می زد شاید الان اینجوری نمی شدم».


اینبار متعجب تر از قبل گفتم «تنهات گذاشتند! مگه میشه؟»


مازیار گاز کوچکی به ساندویچش زد و به سرعت قورت داد و پاسخ داد «عجیبه برات. ولی بابام چند سال بعد ارثمونو داد و گفت که هر کی سوی خودش بره. منم که درگیر اعتیاد بودم همه را خرج رفیقا و دود و دم کردم. به خودم اومدم که بی پول بودم و برای مواد هر کاری می کردم. دنبال خونواده ام رفتم اما تهدید و پول گرفتن فقط همون اولش که زوری برام مونده بود، تأثیر داشت بعدش شدم معتادی به درد نخوری که فقط کتک می خوردم».


آن روز من و مازیار خیلی حرف زدیم. آن روز تازه فهمیدم آدم ها وقتی کسی را دوست داشته باشند در بدترین شرایط او، تنهایش نمی گذارند و رهایش نمی کنند. آن روز من، با یک کارتن خواب معتاد همراه، همکلام و هم غذا شدم و از هیچ انسانی که با تعجب به من و او می نگریست توجه نکردم و در نتیجه حضورم در زندگی مازیار، موجب شد که او بخواهد زندگی اش را تغییر بدهد.


مازیار از پشتوانه خانواده اش محروم بود و زمانی که به آنها نیاز داشت، کمکش نکردند. دلم برایش خیلی سوخته بود. خانواده نقش پررنگی را در زندگی هر انسانی ایفا می کند و مازیار از این نقش مهم خانواده محروم بود. تنها می دانم امروز آغوش من در اختیار اوست تا بتوانم جای خالی خانواده اش را پر کنم و او را به دامان جامعه بازگردانم.


اما یادمان نرود، اگر همه کارتن خواب ها اینگونه نباشند اما بخشی از آنها در صورت حمایت خانواده و مراقبت به موقع آنها، هیچگاه در منجلاب اعتیاد و بدبختی فرو نمی رفتند.


منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

فعالیت آزاد قمارخانه‌ها در فضای مجازی

[ad_1]


صدای شیعه: کازینو یا قمارخانه؛ محلی که بر سر بازی های مختلف شرط بندی می کنند. قمار در جامعه ما قانونی و شرعی  نیست و انجام آن تخلف محسوب می شود.


مراکز و مکان هایی وجود دارد که در آن شرط بندی بر سر بازی می شود اما ظاهر آنان خیلی این موضوع را نشان نمی دهد. بیشتر در قالب مکان های ورزشی یا مکان هایی که در آن بازی های اینترنتی انجام می گیرد؛ هستند. تنها کسانی که به این مکان ها رفت و آمد دارند از بازی های شرطی آن باخبرند. مطمئنا اگر ماهیت قمار این مراکز احراز شود این مکان ها پلمپ می شوند و با آنان برخورد می شود.


نکته قابل تامل این است؛ در فضای مجازی سایت هایی با عنوان «کازینو» مشغول به فعالیت است و تبلیغات این سایت را می توان به وفور در شبکه های اجتماعی که کاربران زیادی دارد مشاهد کرد. حتی برخی از کانال های ورزشی رسمی نیز تبلیغ این کازینوها را می کنند. تبلیغات آزاد این کازینوها در شبکه های اجتماعی نشان می دهد نظارتی بر فعالیت های فضای مجازی وجود ندارد.


هنگامی که وارد کانال کازینو آنلاین که ا ین روزها تبلیغات بسیاری در فضای مجازی دارد می شویم؛ خود را با عنوان «کازینو آنلاین ایرانی» معرفی کرده است و با جملاتی همچون «در آمد میلیونی با بازی های پوکر و تخته نرد» و«لذت میلیونر شدن را با ما تجربه کنید» روبه رو می شویم که ممکن است خیلی از افراد را وسوسه کند.


یکی از شرط بندی هایی که در این سایت می شود، پیش بینی باز های فوتبالی است. برای شروع پیش بینی  باید کاربران ابتدا موجودی حساب خود را افزایش دهید. صرافی در این سایت وجود دارد که به کاربران دلار می فروشد، کاربران حساب های خود را افزایش می دهند تا در این پیش بینی ها شرکت کنند که اکثر آنان نیز از پیش بازنده هستند و پول هایی که به دلار تبدیل کرده اند را از دست می دهند.


شرط بندی در دین مبین اسلام یک گناه کبیره به شمار می آید.    قمار بر سر بازی‌های مختلف که بر سر پول و اموال یکدیگر بر مبنای شانس و احتمالاتانجام می گیرد که بدون تضمین است. خیلی از کسانی که وارد بازی های شرطی می شوند، گاها تمام زندگی خود را بر سر یک قمار می بازند و آسیب های زیادی به خود و خانوادهایشان وارد می کنند که قابل جبران نیست.حتی گاهی آنان مجبور می شوند، خودکشی کنند.


جای تامل است که سایتی به راحتی و آزادنه در کشور کازینو آنلاین راه اندازی کرده است و از طریق تبلیغات مخاطبان زیادی را نیز جذب می کند. خیلی از افراد که در شبکه های اجتماعی کاربران زیادی دارند با گرفتن مبلغی این کازینو آنلاین را تبلیغ و ترویج می کنند وتاکنون هیچ نهادی با این موضوع برخورد نکرده است در حالی که کاربران این کازینو هر روز بیشتر از گذشته می شود.


منبع:شبستان

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

انعکاس واقعیت حجاب یا تصویری مخدوش از شبه حجابی الکن

[ad_1]


صدای شیعه: سینما و تلویزیون ما چه تصویری از حجاب و مهم تر از آن، عفاف به مخاطبانش ارائه می دهد؟ این تصویر تا چه اندازه ملهم از آموزه های دینی و تا چه اندازه قابل اعتنا و اعتماد است؟


این تصویر را چه کسانی می سازند؟ برنامه سازان تلویزیونی و فیلم سازان سینماگر یا کارشناسان امور دینی؟ آیا یک اتاق فکر متمرکز و دانشی این ایده ها و افکار و قالب ها و محتوای آنها را ساخته و پرداخته می کند؟ یا نه نظام خاصی بر این روند حاکم نیست؟


خروجی برنامه های تلویزیون و فیلم های سینمایی ما در باب حجاب و عفاف چیست؟ مخاطب عادی و عمومی با مواجهه ای که در برابر این خروجی ها دارد چه برداشت و ماحصلی از این برنامه ها خواهد داشت؟ 


وقتی موضوع عفاف و حجاب مطرح باشد و پای رسانه هایی مثل سینما و تلویزیون هم در میان باشد، اینها نکات و سوالات مهمی است که به ذهن انسان خطور می کند.


بگذارید از اینجا شروع کنیم: تکراری ترین و آشناترین تصویر یک زن چادری در سینما و تلویزیون ما کدام است؟ قدری به خاطرات و آرشیو ذهنتان فشار بیاورید. خب! پاسخ چیست؟ 


درست است! شما هم مثل نگارنده یک تصویر آشنا به ذهنتان خطور کرد: تصویر زن بذهکار یا متهمی که برای ادای توضیحات وارد دادگاه می شود. این زن یک مشخصه ظاهری دارد: چادری بدرنگ و کریه بر سر! بله درست است. البته با تأسف و تأثر!


این تصویر آشنا و پربسامد زن چادری در سینما و سیمای ماست، از زن و چادر! البته نمونه های عجیب و غریب دیگری هم هستند که نمی دانیم باید به دیده تردید به آنها بنگریم یا موضوع دیگری در کار است. به بررسی این نمونه ها در ادامه مطلب خواهیم رسید.


تصویری که اما از زن در سینما- نه تنها سینمای ایران و بلکه سینمای جهان- ارائه می شود با همه تفاوت های نسبی و تضادهای گاه و بی گاهی که دارد، از یک مدل معمولی و همیشگی پیروی می کند: تصویری نه مبتنی بر ارزش های والای انسانی و اسلامی که در زن مستتر و فطری است، بلکه نمایه ای الکن و ابتر از چیزهایی که سال هاست به خورد مخاطب داده می شود. حالا فرقی هم نمی کند که مایه های فمینیستی ادبیات و فرهنگ غرب منشأش باشد، یا نگاه سنتی به معنای منفی و غلط آن در شرق. آبشخورش تحجر و واپس گرایی شبه دینی و شبه سنتی باشد، یا سقوط در دره فمینیسم و آزادی مطلق جنسی و نگاه کالامأب به زن که دستاورد مهمی(!) در غرب و در برابر هواداران فرهنگ غربی است! اما این همه ماجرا نیست. در واقع شاید بتوان گفت یک پازل دیگر که در هم تنیدگی مخفی و فریبنده اما اثرگذاری در کنار این شیوه معمول و مألوف و عریان برهنگی فرهنگی دارد، شیوه ای است که در برخی از فیلم ها و سریال های خودمان و در نظام برنامه سازی داخلی پیگیری می شود، که البته پیچیده تر، فریباترو حرفه ای تر و مرموزتر از آن گروه اول است.


بگذارید با یک مثال موردی شناخته شده دم دستی موضوع را پی بگیریم: مدتی پیش سریال نسبتا، پرمخاطبی به نام دودکش پخش می شد. که از جمله سریال های مناسبتی ماه رمضان هم بود. دودکش به جهت جذب مخاطب و ریتم و تیپ ها و… سریال نسبتا سرپایی بود و آبرومند، بی ادعا و کوچک. نه دعوی معناگرایی داشت و نه شعارهای گل درشت می داد و نه کلیشه پرداز بود.


یک سریال کوچک و خودمانی که آمده بود مردم را سرگرم کند. تازه ارزش و اهمیتش فقط در همین خلاصه نمی شد. سریال نه آپارتمان  نشین بود و نه در محدوده بالای ونک سیر می کرد. اتفاقا میزانسن و لوکیشنش مال مردم عادی و مستضعف بود و همین هم باعث می شد تا خیلی راحت و خوب و بی قصد و غرض با مردم خودمانی شود و حرف های کوچک یا بزرگی را هم که دارد، در خلال همین سادگی و گرمای خوب بزند؛ بی ادا و اطوار.


سریال جای خودش را بین مردم هم باز کرد و از جهت متن و بازی ها هم بد نبود، و بعد از مدت ها تکیه کلام های جالب و بامزه اش هم میان مردم جا افتاد. بازی هایش هم نسبتاً خوب و روان و در حد و اندازه ای بود که از یک سریال مناسبتی با این ویژگی ها و در این مقیاس توقع داشتیم.


اینها را نه از جهت نقد سریال دودکش – که ما الان در مقام نقد این سریال نیستیم- بلکه از جهت دیگری گفتیم که باعث جلب توجه نگارنده در یکی از قسمت های مهمش شد.


اولین زنی که در این سریال با «چادر» حضور پیدا کرد -در نقش مادر زن یکی از نقش های فرعی- حضوری به شدت دفرمه، عصبی، پرخاشگر و غیرمنطقی داشت. این حضور از این جهت خیلی اهمیت دارد که چرا اولین بانویی که با «چادر» در این سریال حاضر می شود، باید چنین تصویری از خود به نمایش بگذارد؟!


شاید بشود گفت اشتباهی رخ داده و هیچ عمد و غرضی هم در کار نبوده و این واقعه کاملا تصادفی است ولی اگر قدری واقع بینانه – یا بدبینانه- به قضیه نگاه کنیم، قضیه کاملا شکل و بوی دیگری پیدا می کند.


بازیگر نقش مادر زن تازه داماد، که برای تست فرش های ادعایی دامادش آمده بود دم قالیشویی «مشتاق»، با آنچنان سخافت و فضاحتی، کولی بازی درآورده بود که کاملاً به هجو و هزل می زد و تصویر یک تیپِ به شدت پاراسمپاتیک را از یک آدم عصبی لجوجِ دهن بینِ بدبین برای مخاطب ایفا نمود! همانطور که گفتیم نکته جالب و تا حدی هم مشکوک و تأمل برانگیز قضیه این است که این اولین و تنها بازیگر زن این سریال است که با «چادر» حضور می یابد!


این در حالی است که در طول سال های گذشته خیلی اندک و در حد النادر کالمعدوم، نمایش نسبتا خوبی در برخی از آثار نمایشی در باب به تصویر کشیدن غیرکلیشه ای و قابل دفاع از چادر داشته ایم، که شاید بهترین نمونه اش هم در سینما و در فیلم زیبای «به همین سادگی» بود، هر چند اکثر سریال ها و فیلم هایمان کماکان نگاهی ارتجاعی و دِمُده و غیر قابل دفاع به هویت چادر و زن چادری دارند و هنوز هم مثل سه دهه قبل، فقط موقع نشان دادن «بدبختی» و «عزا» و «بزهکاری» و «زندان» یاد چادر و زن چادری می افتند! چادری که چه در هویت دینی و چه در تاریخ ملی ما، جایگاه و پایگاهی جدی و مبانی قابل دفاعی داراست.


بیش از این روی این نکته تأکید نمی کنیم و قضاوت را به مخاطب وامی گذاریم، فقط ذکر این جمله را بد نمی دانیم که گاهی اوقات یک صحنه یا سکانس یا بازی فرعی ممکن است در ظاهر عادی و ساده و «همینطوری» به نظر برسد، ولی قدری که دقت می کنیم معانی بعضاً خطرناک و تأسف برانگیزی را به دنبال می آورد. اینطور نیست؟!


حالا و با این بررسی های فشرده و موردی از محصولات سینمایی و تلویزیونی مان، وقت آن است که موضوع را از جنبه ای دیگر هم بسنجیم


این روزها موضوع چهارشنبه های سفید در فضای مجازی، موجی تخریبی و شهبه افکن درباره حجاب به راه انداخته است. این موضوع البته بیشتر وجه سیاسی دارد تا عقیدتی، ولی با این حال باید مورد مداقه قرار بگیرد.


تاریخ در این میانه می تواند واگویه ها و درس های عبرت آمیز و اشارات حکمت آموز خوبی برای نسل امروز و فردای ما داشته باشد. ماجرای مسجد گوهر شاد و کشف حجاب، یکی از نقاط عطف بزرگ در این خصوص است. اگر آن روز زن مسلمان ایرانی با حجاب خویش، رضاخان قلدر قداره بند را به خاک سیاه نشاند، امروز هم لشکر مومنان راه خدا و بانوان عفیفه و متفکر و پیشرفته ایرانی، پاسخ محکمی به دسیسه های شیطانی سیاهی لشکر غرب خواهد داد! در این شکی نیست. اما… .


آیا براستی عمال استکبار جهانی و پیاده نظام جریان منحط غربی، می خواهند با خیمه شب بازی «نه به حجاب»شان در برابر کوه مقاومت و عفاف و متانت و دیانت زن ایرانی مسلمان بایستند؟!


حتما شما هم در جریان هستید؛ منظور نگارنده این جنبش به اصطلاح «چهارشنبه های سفید» است، که در امتداد و استمرار جنبش قبلی یعنی «نه به حجاب» چندی است رخ نموده است.


در فضای مجازی و شبکه‌ های مجازی گروه هایی برای مقابله با حجاب و عفاف تشکیل شده‌ و به تلاش خود شدت داده‌اند و از دختران ایرانی می‌ خواهند برای مبارزه با جمهوری اسلامی عکس های بی ‌حجاب خود را در صفحات شخصی خود در شبکه اجتماعی قرار دهند!


کمپین «نه به حجاب اجباری»، با شعار «حجاب اختیاری، حق زن ایرانی» تابستان سال 2012 راه‌اندازی شد، و در نزدیک به دو سال گذشته بیش از 60 هزار نفر به عضویت آن درآمدند و فقط نزدیک به دو هزار نفر نیز عکس شخصی خویش را در مخالفت با حجاب اجباری در اختیار این کمپین قرار دادند!


نباید دستپاچه شد و یا رفتار مقطعی آنهم در شعاری ترین و سطحی ترین نوع ممکنش را به رخ کشید. باید صبور بود و با متانت و البته دقت و حساسیت و زمان شناسی و بجا و درخور عمل کرد. ما در طول این سال ها از دست این رفتارهای باری به هر جهت و فکر نشده و ظاهری و سطحی کم آسیب ندیده ایم. نباید یادمان برود؛ حتی همین ها که شاید وارد بازی شیطانی این جنبش شوند، اهالی همین مملکت و دختران پاک همین سرزمینند که شاید بازی خورده اند و فریب؛ شاید کینه ای از رفتاری نابجا بردل داشته اند و حالا می خواهند این گونه تلافی کنند و انتقام بگیرند.- از که؟ از چه؟


شاید همین دخترکان گول خورده، تنها منتظر یک جرقه و بارقه و اشاره، تا دست دلشان را بگیرند و به سوی عاطفه و فطرت و ایمان خاک گرفته شان برگردند. آری؛ نباید هیچکدام از اینها را فراموش کنیم. حواسمان باشد و دوست را از دشمن و غافل را از معاند و فریب خورده را از عمله برنامه ای پیچیده بازشناسیم


اما از اینها که بگذریم؛ جنگ فرهنگی یک واقعیت است. نمی شود انکار و کتمانش کرد یا دست کمش گرفت.


حقیقت این است که این روزها و در ادامه اتفاقی که طی سال های اخیر، خاصه در شبکه های اجتماعی رخ داده است، شاهد یک موج مخرب شیطانی علیه دستاوردهای دینی و مظاهر و شعائر اسلامی هستیم. شاید بشود گفت سبیل این هجوم خصمانه و موج مجازی، پدیده حجاب است. اگر اهل مطالعه تاریخ باشیم به خوبی می فهمیم چرا دشمنان اسلام اینقدر علیه حجاب دشمنی می کنند و چرا موضوع حجاب تا این اندازه برای آنها مهم و حیاتی است.


همانطور که اشاره کردیم واقعیت تاریخی این است که مقابله و مبارزه با حجاب ابداً محدود به دوران اخیر نمی شود و این قصه از سال های دور و در یکی از حساس ترین مواقفش یعنی دوران رضا خان قلدر پهلوی در عرصه حیات اجتماعی ملت ایران وجود داشته است.


همان دورانی که گزمه های رضاخان قلدر، با چکمه و باتوم به دنبال بانوان محجبه می گشتند و با ضرب و شتمی که گاه تا حد شهادت آن عزیزان هم می رسید، آزارشان می دادند.


اما این حرکت وحشیانه و ناجوانمردانه با محکم ترین پاسخ بانوان مسلمان ایرانی روبرو شد و تو دهنی ای که رضاخان از این زنان عفیفه خورد از هیچ کس نخورده بود. بانوانی که جان و آبروی خویش را در این راه نهادند و از سلوک مومنانه شان، مهر بزرگی و جاودانگی بر پهنه تاریخ این ملت مسلمان دریافت کردند.


اما این روزها، زن مسلمان ایرانی و گوهر حجاب اسلامی با هجمه ای عجیب و پیچیده و به اصطلاح «نرم» روبرو شده است. تردیدی نیست که مواجهه رسانه ای با این عملیات روانی دشمن نیاز به فکر و تدبیر و عقلانیت دارد و رفتار های احساسی و شعاری زودگذر، تاثیر این حمله دشمن را بیشتر کرده و در نهایت به بازی کردن در زمین دشمن منتهی می شود.


جای آن دارد که پیروان راستین اسلام ناب و علاقه مندان واقعی نهضت حضرت روح الله(س)، غیرتمندانه و دلسوزانه، با تأمل و متانت و بصیرت با این موقعیت مقابله کنند و عزم فکری و حرکت جهادی خویش را برای مقابله ای روشنگرانه و پیشروانه و نه منفعلانه و سطحی و زودگذر در برابر این هجوم فرهنگی به انجام رسانند.


بی شک در چنین موقعیتی کار فرهنگی اصل است و کار فرهنگی هم دارای پیچیدگی های خاص خود و نیازمند دقت و تأملی درخور برای رسیدن به اهداف آن است. راهکارهای گوناگونی را می شود در این موقعیت سنجید و به کار بست و از همه ظرفیت های فرهنگی و فضای رسانه ای در کشور نیز می توان بهره جست. نباید میدان را به حریف واگذار کرد همانطور که نباید در زمین دشمن و با چینشی که او می خواهد و تدبیر کرده به بازی گرفته شد.


اینک بایسته است گوهر حجاب و دستاوردهای بانوان مسلمان که با حفظ عفاف و متانت و دیانت خویش، قله های علم و معنویت و پیشرفت را فتح کرده اند، بیش از پیش به نمایش گذاشته شود. و یا در همین فضاهای مجازی جنبش نرم «آری به حجاب» راه اندازی شود و با حضور جدی و همه جانبه و یکپارچه امت حزب الله، این دسیسه شیطانی دشمنان دین، خنثی گردد. و هزار و یک کار دیگر که اگر دقیق و عمیق بیاندیشیم، می توانیم به دستاوردهای خوبی نائل آییم.


مثلا در همین نمایشگاه کتاب اخیر؛ این ایده که با گل از بانوان محجبه پذیرایی شود و حجاب و عفاف آنها پاس داشته شود، ایده ای ارزشمند بود که نتایج بسیار خوبی را هم در پی داشت و به هر چه معنوی تر شدن فضای نمایشگاه یک گام نزدیک تر شد.


ما هزاران بانوی محجبه دانشجو و طلبه داریم که مراتب کمال علمی و معنوی را طی کرده و به مراتب والای معرفتی دست یافته اند.


ما هزاران مادر شهید، خواهر شهید، همسر شهید، خانواده آزادگان و بانوانی که از همسران جانباز و شیمیایی خویش سال هاست مراقبت و مواظبت می کنند و چنین مجاهدتی را به انجام می رسانند داریم؛ اینها همه الگو و اسوه اند.


ما اگر چنین گوهرهای شب افروز و گنجینه های انسانی جامعه اسلامی خویش را معرفی کنیم و به آنها بیش از پیش ببالیم، می توانیم نه از موضع تدافعی، بلکه از موضع تهاجمی در فضای جهانی حضور داشته باشیم و به دفع هجوم های فرهنگی دشمنان دین خدا نایل آییم.


آیا براستی عمال استکبار جهانی و پیاده نظام جریان منحط غربی، می خواهند با خیمه شب بازی «نه به حجاب»شان در برابر کوه مقاومت و عفاف و متانت و دیانت زن ایرانی مسلمان بایستند؟!


اگر آن روز بانوی مسلمان با حجاب خویش، رضاخان قلدر قداره بند را به خاک سیاه نشاند، امروز هم لشکر مومنان راه خدا و بانوان عفیفه و متفکر و پیشرفته ایرانی، پاسخ محکمی به دسیسه های شیطانی سیاهی لشکر غرب را خواهد داد!


حالا می توان نقطه اتصال موضوع و مقوله اول را با مسئله دوم درک کرد و حساسیت بالا و حیاتی «نیازمندی به اتاق فکر»ی که در ابتدای این نوشتار بدان اشاره کردیم و فقدانش را یادآور شدیم مطمح نظر قرار داد.


نگارنده معتقد است مقوله چهارشنبه های سفید ارتباط پیچیده و قابل اعتنا و تأمل برانگیزی با محصولات سینمایی و تلویزیونی ما دارد که مستقیم یا غیرمستقیم و سلبی یا ایجابی به مقوله حجاب، عفاف، چادر و چیزهایی دیگری از این دست ورود می کنند.


یادمان باشد چهارشنبه های سفید تنها در جامعه ای جواب می دهد که پیش از آن، زمینه های فکری و تربیت بصری و کلیشه های رایج تصویری در جهت زیر سوال بردن حجاب و به خصوص چادر به عنوان حجاب برتر با آن عقبه تاریخی افتخارآمیز، به همت برنامه سازان و تولیدکنندگان آثار پرمخاطب، عمل کرده باشد!!


منبع: بصیرت

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

از عراق صدام تا عراق شهید حکیم

[ad_1]


صدای شیعه: عراق دوران صدام اما عراق دیکتاتوری، وابستگی، عراق بی‌توجه به اراده‌ی ملت بود. عراق پس از آن نیز که مورد خواست آمریکا بود، قرار بود همان عراق دوران صدام اما با ظاهری مدرن و بزک‌کرده باشد. بررسی تحولات پس از سرنگونی صدام در موضوع گماشتن حاکمان آمریکایی بر یک ملت مسلمان، وتوی نظر رهبران سیاسی جامعه، دخالت در انتخابات و تلاش برای اعمال نظر در نگارش قانون اساسی و امور نظامی این کشور از جمله رهاوردهای حضور آمریکا بود. اما روند تحولات آتی در عراق نشان داد، آمریکایی‌ها برای تحقق آنچه به دنبال آن‌اند با موانعی جدی روبرو هستند. آگاهی و هوشیاری مرجعیت دینی، تعهد جریان‌های مسلمان مسؤول و متعهد و ایستادگی و مقاومت مردم، مجموعه عواملی بود که عراق پس از صدام را به عراق شهید حکیم تبدیل کرد.

* مخالفت آمریکا با برگزاری انتخابات در عراق

سال‌های طولانی جهاد فرهنگی و نظامی علیه رژیم دیکتاتوری، پرورش نسلی از افراد مجاهد منشاء اثر، وابسته نبودن به هیچ‌کدام از بلوک‌های سیاسی و فکری وقت، اهتمام به معیار اسلام اصیل که در شخصیت سیاسی و فقاهتی شهید حکیم متجلی شده بود، او را به‌عنوان معیاری برای عراق پس از صدام، و عراق غیرمطلوب برای آمریکایی‌ها تبدیل کرد و از همین روست که رهبر انقلاب، خط فکری این شهید و کسانی‌که به آن اعتقاد دارند را معیار شناخت دوران پس از دیکتاتوری صدام معرفی می‌کند.

همین ویژگی باعث می‌شود تا مرجعیت و جریان‌های مسلمان متعهد در عراق، با هوشیاری نسبت به اهداف بلندمدت آمریکایی‌ها در تدوین قانون اساسی جدید عراق، و تبعیت و حضور در صحنه‌ی مردم، قانون اساسی این کشور را با دستان منتخبان ملت به نگارش در بیاورند. سیدابراهیم جعفری، وزیر امورخارجه‌ی عراق، در همان بحبوحه‌ی کشمکش برای تدوین قانون اساسی، درباره دیدگاه مرجعیت عالی نجف، با نقل موضع ایشان گفته بود: «دیدگاه و نظر آیت‌الله سیستانی، از همان روز اول روشن و صریح بود. وی خواستار تدوین قانون اساسی دائمی از سوی منتخبان ملت عراق است نه از سوی بیگانگان، ثانیا ایشان تأکید دارند که دست‌اندرکاران قانون اساسی باید منتخب ملت بوده و مشروعیت داشته باشند و ما نیز با این مسأله موافق هستیم». سیدعبدالعزیر حکیم، رئیس فقید مجلس اعلای اسلامی عراق نیز با پشتیبانی از دیدگاه آیت‌الله العظمی سیستانی، بر همین موضوع تأکید کرده و گفته بود: «مبداء توافق‌های ما در گذشته، مشارکت تمامی احزاب و اقشار مردم عراق، در انتخاباتِ تدوین قانون اساسی و مسئولیت‌های اجرایی دولت بود

نخستین انتخابات عراق نیز که در سایه‌ی حضور اشغالگران برگزار شد، انعکاس اراده‌ی ملت و رهبران دینی و سیاسی بود. در مقابل، غرب و آمریکا که برگزاری انتخابات در آن شرایط توسط دولت نوپای عراق را ناممکن می‌دیدند برای تعویق آن تلاش فراوانی به کار بستند. آمریکا با همکاری عناصر عراقی نزدیک به خود، تلاش زیادی را برای به تعویق انداختن انتخابات پارلمانی در عراق به کار بست. رسانه‌های عربی، آن زمان به نقل از منابع اروپایی درباره‌ی تصمیم سری آمریکا برای به تعویق انداختن این انتخابات خبرهایی را منتشر کرده بودند. هم‌زمان نیز برخی از افراد نزدیک به آمریکا خواستار تأخیر در برگزاری انتخابات شده بودند اما اراده‌ی مرجعیت و اعتماد جریان‌های سیاسی و مردمی به این اراده، منجر به برگزاری نخستین انتخابات موفقیت‌آمیز در تاریخ عراق و ناکامی آمریکا شد.

* ناکام ماندن پروژه‌ی تجزیه‌ی عراق

پس از آن، خروج اشغالگران آمریکایی و هم‌پیمانان آن، علی‌رغم هزینه‌کردهای بسیار بالای سیاسی و نظامی از عراق، آن هم در مدتی نسبتا کوتاه، نتیجه‌ی مقاومت سیاسی و نظامی همه‌ی جریان‌های سیاسی و دینی این کشور و بی‌اعتمادی به سیاست‌ها و اهداف نیروهای به‌اصطلاح رهایی‌بخش آمریکایی و غربی بود. هرچند که در این میان، باز هم نقش مرجعیت دینی و حمایت جریان‌های سیاسی مسلمان در اصرار بر خروج اشغالگران آمریکایی، از دید خود آمریکایی‌ها نقش اصلی در عقب‌نشینی از عراق را داشته است. روزنامه‌ی آمریکایی The National با اشاره به شکست‌های نظامی آمریکا در عراق، آیت‌الله سیستانی را باعث اجبار آمریکایی‌ها برای عقب‌نشینی از خاک عراق معرفی کرده بود. این روزنامه در ادامه‌ی گزارش خود با اشاره به ارتباط نزدیک مراجع دینی با مردم تأکید کرده که نظر مخالف و مستحکم آیت‌الله سیستانی در زمینه‌ی رد حضور بیگانگان در خاک عراق، اصلی‌ترین عامل در تحقق عقب‌نشینی نظامیان آمریکایی بود.

اقدامات متعدد آمریکا که بخش عمده‌ی آن در قالب پروژه‌ی تجزیه‌ی عراق بود و به دفعات از زبان مسئولان وقت آمریکایی، چه در دوران اشغال و چه پس از پایان اشغال بیان می‌شد، نشان می‌داد که آمریکایی‌ها با علم به جایگاه و نقش مؤثر و مهم عراق در جهان اسلام، برنامه‌های جدی برای تضعیف این کشور از طریق تحریک برخی مهره‌های وابسته به خود و عناصر نفوذی دارند. جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور سابق آمریکا که مهندس جدید طرح تقسیم عراق است، بارها با اظهارات مداخله‌جویانه‌ی خود، تقسیم عراق را راه‌حل پایان مشکلات آن معرفی کرده بود. مجله‌ی آمریکایی تایم در سال 2013 نیز گزارشی مفصل از طرح تقسیم عراق توسط آمریکا منتشر کرده و در آن نوشته بود: «عراق به 3 کشور تقسیم می‌شود که یکی از آنها در شمال و کردستان عراق ایجاد می‌‌شود. دولت دوم مخصوص اهل تسنن است که در مجاورت سوریه شکل می‌گیرد و دولت سوم نیز متعلق به شیعیان است که در جنوب عراق بر پا می‌‌شود و بخش ‌های وسیعی از این کشور را شامل می‌‌شود

* حرکت به سمت عراق شهید حکیم

اما مقاومت 14ساله‌ی مردم عراق، از سرنگونی صدام تاکنون در برابر این خواسته‌ی آمریکا، و تأکید جریان‌ها و احزاب مسلمان و متعهد عراقی بر ضرورت یکپارچگی و وحدت عراق، آمریکا را در تحقق این خواسته‌ی مهم ناکام گذاشته است. از آن سو، فتوای تاریخی مرجعیت برای جهاد و ایستادگی علیه تروریست‌های تکفیری مورد حمایت بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای و عزیمت صدها هزار جوان عراقی به میدان‌های جهاد را باید علاوه بر تأثیر دین و معنویت و جایگاه مورد احترام مرجعیت در میان مردم، نتیجه‌ی تلاش‌های مجاهدت‌گونه‌ی نسلی از رهبران متعهد عراق همچون آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر و شهید سید محمدباقر حکیم دانست. فتوای بی‌نظیر آیت‌الله سیستانی، علاوه بر نشان دادن اثرگذاری مرجعیت و حوزه و در صحنه بودن این نهاد مهم که منجر به آزادی موصل و تعداد زیادی از مناطق عراق شد، عملا باعث تأسیس بسیج مردمی (الحشد الشعبی) به‌عنوان تشکیلاتی عقیدتی- نظامی شد. تشکیلاتی که علاوه بر ایفای نقش جدی در روحیه دادن به سایر قوای مسلح عراق و مردم مبهوت و حیرت‌زده از اشغال کشور، بنیان جبهه‌ی مقاومت در منطقه را قوام و استحکام بخشید. علاوه بر اینکه در ساحت داخلی نیز تمرکز همه‌ی قوای تکفیری و حامیان آن پس از تصرف موصل، بر اشغال بغداد و سرنگونی همه‌ی ساختار سیاسی عراق و نابودی همه‌ی دستاوردهای ملت عراق در یک دهه پس از صدام خلاصه بود.

اما تلاش مخلصانه و مجاهدانه بسیج مردمی، وحدت سیاسی مناسب و بی‌سابقه‌ای که پس از ورود داعش به عراق و تصرف موصل به‌وجود آمده بود و کمک‌های ارزشمند و راهبردی جمهوری اسلامی ایران به ملت، دولت، و بدنه‌ی قوای مسلح عراق، که به فرمایش رهبر انقلاب بر اساس وظیفه‌ی دینی صورت پذیرفت، هم‌زمان با سنگ‌اندازی ائتلاف به‌اصطلاح بین‌المللی مبارزه با تروریسم، نه‌تنها خطر بزرگ سقوط بغداد و حاکمیت سیاسی عراق و همسایگی کشورهای منطقه با رژیمی تکفیری و سفاک را از سر ملت دور کرد، بلکه با دور کردن خطر امنیتی و نظامی از پایتخت، عملا تروریست‌ها را تا آن سوی مرزهای سوریه زمین‌گیر و زمینه‌های الصاق جبهه‌ی مقاومت در عراق و سوریه را فراهم کرد. در حالی‌که در نخستین ماه‌های اشغال موصل توسط داعش، ژنرال ریموند اودرنو، رئیس ستاد مشترک آمریکا از دوره‌ی زمانی 10 تا 20 ساله برای نابودی داعش، براساس پیش‌بینی کاخ سفید سخن می‌گفت، ملت عراق با تکیه بر خودباوری و نصرت الهی، این پیروزی بزرگ را محقق کردند.

باری، عراق شهید حکیم، در یک کلام عراق ناکامی آمریکا است. عراقی که فرزندان آن، با اعتنا به هویت ملی و دینی خود، خودباوری، بی‌اعتمادی به بازیگرانی که روزی حامی دیکتاتور بوده‌اند و روزی دیگر دشمن او، به دنبال احیای نقش مهم اسلامی، تاریخی و تمدنی خود در کنار دیگر همسایگان خود در منطقه است. توجه دادن رهبر انقلاب به موضوع ضرورت بی‌اعتمادی به آمریکا در دیدار نخست‌وزیر عراق، اهمیت سخن ایشان را در روزهای سخت این‌چنینی ملت عراق به خوبی روشن می‌کند: «آمریکایی‌ها به‌شدت غدار و پیمان‌شکن هستند. به گونه‌ای که حتی با هم‌پیمانان نزدیک خود در منطقه، دوستی حقیقی ندارند. بنابراین به هیچ‌یک از وعده‌های آنان نمی‌توان و نباید اعتماد کرد.


منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای


انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

سرلشکر باقری قدرت موشکی ایران دفاعی است و قابل معامله نیست

[ad_1]


صدای شیعه به نقل از سپاه نیوز: سردار سرلشکر پاسدار محمد باقری در همایش فرماندهان نیروی زمینی سپاه که در مشهد مقدس برگزار شد، با ارائه تحلیلی از وضعیت و شرایط منطقه و جهان افزود: با گذشت قریب به 4 دهه از پیروزی انقلاب و حدود سه دهه از پایان دفاع مقدس؛ با وجود تداوم تهدیدهای متعدد جبهه دشمن و تشدید سرمایه گذاری ضد ایرانی ، اذناب منطقه ای امریکا و رژیم صهیونیستی ؛ جمهوری اسلامی ایران در اوج عزت ، اقتدار و عظمت است و به راه نورانی و الهام بخش خود ادامه می دهد .


سرلشکر باقری گفت : پیدایش تهدیدهای نوین امنیتی که با طراحی و تلاش قدرت های استکباری و مرتجعین منطقه و غفلت و بی توجهی برخی همسایگان ،  جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است و کشاندن تهدید به داخل ایران را دنبال می کند، لزوم هوشمندی و آمادگی بیشتر برای مقابله و خنثی سازی آنها را مورد تاکید حوزه دفاعی و امنیتی قرار می دهد.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران امروز قوی تر و موفق تر از همیشه ، توان آمادگی و دفاعی خود را برای مقابله با تهدیدها حفظ و ارتقا بخشیده است تصریح کرد : جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر راهبرد ظرفیت سازی پیش رونده و متراکم دفاعی توانسته است، با دفاع جانانه از مرزهای کشور و جانفشانی مدافعان حرم و کمک به کشورهای محور مقاومت در مقابله با تروریست های تکفیری؛ صحنه نبرد را به مناطق دور دست منتقل کند و امنیت مثال زدنی را برای مردم خود به ارمغان بیاورد .


سرلشکر باقری اقتدار و امنیت ممتاز امروز کشور را تجلی اراده الهی و  عنایت ائمه اطهار به ملت ایران و ثمره خون شهدا دانست و افزود : این یک واقعیت مسلم و انکار ناپذیر است که اگر رهبری حکیمانه و دور اندیشانه مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا و مجاهدت بی نظیر رزمندگان و فرماندهان نیروهای مسلح و همراهی و وحدت ملت شریف ایران نبود ، امروز شاهد وضعیت متفاوتی در کشور بودیم.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به وضعیت منطقه جنوب غرب آسیا خاطرنشان کرد : این منطقه محور تحولات جهان است و به دلیل دخالت قدرت های استکباری ، شیطنت صهیونیست ها و حماقت و خیانت سران برخی حکومت های غیر مردمی و جائر منطقه امروز با حوادث و توطئه های جدید نیز روبرو شده است که نباید نسبت به این موضوع ساده اندیشی و سهل انگاری کرد.


وی افزود: اینکه در بخشی از سرزمین عراق، با شکست داعش و تروریست های تکفیری پس از سه سال جنگ و آوارگی مردم عزیز و تقدیم شهدای فراوان و موفقیت ملت و مرجعیت  دینی و  پیروزی ارتش و نیروهای بسیج مردمی این کشور؛ بی درنگ سخن از همه پرسی در کردستان عراق و جداسازی بخشی از پیکره عراق زده می شود ؛ امری عادی به نظر نمی رسد.


سرلشکر باقری طرح موضوع  برگزاری همه پرسی در کردستان عراق را سرآغازی بر پدید آمدن مشکلات و چالش های جدید در این منطقه دانست و تاکید کرد : این موضوع به هیچ وجه قابل پذیرش  همسایگان عراق نبوده و حفظ استقلال و یکپارچگی عراق به نفع تمام اقوام ، مذاهب و بخش های مختلف این سرزمین است.  


عضو شورای عالی امنیت ملی با اشاره به بروز اختلاف و تنش بین برخی کشورهای منطقه و ایجاد صف بندی و جبهه بندی های جدید میان کشورهای عربی گفت : توصیه جمهوری اسلامی ایران چه برای عراق و چه برخی اختلافات دیگر در حاشیه خلیج فارس مفاهمه و گفتگو در فضایی به دور از خشونت و دودستگی است.


وی تاکید کرد : منطقه کشش جنگ ها و تنش های دیگر را ندارد و قطعا بروز هر درگیری جدید پای بدخواهان و متجاوزان را به منطقه خواهد کشاند و این در حالی است که کشورهای منطقه خود به خوبی ظرفیت لازم برای حل معضلات و اختلافات را دارا هستند و نیاز به دخالت قدرت های سلطه گر فرامنطقه ای ندارند.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تهدیدها و سخنان اخیر مقامات نظامی امریکایی که با دخالت آشکار در امور داخلی کشورمان  از ضرورت تغییر نظام در ایران سخن گفته اند تصریح کرد : بحمدالله ملت ایران که متحد و یکپارچه در سایه امنیت مثال زدنی،  انتخاباتی با شور و عظمت را برگزار کرد در یک امنیت ، در یک نظام مردم سالار بر تصمیم خود در دفاع از انقلاب  و جمهوری اسلامی ایران محکم ایستاده است و اجازه دخالت در سرنوشت و امنیت کشورمان را به دیگران نمی دهد. 


سرلشکر باقری تاکید کرد : مقامات آمریکایی قدری عاقلانه تر ، سنجیده تر و پخته تر نسبت به دیگر کشورها آنهم کشور مقتدری مانند ایران که با سربلندی و صلابت برابر تمامی توطئه ها ایستادگی کرده صحبت کنند و بیش از این با آبروی نداشته خود بازی نکنند.


عضو شورای عالی امنیت ملی ،طرح در دست اقدام مجامع قانونی آمریکا برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران و به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در زمره محاسبات غلط آمریکایی ها نسبت به جمهوری اسلامی محسوب کرد و یادآور شد: ملت ایران همواره در برابر نظام سلطه و استکبار به ویژه آمریکا ایستادگی کرده و روز به روز مقاومتر شده است ؛ لذا تحریم های بعدی نیز به فرصتی برای رشد و بالندگی و خود اتکایی و توجه به ظرفیت های بومی و درونی کشور بدل خواهد شد.


وی تصریح کرد: همردیف شمردن سپاه با گروه های تروریستی و جاری کردن تحریم های مشابه آنان برای سپاه ریسک بزرگی برای آمریکا و پایگاه ها و نیروهای مستقر آنها در منطقه است.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به توصیه مجامع قانونگذاری آمریکا برای در نظر گرفتن احتیاط و عمق بیشتر نسبت به تصمیم گیری در خصوص اعمال تحریم های جدید علیه ایران تاکید کرد: قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران دفاعی است و هرگز قابل معامله و مذاکره در هیچ سطحی نیست.


سرلشکر باقری در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از نقش نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابله با تهدیدها و برقراری امنیت در مناطق مرزی گفت: در شرایطی که کشور با تهدیدات فرامنطقه ای،  جنگ های نیابتی منطقه ای و کوتاهی برخی همسایگان در کنترل وضعیت امنیتی مرزهای مشترک مواجه است ؛ نیروی زمینی نقش ممتازی را عهده دار شده است و با استقبال از ماموریت ها، درکمال شجاعت ، ابداع و ابتکار و خلاقیت،  مجاهدانه نقش بی بدیلی را در برقراری امنیت در شمال غرب و جنوب شرق و شمال شرق و جنوب غرب کشور ایفا کرده است.


وی تصریح کرد: نیروی زمینی سپاه که با دفاع مقدس متولد شده و بلوغ یافته، به فضل الهی در دوره فرماندهی سردار پاکپور توانسته است با تجربه بالا و سخت کوشی کم نظیر، امنیت مناطق مورد طمع و تهدید را در سطح سایر مناطق کشور تامین کند.


رییس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به فعالیت های بهداشتی؛ درمانی و مردم یاری و محرومیت زدایی نیروی زمینی سپاه که توام با پرداختن به ماموریت های امنیتی در مناطق مرزی در دستور کار این نیرو قرار دارد خاطرنشان کرد : جای جای مناطق مرزی و محل استقرار نیروی زمینی سپاه شاهد همت جهادی و انقلابی یگان های این نیرو در راه اندازی بیمارستان های صحرایی مجهز و در تراز بیمارستان های شهری برای خدمت رسانی و درمان رایگان مردم محروم و نیازمند است؛ به گونه ای که هزاران عمل جراحی را در این بیمارستان ها برای معالجه انجام داده است.


وی افزود: کمک به ساخت مسکن روستایی؛ راه های روستایی ، محرومیت زدایی ، اشتغال زایی و دیگر ابعاد خدمت رسانی به مردم نشان از ایمان و اراده این نیرو برای مجاهدت در این عرصه دارد.


سرلشکر باقری اقدامات قابل تحسین نیروی زمینی سپاه را بخش اندکی از نقش آفرینی های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در امر توجه به سازندگی، عمران و آبادانی کشور دانست و تاکید کرد : سپاه در کنار نقش آفرینی در حوزه دفاعی و امنیتی کشور در عرصه سازندگی ، محرومیت زدایی و مردم یاری تاثیرات راهبردی داشته است و نقش بی بدیلی با اتکا به توانمندی های بومی و ایرانی ایفا کرده است.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در پایان با اشاره به رضایت فرمانده معظم کل قوا از نیروی زمینی سپاه و فرمانده مقتدر و رزمندگان مخلص آن، با تاکید بر مجاهدت خستگی ناپذیر برای پاسخ به انتظارات و انجام سخت ترین ماموریت های امنیتی در مناطق راهبردی مرزی کشور تصریح کرد: آمادگی برای پیش کنشگری برابر عوامل تهدید، از جمله مهمترین انتظارات فراروی نیروی زمینی سپاه است که به مدد هوشمندی ، هوشیاری و توانمندی های سرشار، وضعیت اطمینان بخشی را نوید می دهد.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

چرا داخل خودرو حریم خصوصی نیست؟

[ad_1]


صدای شیعه: اخیرا برخی جریانها بحث حریم شخصی خودرو را مطرح کردند و با انتشار استفتایی از مراجع تقلید می‌خواستند  این مطلب را القا کنند که  داخل خودرو حریم خصوصی است و طبیعتا نیروی انتظامی نباید وارد این حوزه شود. همچنین امر به معروف و نهی از منکر نیز در این مورد نباید صورت بگیرد؛ چون حریم خصوصی است و کسی نباید دخالت کند.


با اندکی تأمل به این نتیجه خواهیم رسید که چگونه برخی مغالطه می‌کنند و می‌خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و استفتاء از مراجع تقلید را دستاویزی برای  اهداف ناشایست خود قرار دهند. این‌ها با این کار عملا نیروی انتظامی را در مقابل مراجع قرار دادند؛ چرا که قائل است داخل خودرو حریم خصوصی نیست.


قوه قضائیه هم موضعش را بیان کرد که آن قسمتی از خودرو  که قابل رؤیت است، حریم خصوصی نیست ولی قسمتهایی که قابل مشاهده نیست حریم خصوصی به شمار می‌رود.  


این مطلب از بدیهیات است که قسمتهایی از خودرو  که در دید همگان است حریم خصوصی نیست. همچنانکه از عنوان حریم خصوصی مشخص است؛ یعنی چیزی که خصوصی است و عمومیت ندارد؛ ولی کدام عقل سلیمی می‌پذیرد آن قسمتی از اتومبیل که به راحتی قابل مشاهده است حریم خصوصی باشد. بله، قسمتهایی که معمولا مخفی است مثل  داخل داشبورد و صندوق عقب جنبه خصوصی دارد و سرک کشیدن در آن بدون اذن مالک، شرعا و عرفا درست نیست؛ مگر در شرایطی خاص که با حکم قضایی آن را تفتیش کنند.


یکی از اهداف شومی که در این رابطه قصد شده آزادی  بی حجابی در اتومبیل  است و به این واسطه توقع دارند که در اتومبیل بی حجاب باشند و کسی هم متعرض آن‌ها نشود!


استفتایی  که از مراجع تقلید شده است صراحتا یا تلویحا نکات مذکور را در بر دارد. آیت الله مکارم نیز در روزهای اخیر، صراحتا در این مورد مطالبی را بیان کردند که دیگر جای هیچ شبهه‌ای باقی نمی‌ماند.


 


پاسخ برخی مراجع به نقل از خبرگزاری ایسنا به این شرح است:


آیت‌الله شبیری زنجانی در این رابطه می‌گوید خودروی شخصی نیز احکام ملک را دارد، بنابراین هرگونه تصرف و تفتیش آن بدون اجازه مالک، فی حدنفسه جایز نیست. البته اگر مصلحت اهمی مانند جلوگیری از حمل و نقل اسلحه متوقف بر تفتیش باشد، تفتیش آن طبق نظر حاکم شرع بلامانع است.لازم به ذکر است که وسیله نقلیه، از لحاظ جواز نظر به داخل آن، نحوه پوشش سرنشینان و… ممکن است در برخی از صور دارای احکام خاصی باشد.


آیت‌الله مکارم شیرازی در این‌باره نظر خود را مطرح و اظهار کرده است: «داخل خودرو جزو حریم شخصی است و دیگری حق ندارد به آن تجاوز کند، ولی جهات شرعی مانند حجاب و امثال آن باید در داخل اتومبیل رعایت شود.»


آیت الله مکارم در پاسخ نامه‌ای(منتشر شده در سرویس سیاسی رسا) در این باره بیان کرد:


با عرض سلام؛ آنچه که قبلاً عرض کرده‌ام مربوط به سرقت از خودروها بوده؛ یعنی اگر در خودرو قفل باشد و کسی شیشۀ آن را بشکند و چیزی از درون آن سرقت کند حکم سرقت از «حرز» (حریم خصوصی) دارد و احکام سارقان از منازل مسکونی بر آن جاری می شود (این مربوط به سرقت است). ولی اگر کسی در خودرو بنشیند و در آن را ببندد و در داخل آن بی حجاب یا نیمه عریان باشد و خودرو نیز دارای شیشه های شفاف باشد و مثلا مشغول استعمال مواد مخدر و یا شرب خمر گردد، آن هم در ملأ عام، به یقین حریم خصوصی محسوب نمی شود، درست مانند کسی است که یک خانه‌ای شیشه‌ای در سر چهارراه بسازد و در آن مشغول انواع کارهای خلاف شود و بگوید اینجا حریم خصوصی است و کسی مزاحم من نگردد. اهل عرف آن را حریم خصوصی نمی‌شمارند و او را از مجازات معاف نمی‌کنند. این دو مسأله شرعاً با هم کاملا متفاوت است.


همچنین ایشان در دیدار فرمانده نیروی انتظامی قم( به نقل از خبرگزاری حوزه) گفتند: در این بین مسایل دیگری نیز مطرح شده است که از جمله آنها میتوان به مساله خصوصی بودن حریم ماشین اشاره کرد؛ از نظر فقهی روشن است که اگر چیزی آشکار و عیان باشد فضای خصوصی نیست؛ اگر کسی وسط چهارراه خانه شیشه‌ای بسازد و در آن خانه بنشیند و همه مردم کارها  او را ببینند آیا فضای خصوصی می‌شود؟! فضای خصوصی به معنای فضای دربسته و دور از چشم است نه این که فضای آشکار را حریم خصوصی بگویند؛ نمی شود که اگر شیشه پایین باشد فضای خصوصی محسوب نشود و شیشه را بالا بکشند فضا خصوصی شود، این از نظر فقهی پذیرفته نیست، فضای خصوصی جایی است که محفوظ بوده و از دید مردم بیرون باشد و اگر در دید مردم باشد فضای خصوصی محسوب نمی شود.


معظم له بیان کردند: کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند مسأله را به خوبی می‌دانند؛ اما غرض هایی دارند و می خواهند قبح این مسائل را بشکنند و حریم خصوصی بهانه است، باید هوشیار باشیم تا بدون این که متهم به خشونت کنند از راه های صحیح و قانونی محدود کنیم تا قبح زشتی ها شکسته نشود؛ انجام یک گناه توسط تنها یک گناه به شمار می‌رود و گناه آشکار دو گناه محسوب می‌شود، معصیت آشکار افزون بر گناه بودن، قبح گناه را هم می‌شکند؛ از این رو گناه دیگری محسوب می شود.


 نصرالله پژمانفر (نماینده مجلس)  نیز به نقل از فرهنگ نیوز گفت: قانون (تبصره ماده 5 قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر) در این مورد صراحت دارد که داخل ماشین حریم خصوصی نیست.


منبع: رسا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

شهدای ایرانی مقاومت عراق چه کسانی بودند؟

[ad_1]


صدای شیعه: در روزهایی که سخن از آزادی کامل موصل و پاکسازی عراق از عناصر تروریستی و تکفیری‌ها در صدر اخبار جهان قرار گرفته است، بار دیگر رشادت‌ها و جانفشانی‌های رزمندگان مقاومت که در صحنه جهاد با دشمنان اسلام در جبهه‌ها حاضر شدند و با خون خود مانع پیشروی تروریست‌ها شدند، مرور می‌شود. شهدا، جانبازان و رزمندگانی که با شجاعت در صحنه مبارزه خوش درخشیدند و رؤیای خوش تصرف عراق را برای تکفیری‌ها به کابوس مرگ تبدیل کردند.


سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم چهلمین روز شهادت سردار شعبان نصیری نیز با بیان پیروزی گروه‌های مقاومت در عراق و با اشاره به حضور فعال سرداران با تجربه ایرانی در کنار ملت عراق گفت: تقدیر الهی این بود که اولین سردار شهید جمهوری اسلامی ایران در خدمت به مردم عراق و برای حمایت از مردم عزیزی که سال‌های طولانی مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند و امروز درگیری فتنه‌ای خطرناک‌تر از بعث و بلایی بزرگ و سهمگین که قابل مقایسه با تهدیدات بشریت تا به امروز نبوده و وحدت عراق و امنیت جهان را با خطر مواجه کرد، شهید تقوی باشد. شهید تقوی آشنای مردم عراق بود و در دوران غربت مجاهدان عراقی آنها را حمایت کرد. شهادت شهید تقوی بیش از آنکه مردم ما را عزادار کند، مردم عراق را عزادار کرد.


فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه در این روزها که در آستانه پیروزی بزرگ مردم عراق هستیم، سرداری با همان خصوصیات و نام‌آوری به شهادت رسیده، خاطرنشان کرد: شهید نصیری که از خدمتگذاران مجاهدان عراقی بود و بیش از 30 سال آنان را در شرایطی سخت همراهی کرد، از موسسان شجره طیبه سپاه بدر بود که مملو از شهدای بزرگی است که تحت زعامت علمای عراق، خدمات بزرگی انجام داد. شهید نصیری در تاسیس سپاه بدر تا زمان شهادتش همراه بود و انسان باید این‌گونه درس وفاداری را یاد بگیرد.


او ادامه داد: در این روزها که در آستانه پیروزی بزرگ مردم عراق هستیم، سرداری با همان خصوصیات و نام‌آوری همچون شهید تقوی به شهادت رسیده است؛ شهید نصیری که از خدمتگزاران مجاهدان عراقی بود و بیش از 30 سال آنان را در شرایطی سخت همراهی کرد، از مؤسسان شجره طیبه سپاه بدر بود که مملو از شهدای بزرگی است که تحت زعامت علمای عراق، خدمات بزرگی انجام داد. شهید نصیری در تأسیس سپاه بدر تا زمان شهادتش همراه بود و انسان باید این‌گونه درس وفاداری را یاد بگیرد.


تلاش‌های بزرگ جریان مقاومت در عراق که طی چند دهه در این کشور سازماندهی شدند، و اتحاد این نیروها پیروزی بزرگ موصل را به همراه داشت. پیروزی که سرداران مقاومت جمهوری اسلامی نیز وزن سنگینی را در آن ایفا کرده‌اند. در ادامه معرفی چند تن از مهمترین شهدای مقاومت ایرانی که طی  4 سال گذشته یعنی در سال‌های اوج درگیری مردم عراق با تروریست‌های تکفیری، در شکل‌گیری، آموزش و پیشروی جریانات مقاومت در میان مردم عراق نقش اثرگذاری داشتند و در این مسیر نیز به شهدای مدافع حرم اهل بیت(ع) و خط مقاومت اسلامی پیوسته‌اند، مرور می‌شود:


 


سردار شعبان نصیری:


سردار شعبان نصیری یکی از مستشاران زبده نظامی ایران در عراق بود. او کادرسازی در میان رزمندگان عراقی، فرماندهی ستاد در سپاه بدر متشکل از مبارزان عراقی و حضور مستشاری در عملیات‌های حشد الشعبی در عراق را در کارنامه جهادگرانه خود دارد. شهید نصیری در روز جمعه 5 خرداد ماه 96 مصادف با شب اول ماه مبارک رمضان در عملیات آزادسازی غرب موصل توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. شعبان نصیری از اهالی شهرستان کرج در استان البرز پس از نزدیک به 38 سال مجاهدت در میادین جبهه‌های جنگ تحمیلی و عرصه دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در عراق سرانجام به یاران شهیدش پیوست. او از جانبازان 8 سال دفاع مقدس هم بود و در دفاع از حرم اهل بیت(ع) دچار مجروحیت شده بود که پس از اندکی مداوا مجدداً وارد عراق شد و در دفاع از حریم امامان معصوم(ع) در عراق به شهادت رسید. از وی دو فرزند پسر و یک دختر به یادگار مانده است.


شهید نصیری از همان ابتدای تشکیل سپاه در سال 58 وارد سپاه شد و نیروی زمینی را برای محل خدمتش انتخاب کرد و با شروع جنگ هم در رده‌های مختلف از جمله فرمانده دسته، فرمانده گردان، فرماندهی تیپ و… انجام مأموریت کرد. با گذراندن دوره فرماندهی و ستاد سپاه و ارتش به‌طور مشترک فعالیت آکادمیک در جنگ را هم شروع کرد و بعد از آن باز هم در نیروی زمینی فعال بود. در دوران هشت سال دفاع مقدس زمانی که تصمیم گرفته شد اسرای عراقی که مخالف سیاست‌های صدام بودند یک سازمان رزمی را در ایران تشکیل دهند، اسرای شیعه و سنی ساماندهی شدند و تحت عنوان لشکر بدر مشغول فعالیت شدند. زمانی که سردار نقدی به‌عنوان فرمانده این لشکر انتخاب شد و بعدها با افزایش عده و ادوات به‌عنوان سپاه بدر شناخته شد، شهید نصیری به‌عنوان رئیس ستاد سپاه بدر حکم گرفت و خدمت کرد. در این فعالیت‌ها مسئله کادرسازی دغدغه همیشگی شهید نصیری بود.


در جریانات تروریستی که در عراق و سوریه پیش آمد و خط مقاومت اسلامی به آن سوی مرزها کشیده شد، شهید نصیری جزو اولین نیروهای مستشاری بود که همراه با قاسم سلیمانی و فرماندهان دیگر راهی عراق شد. چون عراق  و نیروهای عراقی را می‌شناخت و با آنها کار کرده بود. ابومهدی به‌عنوان یکی از سران ساماندهی سپاه بدر  و سایر فرماندهان از او دعوت کردند و او تا روزی که شهید شد در این مسیر حضور فعال داشت. نسبت به عراق احساس عِرق داشت و فکر می‌کرد اگر روزی با این بچه‌ها به‌عنوان یگان رزمی در جبهه عملیات می‌کرد، امروز هم کنار حشدالشعبی به‌عنوان یک نیروی مستشاری حتماً باید انجام وظیفه کند. به فرماندهان بدر و حشد الشعبی مشاوره، کمک فکری، کمک آموزشی می‌داد و نیروها را ساماندهی و سازماندهی می‌کرد.


 


سردار شهید حمید تقوی‌فر


شهید تقوی از فرماندهان قرارگاه رمضان در دوران دفاع مقدس بود که پدر و برادر گرانقدر وی نیز در دوران جنگ تحمیلی به فیض عظیم شهادت نائل آمده بودند.او در سال 1337 در اهواز به دنیا آمد و در مدارس ابتدایی و راهنمایی منطقه محروم کوت عبدالله درس خواند. برای ادامه تحصیل به دبیرستان سعدی اهواز رفت و در آنجا بود که با آشنایی با مبارزان انقلابی به فعالیت‌های سیاسی همراه شهید اسماعیل دقایقی، محسن رضایی و علی شمخانی در گروه منصورون پرداخت.


سردار حاج حمید تقوی‌فر از فرماندهان اطلاعات و عملیات در دوران دفاع مقدس بود که پس از حضور تروریست‌های تکفیری در منطقه به عراق رفت و ششم دی‌ماه سال 1393 در منطقه عزیزبلد در سامرا به شهادت رسید. نام «حمید تقوی‌فر» آن‌چنان ناشناخته بود که کمتر کسی چنین اسمی را شنیده بود. این در حالی بود که این فرمانده ارشد یکی از نوابغ اطلاعاتی دوران دفاع مقدس و از فرماندهان کار کشته بود که در عرصه پیکار با دشمنان چندین مرتبه تا مرز شهادت پیش رفت ولی تقدیر الهی به گونه‌ای رقم خورد که او در کشور عراق به درجه شهادت برسد.


 شهید تقوی‌فر سرتیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سازماندهی، آموزش، تشکیل یگان‌های عملیاتی و تشکیل کتائب از مجاهدان عراق در دوران دفاع مقدس بود و در مقابله با داعش که با فتوای آیت‌الله سیستانی صورت گرفت و جوانان شیعه عراقی به سوی جبهه‌ها آمدند نقش بسیار برجسته داشت.همچنین شناخت خوبی میان عراقی‌ها و سردار تقوی حاکم بود و او را مانند فرمانده خود دوست داشتند. سرلشکر قاسم سلیمانی وقتی شنیده بود شهید تقوی به عراق رفته از او دعوت به همکاری کرده و او را فرمانده یکی از محورهای شمال سامرا کرد.


کارگاه‌ها و عملیات انتحاری در کربلا و کاظمین از منطقه «جرف‌الصخر» سازماندهی می‌شد و در عملیات «جرف‌الصخر» جاده کربلا تا بغداد پاکسازی شد، شهید تقوی در کنار نیروهای عراقی در عملیات سعدیه و جلودار «عله» نیروهای داعش حضور داشت و دشمنان را از مرزهای جمهوری اسلامی ایران تا پشت رودخانه دجله به عقب راند. سردار تقوی‌فر پس از این عملیات در منطقه «بند» در جنوب سامرا و شمال بغداد برای عملیات بعدی حاضر شد. او فرمانده شجاع میدانی، نیروی متخصص اطلاعاتی و در سازماندهی نیروی مردمی و عشایر کارشناس خبره بود و هیچ‌کس نمی‌توانست کار او را انجام دهد. در عملیات سامرا خمپاره‌های داعش در حرم امامین عسکریین(ع) می‌آمد و عملیات بند برای پاکسازی این منطقه و بیرون آوردن سامرا از تهاجم نیروهای تکفیری با فرماندهی سردار تقوی صورت گرفت که عملیات بسیار سختی بود و سه روز به طول انجامید تا پاکسازی انجام شد. او  روز شنبه 6 دی ماه سال 93 هدف تک‌تیرانداز تکفیری داعش قرار گرفته و به شهادت رسیده است.


 


شهید مهدی نوروزی


شهید مهدی نوروزی اهل کرمانشاه در تاریخ 20 دی ماه 93 و در دفاع از حرمین عسکریین در سامرا توسط گروهک تروریستی داعش به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید در 24 دی ماه 93 در کرمانشاه تشییع و به خاک سپرده شد. حسین نوروزی، برادر شهید مهدی نوروزی در مورد نحوه شهادت او می‌گوید: «مهدی از یک سال پیش بنابر وظیفه‌ای که داشت برای دفاع از مردم عراق و مقابله با تروریست‌ها به‌عنوان نیروی مستشاری عازم عراق شد که یکی از تیراندازان داعش به‌سمت ایشان شلیک می‌کند؛ شهید تا دقایقی نفس می‌کشیده اما به‌دلیل اینکه ایشان دیر به عقب کشیده می‌شود، به مقام والای شهادت نائل می‌آید. مریم عظیمی همسر این شهید والامقام نیز در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم با اشاره به اینکه همسرش فدایی مقام معظم رهبری بود، می‌گوید: در بهترین لحظات عمرم از زمان عقد تا به آغوش گرفتن تنها فرزندم بنا به خواسته همسرم همواره برای شهادت او دعا می‌کردم. همسرم نسبت به تربیت تنها فرزندم محمدهادی و نگهداری مادرش بسیار سفارش می‌کرد. زندگی 32ماهه ما ثمره یک زندگی 20ساله باکیفیت را داشت.


طی اتفاقاتی که سال 88 در کشور رخ داد، شهید نوروزی به همراه جمعی از دوستان به عنوان سرباز ولایت نقش آفرینی کردند و عده زیادی از فتنه گران را دستگیر کردند. از جمله کارهای مهم شهید نوروزی دستگیری عوامل و پلمپ ستاد انتخاباتی قیطریه که به صورت غیرقانونی مشغول پخش برنامه در اینترنت بودند اشاره کرد. نقش آفرینی بسیار پررنگ و تاثیر گذاری که مهدی نوروزی در فتنه داشت، باعث شد که شبکه‌های بیگانه او را به عنوان حسین منیف اشمر ( برادر سوم محمد و علی منیف اشمر که لبنانی بودند و در مبارزه با اسرائیل به شهادت رسیدند) معرفی کنند و او را مزدور لبنانی خطاب کنند.


مهدی نوروزی چندین مرتبه جهت مبارزه با وهابیت تکفیری به عراق اعزام شد و هنگامی که فرماندهان سپاه قدس نبوغ نظامی و شجاعت کم نظیر او را دیدند، به عنوان فرمانده چند عملیات انتخابش کردند که هیچ کدام با شکست مواجه نشد و در آخر به عنوان فرمانده عملیات ویژه سامرا منصوب شد و در همین مسئولیت در منطقه العوینات در حومه سامرا به فیض شهادت نائل شد.


 


شهید هادی ذوالفقاری


سال 1367 بود که محمدهادی ذوالفقاری مصادف با شهادت امام هادی(ع) به دنیا آمد. مداحی می‌کرد. اکثر اوقات ذکر سینه زنی هیئت را می‌گفت. اخلاص او زبانزد رفقا بود. هادی بعد از پایان خدمت، چندین کار مختلف را تجربه کرد و بعد از آن، راهی حوزه علمیه شد. زیرا راهی جز طلبگی در نجف پاسخگوی غوغای درون هادی نبود. از خصوصیات بارز هادی کمک پنهانی به نیازمندان چه در ایران و چه در عراق بوده است که این از اظهارات بعضی نیازمندان بعد از شهادتش روشن شد.


در عراق هم دست از کار فرهنگی برنداشته بود. بچه های حشد الشعبی (بسیج عمومی عراق) از او خواسته بودند برایشان چفیه، پرچم و اقلام فرهنگی تهیه کند. به او اطمینان داشتند. حدود 40 هزار چفیه برای حشدالشعبی خریده بود. سربندهای 20 سانتی متری درست می‌کرد، اسامی معصومین را با خط زیبا می‌نوشت و با خودش به نجف می‌برد. خیلی دوست داشت به سوریه برود و مدافع حرم حضرت زینب سام الله علیها باشد. ولی خدا برایش دفاع از حرم عسگریین را نوشته بود. بهمن ماه بود. شش روز از آخرین اعزامش می‌گذشت. هادی به همراه بقیه مدافعین حدود 20 کیلومتر جلوتر از حرم می‌ایستادند و شبها را برای استراحت به حرم باز می‌گشتند. یک روز ظهر هادی به همراه 20 نفر یک جا مشغول مبارزه بودند که تنها ایرانی آن‌ها هادی بود. یکی از ماشین‌های عراق به دست داعش افتاده بود. آن ماشین را بمبگذاری می‌کنند و می‌آیند تاعملیات انتحاری انجام دهند. وقتی نیروهای عراقی متوجه می‌شوند، سه تا آرپی جی به سمت ماشین شلیک می‌کنند اما چون ماشین ضد زره بوده آرپی جی‌ها به آن صدمه نمی‌رساند. ماشین به سمت نیروهای عراقی می‌آید و خود را منفجر می‌کند و هادی به شهادت می‌رسد. در روز 26 بهمن ماه 93 در شهر سامرا شهید شده و فدای امام هادی(ع) شد. پیکر مطهر او طبق وصیتش در وادی السلام شهر نجف به خاک سپرده شد.


 


شهید علی یزدانی


شهید مهندس علی یزدانی در دوم شهریور سال 1357 در شهر اردبیل  و در خانواده ای متدین و محب اهل بیت علیهم السلام به دنیا آمد. پدرش چون در شبهای قدر متولد شد نامش را علی گذاشت تا همیشه زیر سایه ی ائمه اطهار بزرگ شود و علی وار زندگی کند. دوران کودکی را در اردبیل و درشهرستان سرعین گذراند و در شش سالگی بهمراه خانواده به تهران آمدند و در محله فلاح  ساکن شدند. بعد از گرفتن دیپلم درسال 1376 وارد خدمت سربازی شد. علی در حین خدمت به درس خواندن مشغول شد و با پشتکاری که داشت در کنکور موفق به قبولی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه زاهدان شد. دوران دانشگاه با تمام فراز و نشیبهایش در سال 81 به پایان رسید. شهید علی(نفر سمت راست)بعد از 4 سال دوباره راهی تهران شد و ادامه خدمت خود را به پایان رساند و در سال 83 با جذب در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حضور داوطلبانه در نیروی قدس سپاه، در یکی از تخصصی‌ترین و موثرترین فعالیت‌ها اشتغال پیدا کرد. ده سال در این نیرو فعالیت می‌کرد.


اواخر سال 91 بود که در سوریه جنگ شروع شد و زمزمه‌های رفتن آغاز شد. خرداد 92 بود که به سوریه رفت و 49 روز در منطقه ماند. یزدانی از دوستان نزدیک شهید محمودرضا بیضایی بود. بعد از بازگشتن از سوریه، زمزمه رفتن به عراق را مطرح کرد. زمانی بود که حرمین عسکریین از سوی مزدوران داعش بشدت تهدید می‌شد و دوستان اهل‌بیت(ع) برای دفاع از حریم مقدس ایشان راهی عراق شدند. علی یزدانی سال 93 برای دفاع از حرمین عسکریین سه بار به عراق رفت. در آخرین ماه سال93 برای آخرین بار به عراق اعزام شد. تحویل سال 94 در کربلا حضور داشت و در سوم فروردین ماه مصادف با شب شهادت حضرت زهرا(س)درمنطقه عمومی نهروان در جنوب بغداد با آتش پهپادهای آمریکایی شربت شهادت نوشید و از پیکر مطهرش جز تکه‌هایی چند بازنگشت.


 


شهید حمیدرضا اسداللهی


شهید پاسدار حمید رضا اسداللهی، متولد بهمن ماه سال 63 در تهران بود. او یکی از اعضای اصلی مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی به شمار می‌رفت که تاکنون اقدامات و فعالیت‌های گسترده‌ای را در عرصه‌های تربیتی و فرهنگی در کشورهایی چون پاکستان، عراق و لبنان ساماندهی و مدیریت کرده بود. شهید اسداللهی از فعالان و نخبگان حوزه بین الملل بود که ارتباط مؤثر و مستمری با نیروهای جهادی دیگر کشورها داشت. او دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات عرب در دانشگاه تهران بود. فعالیت‌های فرهنگی مختلفی در کشورهای مسلمان منطقه داشت، قاری برجسته قرآن کریم، محقق و پژوهشگر قرآنی و از بانیان کنگره لقاءالحسین (ع) بود. حضور در جبهه مقاومت، دلیلی شده بود که شهید  از یمن، عراق، سوریه، بحرین، پاکستان و افغانستان رفقایی پیدا کند.  با وجود اینکه میدان جهاد برای او جغرافیایی به وسعت خط مقاومت اسلامی بود و فعالیت وسیع خود را در کشور عراق انجام داده بود اما نهایتا در حلب سوریه به شهادت رسید. آن هم در ظهر روز 29 اذر 94 به خاطر اصابت ترکش خمپاره به گردن اتفاق افتاد.


با خبر شهادت این شهید والامقام، مراسمی  در کشورهای عراق و یمن و پاکستان برای بزرگداشت وی برگزار شد. در مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر این شهید مدافع حرم، دوستان عرب زبان او از کشورهای عراق و لبنان نیز حضور داشتند.  «سید زمان جواد علی» از جمله دوستان عراقی او بود که برای آخرین وداع با شهید از نجف به تهران آمد. او 6 سال دوست و همراه شهید اسداللهی بود. می‌گوید:  او یک مجاهد در خدمت امام حسین(ع) بود. در عراق برای همه زائرین از نجف تا کربلا و تا کاظمین بدون چشم داشت فقط برای خدمت کار می‌کرد. ما با هم عهدی بسته بودیم که در ایامی که حمید به نجف و کربلا می‌آمد، با کمک یکدیگر به زوار امام حسین(ع) خدمت کنیم. بعد اربعین با او تماس گرفتم و گفتم: «امسال کربلا و نجف می‌آیی؟» گفت: «نه!» من کمی شک کردم و پرسیدم: «کجا می‌خواهی بروی؟ می‌خواهی بروی سوریه؟ » گفت: «تقریبا .» پیگیر احوال حمید بودم. حمید بعد از آن یک روز دیگر هم با من تماس گرفت و گفت: «برو حرم. برای من دعا کن که شهید شوم.» آخرین بار وقتی با او تماس گرفتم تا صحبت کنم متوجه شدم که شهید شده است.


احسان صدری از دیگر دوستان شهید هم می‌گوید: حمید دید خود را از مسجد خود، شهر خود و کشور خود توسعه داده بود به مرزهای بین المللی. در عراق، پاکستان، لبنان، یمن، نیجریه و… فعالیت‌های مختلف داشت. وقتی خبر شهادتش را به پدر و مادر شهید عماد مغنیه دادند، آن‌هاهم منقلب شده بودند. در کشورهای مختلف فعالیت‌های مختلفی هم داشت. در  بحث مدارس شیعه در پاکستان، فعالیت داشت. در لبنان فعالیت فرهنگی در حزب‌الله داشت. در عراق در موسسات فرهنگی مختلف فعالیت داشت. در طرح «شجره طیبه صالحین» بسیج کشور که در مرکز مطالعات راهبردی و تربیت اسلامی برنامه ریزی شد و در واقع مرکز مطالعات  مغز متفکر این طرح بود، نقش داشت. حمید آقا در کانون بین الملل این مرکز فعالیت داشت که کلا دغدغه‌اش این بود که این این شجره طیبه صالحین که در کشور ما شکل گرفته را هم بتواند در کشورهای دیگر رواج دهد. از جمله در کشورهای لبنان و عراق. با فعالیت حمید آقا الحمدلله در کشور عراق واقعا معجزات زیادی دیدیم. افرادی آنجا تشنه این اطلاعات هستند که بدانند چگونه باید بسیج را تشکیل دهند.


منبع: تسنیم

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

حجت الاسلام والمسلمین زمانی: مفاد سند 2030 اعتقادات،امنیت و فرهنگ دینی ما را نشانه گرفته است

[ad_1]


صدای شیعه: حجتالاسلام والمسلمین زمانی در جمع مدیران حوزوی در مرکز مدیریت حوزههای علمیه با ذکر این مطلب که برخی از دولتمردان پس از بیان لغو سند2030 به شکلی سخن گفتند که گویا این سند قرار نیست واقعا لغو شود، گفت: در دو ماه اخیر تمام سندهای 2030 را در مرکز بررسی کردیم و در 19 محور نقد جدی به آن وارد شد؛ در این مدت تمام اشکالات اسناد را بررسی کردیم و مقایسه ای بین آیات قرآن و روایات و این محورهای 19گانه انجام شد و نقاط افتراق شدید و جدی این محورها با قرآن کریم و روایات بررسی شد.


وی افزود:این محورها پس از تدوین به رویت مدیریت حوزههای علمیه آیتالله اعرافی رسید و از سوی این ایشان، این گزارش به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شد.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی اظهارکرد: در انتقاداتی که به انتقادات نسبت به این سند مطرح شد مطالب مختلفی مطرح شد که به نظر میرسد تلاشها برای در جریان ماندن آن کاهش پیدا نکرده است؛ به همین دلیل حس کردیم که حوزه باید با قوت و قدرت در این زمینه وارد شود.


مسئول دفتر امور اجتماعی و سیاسی  حوزه های علمیه اظهارکرد: سند 2030 در واقع دارای سه سند است که متاسفانه هنوز تفکیک این سه سند به شکل شفاف بیان نشده است؛ سند اول سندی است که سازمان ملل آن را تصویب کرده است؛ آنها سند 2015 را در سال 2000 میلادی برای پیشرفت در جهان امضا کردند.


استاد حوزه بیان کرد: آنها این سند دوم را در سال 2015 برای 2030 نوشتند که آن سند یک سند عام پیرامون آب و هوا و دین و بهداشت و آموزش و… است؛ این سند 2030 در واقع توسعه پایدار است که ایران نیز آن را امضا کرده است.


وی گفت: 17 سند اساسی در آن ذکر شده است که چهارمین هدف آن آموزش است و مسئولیت آن نیز بر عهده یونسکو است؛ به منظور تحقق هدف چهارم سند 2030 یونسکو وارد میدان شد؛ یونسکو به همین مناسبت یک سند 2030 ویژه آموزش نوشت و اجلاسی را در اینچئون کره جنوبی برگزار کرد شد و با حضور اعضا از جمله ایران سند 2030 آموزش جهانی را نوشتند.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: وزیر آموزش و پرورش ما در این اجلاس عضو بود که یک نمایندگی در تهران از یونسکو داریم که مدیریت آن را ایران تعیین کرده است و ایشان نیز آن را امضا کرده است؛ این سند دوم 2030 است که روی آن اشکالات و انتقادات زیادی داریم.


مسئول دفتر امور اجتماعی و سیاسی حوزه های علمیه بیان کرد: دولت در شهریور سال 95 این مطلب را تصویب کرد که وزیرآموزش وپروش و نماینده یونسکوو… برای اجرای آن در ایران یک سند بومی سازی شده را بنویسند که 30 گروه علمی این سند را  در بیش از 300صفحه به نگارش در آوردند و این سند مصوبه دولت است.


وی گفت: رهبر معظم انقلاب انتظار داشتند که پیش از ایشان مسئولان ورود کرده و انی مساله را پیگیری کنند ولی وقتی کاری انجام نشد ایشان وارد صحنه شدند و به همین دلیل نیز به دولتمردان و شوراهای مربوطه از جمله انقلاب فرهنگی نیز نقدهایی وارد کردند زیرا این خطر جدی انقلاب ما را تهدید می‏کند.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی اظهارکرد: نقدهایی که در این زمینه مطرح شده است و حوزه آن را تهیه کرده است نقدهای جدی است؛ به همین مناسبت قرار است که بیانیه ای از سوی مدیران بخش های پنج گانه حوزوی (شورای هماهنگی مدیران مراکز حوزوی) ارایه شود.


این استاد حوزه تصریح کرد: اولین محوری که در این زمینه مطرح شد، این است که جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر منابع قرآن و احادیث و فقه قوی است و هیچ نیازی به اسناد بیمار غربی نداریم؛ ایران در سالهای اخیر بر اساس امر رهبری سندهای آموزش و پرورش و سند جامع و.. را تصویب کرده است و این موارد با تایید رسمی رهبری بوده است ولی تا الان برای اجرای آن سرعت عمل نشان داده نشده است.


وی گفت: در تدوین این سند بومی شده به قدری سرعت به خرج داده شد که ایران جزو رتبه های اول دنیا در اجرای سندهای یونسکو شده است؛ در حالی که نیاز نیست که این گونه اسناد به این سرعت نوشته شود.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی بیان کرد: محور دوم آن است که اگر قرار است سندی در عرصه بینالمللی امضا شود و به قولی از این گونه اسناد بین المللی کناره گیری نکنیم باید این گونه مصوبات از مسیر قانونی طی شود.


وی گفت: اگر این سند بین المللی، فرهنگی باشد باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شود و اگر سند بین المللی و بیرونی باشد و جزو سندهای سیاسی باشد باید در مجلس تصویب شود که این کار انجام نشد.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی اظهارکرد: محور سوم مساله امنیت است؛ در این سند تعهد داده شده است که اطلاعات شیوه‌های اموزشی کشور را باید مرتبا به یونسکو ارایه دهیم و امکانات دسترسی آنها را به اطلاعات کشور فراهم کنیم؛ ظاهر کار آموزشی است ولی سازمان های جاسوسی دنبال بهانه ای برای ورود به سیستم اطلاعاتی ما هستند.


وی گفت: محور چهارم این است که بیان شده که ما در این سند تحفظ کردهایم؛ مساله تحفظ از جمله موارد مرسوم در سازمان ملل است که اگر کشوری در امضای یک سند مشاهده کند که موادی از آن با فرهنگ و دین و عرف خود مغایرت دارد اعلام تحفظ می‏کند.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: درست است که ایران این کار را در این خصوص انجام شده است ولی مشکل این است که این شرط تحفظ مشکلاتی دارد ؛اول اینکه تحفظات ما با روح این سند مخالف است ؛ دوم اینکه دولتهای استعمارگرغربی دنبال بهانه هستند و مواردی که تحفظ انجام می‏شود اندک است.


مسئول دفتر امور اجتماعی و سیاسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه گفت: محور پنجم مساله آموزش جامع جنسی است که درمحتوای آن سند تصویب شده است که در همه مدارس آموزش جامع جنسی انجام شود؛در اسناد سازمان ملل توضیح داده شده است که این اصل مبتنی بر مساله کنترل جمعیت و جلوگیری از ایدز است.


وی تصریح کرد: این در حالی است که این سخنان در غرب معنا دارد ولی در ایران چنین مسایلی مفهوم نیست؛ مساله اول آن است که آموزش جامع جنسی از کنترل نسل فراتر است؛ پیشگیری یک مطلب است  ولی باید مشخص شود که آموزش جنیسی به چه معنی است.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: مشکل این است که آنها می گویند روابط دختر و پسر باید بهداشتی باشد یعنی اینکه روح زنا کاملا مشروع است و تنها باید مراقب مشکلات آن باشند؛ نکته دیگر آن است که کنترل نسل در ایران ممنوع است.


استاد حوزه بیان کرد: مشکل دیگری که در بحث تحفظ مطرح است آن است که هیچ کدام از موارد غیر شرعی در یونسکو حذف نشده است بلکه تصویب شده است.


وی گفت: محور ششم، پیشگیری از باروری زودهنگام است؛ در این سند نوشته شده است که بارداری زودهنگام نباید انجام شود که معنی آن بارداری زیر 18 سال است؛ این مساله با دین ما سازگاری ندارد زیرا اگر این قانون دینی بود پربرکت ترین ازدواج تاریخ اسلام یعنی ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) محقق نمیشد و این برکات در عالم فراگیر نمیشد.


حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: محور هفتم رشتههای آموزشی است که باید تساوی در این زمینه انجام شود؛ یعنی پسران می‏ توانند متخصص زنان و بارداری شوند و زنان در معدن کار کنند در حالی که چنین امری درست نیست و تا زمانی که دختران ما در این رشتهها حضور دارند، دلیلی ندارد که یک مرد متخصص مامایی و زایمان باشد؛ماعدالت جنیسیتی را قبول داریم نه برابری جنسیتی.


منبع: حوزه نیوز

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

ماراتن یک هفته‌ای ترویج عفاف برنده‌ای ندارد

[ad_1]


ماراتن یک هفته‌ای ترویج عفاف برنده‌ای ندارد


هفته عفاف و حجاب به پایان رسید اما نمی‌توان توقع داشت که معضلات فرهنگی را با فعالیت‌های کوتاه مدت برطرف کرد؛ در واقع می‌توان گفت که ماراتن یک هفته‌ای برای ترویج عفاف و حجاب برنده‌ای ندارد.


صدای شیعه: هفته عفاف و حجاب از 17 تا 23 تیرماه، به منظور پاسداشت شهدای فاجعه مسجد گوهرشاد و سایر شهدای عفاف و پاکدامنی و سالروز حمله رژیم پهلوی به معترضان کشف حجاب در سال 1315 با شعار «حیا و عفت، ندای فطرت، گفتمان برتر» برگزار شد.

در این راستا دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف به منظور بزرگداشت این هفته و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب پیرو مصوبه قرارگاه مرکزی امام کاظم(ع) موظف به اجرای برنامه‌های‌ مختلفی هستند. 25 دستگاه متولی اجرای قانون عفاف و حجاب هستند که در طول سال باید نسبت به اجرای وظایف خود اقدام کنند اما در طول این هفته نیز برنامه‌های ویژه‌ای برای آنان در نظر گرفته می‌شود.

از جمله این دستگاه‌ها می‌توان به شهرداری‌های سراسر کشور، وزارت صنعت، معدن و تجارت، نیروی انتظامی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، سازمان صدا و سیما، وزارتخانه‌ها، مرکز رسیدگی به امور مساجد و .. اشاره کرد

در اینکه این دستگاه‌ها در طول سال به درستی به وظایف خود عمل نمی‌کنند شکی نیست چرا که وضعیت جامعه امروز خود گواهی بر کم کاری‌های صورت گرفته و کم رنگ شدن عفاف و حجاب در جامعه است. اگر فرض بگیریم که دستگاه‌های متولی در طول هفته‌ای که به موضوع «حجاب و عفاف» اختصاص یافته است به اجرای وظایف خود پرداخته‌اند، باز هم نمی‌توان امیدی به بهبود اوضاع داشت چرا که مسائل فرهنگی از چنان عمق و گستردگی برخوردار هستند که نیاز به برنامه‌ریزی‌های دقیق، منسجم و متوالی دارد و فعالیت‌های مقطعی و کوتاه مدت نمی‌تواند در این زمینه مثمرثمر باشد؛ در واقع ماراتن یک هفته‌ای برای ترویج عفاف و حجاب برنده‌ای ندارد

مینو اصلانی، رئیس بسیج جامعه زنان کشور در گفت‌وگو با ایکنا در بررسی اقدامات انجام گرفته طی هفته عفاف و حجاب از سوی دستگاه‌های متولی گفت: یکی از مهمترین رویدادهای این هفته برپایی  اجتماع مردمی «صیانت از حریم خانواده» در 530 نقطه کشور بود که با استقبال خوب مردم مواجه و دستگاه‌های مختلفی برای هماهنگی اجرای آن پای کار آمدند که از جمله می‌توان به استانداری‌ها و فرمانداری‌ها اشاره کرد.

وی همچنین از عملکرد شهرداری تهران در هفته عفاف و حجاب تقدیر کرد و گفت: این نهاد با محتوای غنی، کار با فضاسازی و ارائه پیام‌های کوتاه توانست فضای خوبی را در سطح شهر ایجاد و به وظایف خود به خوبی عمل کند.

اصلانی برپایی نمایشگاه‌های عفاف و حجاب از سوی نهادهای مختلف را نیز مثبت ارزیابی کرد و گفت: محتوا و محصولات مطلوبی در این نمایشگاه‌ها عرضه شد که می‌توانست جذب کننده افراد غیرمحجبه نیز باشد و آنان را نیز به فکر وادارد.

رئیس بسیج جامعه زنان کشور با بیان اینکه هنوز رصد دقیقی از فعالیت‌های صورت گرفته از سوی نهادهای متولی برای بزرگداشت هفته عفاف و حجاب صورت نگرفته است، گفت: طی روزهای آتی این مهم از سوی وزارت کشور صورت می‌گیرد تا مشخص شود سازمان‌های مختلف بر اساس وظایفی که در ابلاغیه درج شده بود اقدام به انجام چه اموری کردند و از انجام کدام بخش از مسئولیت‌هایشان سر باز زدند.

وی مطالبه بسیج جامعه زنان کشور را بررسی دقیق عملکرد نهادهای متولی طی هفته‌ای که گذشت و بازخواست خاطیان و کم کاران در این زمینه خواند و تصریح کرد: ترویج عفاف و حجاب با کار یک هفته‌ای صورت نمی‌گیرد و علاوه بر عزم مسئولان، مطالبه مردمی را نیز می‌طلبد. قشر محجبه و معتقد جامعه ما نیز باید مطالبات خود را در این زمینه بیان و بنا به فرموده مقام معظم رهبری آتش به اختیار عمل کنند.


منبع: ایکنا

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع